حقوق بین الملل خصوصی

تعریف:

بر اساس مفهوم حقوق در یکی از معانی حقوق ،حقوق عبارتست از علم حقوق یعنی دانشی که موضوع بخش قواعد و مقررات است اگر این معنی را در نظر بگیریم می توانیم بگوییم که حقوق رشته ای از علم حقوق است که از روابط خصوصی اشخاص در سطح بین الملل صحبت می کند .این تعریف مد نظر ما نیست برای اینکه موضوعات و طرح در حقوق را با معنای دیگر حقوق تعریف می کند .مثلاً حقوق مدنی،اداری ،اساسی برای اینها نمی توان گفت که رشته ای از علم حقوق است .

مفهوم نوعی حقوق:

مجموعه قواعد و مقررات که روابط خصوصی اشخاص را در جامعه مد نظرقرار می دهد با توجه به این مفهوم (مقررات)در تعریف بین الملل خصوصی می توان گفت ج ب خ مجموعه قواعد و مقرراتی است که روابط خصوصی افراد را در سطح بین الملل تنظیم می کند .اولاً باید گفت هر جا جامعه ای باشد به ناچار باید حقوق هم در جامعه شکل بگیرد .اجتماع متشکل از روابط است کتشکل از اشخاص مستقل نظیست .جامعهئ مجموعه ای از اشخاص به هم پیوسته است بنابراین در جامعه ای برای تنظیم روابط فرد با فرد –فرد با دوست نیازمند قوانین است که ما آن را حقوق داخلی (ایران،آلمان و ...)می شناسیم.

حقوق:

1-داخلی:

1-خصوصی¬رابطه فرد با فرد

2-عمومیرابطه فرد با دوست و دولت نماینده عموم (مالیت –جزایی-کیفری)

2-بین الملل

1-خصوصی¬روابط افراد با فرد دیگر در کشور (ازدواج ایرانی با فرانسوی)

2-عمومی¬روابط دولت و مقررات آنها

روابط خصوصی منظور حقوق مدنی اشخاص است حقوقی است که شخص در اجتماع در مقابل سایر اشخاص دارد(ارث-معاملات-به دنیا آوردن فرزند-ازدواج)

بر اینکه موضوع مشمول ح ب خ باشد»:

1-جنبه بین المللی داشته باشد ¬ به کشور دیگر هم مربوط شود-فرامرزی(در ح خ عامل خارجی دخالت دارد .مسئله ما را به کشور دیگر ربط می دهد (مثلاً تابطعیت ازدواج)

2-موضوع از مسائل حقوقی خصوصی می باشد.

مسائل حقوق عمومی مربوط به نظم عمومی هر کشور است.

معنای حقوق:

1-شخص در اجتماع در مقابل دیگران دارد باید به این توانایی احترام بگذارند .مانند:حق مالکیت (برای خرید یک کتاب حق مالکیت داریم)

2-مجموع قواعد و مقررات(قوانین)

3-پولی که کارمندان دولت در یافت می کنند.

مثال:

دوایراتنی در آلمان قرارداد می بندند جنبه بین المللی دارد چون محل انعقاد قرارداد آلمان است اگر دو ایرانی در آلمان ازدواج کنند بین المللی دارد.اگر دو نفر فرش خرید و فروش را در ترکیه تحویل بگیرند جنبه بین المللی دارد.

اگر یم ایرانی خارجی راسیلی بزند جنبه بین المللی ندارد.

وجه اشتراک و اختلاف ح ب خ و ح ب ع

1-هر دو تعلق به جامعه بین الملل دارد ¬اشتراک

تفاوت

1-از حیث اشخاص دارنده حقوق منظور اینست که چه کسانی می توانند از ب خ استفاده کنند چه کسانی از ح ب عمومی.بین الملل عمومی که مجموعه قواعد و مقررات حاکم بر چه کسانی استدر پاره ای از موارد دولت ها مشمول ح ب خ می شوند یعنی گاهی به دولت باید مانند اشخاص نگاه کرد.(خصوصی:فرد با فرد-عمومی:فرد با دولت)

وظایف دولت

1-عمل حاکمیت:برای اداره دولت لازم و به جز دولت کسی نمی تواند آن را انجام دهد(امنیت ،آرامش،آموزش عمومی)

عمل تصدی:کارهایی مانند اشخاص می دهد:مانند اصل ع ع

اگر یک آلمانی در ایران کلاهبرداری می کند طبق قانون ایران رسیدگی می کنند.

2-از حیث مرجع صالح برای رسیدگی .(اختلافات بین المللی از طریق دیپلماتیک حل می شوداگر حل نشد توافق می کنند که حقوق عمومی در دیوان دادگستری بین المللی حل شود ولی مرجع صالح برای رسیدگی به مسایل حقوق بین المللی خصوصی دادگاه عمومیهر کشور است.)

اگر یک ایرانی در آلمان با یک آلمانی قرارداد ببندد  و اختلاف بین آنها باشد ایرانی می تواند هم در دادگاه ایران و آلمان اقامه دعوی کند.

3-از حیث وحدت یا کثرت منظور اینست ذکه ح ب عمومی چون نسبت به تمام دولت ها اجرا می شود و درجه شمول آن نسبت به همه کشورهاست لذا پس از یک حقوق بین الملل وجود ندارد.اشتراک هر دو متعلق به جامعه بین الملل دارد.

اختصاصی:در برخی دولت ها مشمول ح-خ هستند یعنی به دولت مثل اشخاص باید نگاه کرد .

1-حاکمیت

2-تصدی:اصل44

مرجع صالح رسیدگی:ح-ع دیوان دادگستری بین المللپ

ح-خ دادگاه عمومی

نی بوایه:این رشته از حقوق بین المللی نیست بلکه داخلی است زیرا برخی منابع آن داخلی است و هر جامعه ای موافق مسائل خود قوانین مربوط به آن را وضع می کند از طرفی روش مطالعه آن مطابق روش حقوقی داخلی بوده حقوق  بین الملل عمومی یکی است و شامل همه کشورها می ود ولی خصوصی در کشوری جداگانه است.

جلسه دوم:

ایرادات:

جنبهخ بین المللی ندارد چون منابعش داخلی است .ایرادات وارده بر حقوق بین الملل خصوصی صفحه 3 می گوینذد هر چند قواعد و مقررات در داخل ایجاد می شود ولی هر شکور در هناگم وضع قواعد به مقررات کشور دیر توجه دارد .علت بین المللی بودن این رشته اینست که موضوعات مطرح در این رشته به کشورهای دیگر هم مربوط می شودموضوعاتی که در ح خ مطرح می شود به دلیل دخالت خارجی به بیرون مربوط می شود .علت بین المللی بودن:موضوعات مطرح شده مربوط به یک کشور نیست.از صحبت خصوصی بوال حقوقدانان ایراد دارند :

1-این رشته از حقوق خصوصی نیست چون امروزه حقوق خصوصی معنا نداردو معتقدند کشورها هنگام وضع قاعده منافع کشور را مدنظر قرار می دهند نه منافع خصوصی افراد را.

پس این رشته جنبه خصوص ندارد.این ایرادات قابل توجه نیستند چون انکار حقوق خصوصی درست نیست چون در برخی مسایل افراد باید وجود داشته باشند.

در همه قانونمداری ها دولت بیشتر منافع افراد را در نظر می گیرد.

کسانیکه ایراد می گیرند تاکنون یک اسم خاصی برای اسن پیدا نکرده اند .

تاریخچه حقوق بین الملل خصوصی:

در عهد باستان برای اشخاص بیگانه شخصیت حقوقی قائل نبودند بیگانه نه حق و تکلیفی داشت ح ب خ نتیجه روابط بین المللی است .فقطدر برخی موارد که عهدنامه ها بین دولت ها وجود داشت و در آن عهدنامه اجازه داده می شد یک فرد به کشور دیگر برود و دیگری از طریق طمیهمان نوازی بود.اما این جنبه فردی داشت و دیگر مورد حمایت آن حمعه نبود.

رم =دشمن

در دوره حقوق رم بیگانه را دشمن تلقی می کردند به عنوان برده می گرفتند هیچ حقی یبرای بیگانه قایل نبود تنها از طریق عهدنامه این امکان وجود داشت.

بعداً که روم سرزمین های دیگر را گرفت مرزها برداشته شد رومی با غیر رومی آمیخته شد در آنجا 2 نوع قاعده اعمال می شد یک قاعده برای رومی ها و یک قاعده برای غیر رومی ها .یعنی بر اساس اصل و نسب قانون ایجاد می کردند.یکی را حقوق داخلی می گویندو دیگری را حقوق خارجه .وقتی کشور روم کشورهای همسایه را گرفت و با هم شدند بحث رومی و غیررومی نبود.

در ابتدای قرن 13 ایتالیا به شکل فدرال اداره می شدهر کدام از ایالات قانون خاص خود را داشتند و از اینجاست که شکل تعارض قوانین در آن ظهور پیدا می کند.

وقتی یک فردی از یک ایالت با یک ایالت دیگر معامله می کرداشکال ایجاد می شد که قانون کدام کشور حاکم باشد  مانند کشور آمریکا (قانون متحد الشکلی را وضع کرد ولی قانون مدنی شان متفاوت است)این قضیه شدت ÷یدا کرد ولی ایتالیایی ها با کشورهای دیگر ارتباط برقرار کردند مثلاً وقتی که ایتالیایی با اسپانیایی معامله می کردسؤال بود که قانون کجا باید اجرا شود.تا اینکه کم کم حقوقدانان به فکر راه حل افتادند .زیرا عملاً از طریق عرض یکه قواعد به وجود آمد که متفاوت از ح داخلی بود این قواعد زمانی اجرا می شد که ایتالیایی با خارجی معامله می کرد و جنبه بین المللی داشته باشد.پس بنابراین یک سلسله قوانین و مقررات در ایتالیا بوجود می آید و زمانی کاربرد دارد که جنبه بین المللی داشته باشد .

از جمله(ومولن)امروزه در هر کشوری یک سری قواعدی است که روابط اشخاص را بیان می کند.

قلمرو حقوق بین الملل خصوصی:

موضوعات ج خ

شمول حقوق بین الملل خصوصی چه چیزهایی است؟موضوعش چیست؟از قرن 13 تا 19 تنها موضوع در ح خصوصی تعارض قوانین بود برای اینکه یک سلسله مقررات در ایتالیا به وجود آمد که می خواست آن را رفع کند.قاننونی وضع شد که اگر قرار داد در ه کجا بسته شود قانون آن کشور حاکم استو همه هم پذیرفتند..ولی از 19 به بعد نظریات جدید مطرح شد که آیا تعرض قوانین تنها موضع ح ب خ است یا موضوعات دیگر وجود دارد؟

1-تعارض قوانین

2-تعارض قوانین تعارض دادگاه

3-تعارض قوانین-تعارض دادگاه-وضع حقوقی بیگانه

4-تعارض قوانین-تعارض دادگاه-وضع حقوقی-تابعیت

5- تعارض قوانین-تعارض دادگاه-وضع حقوقی-تابعیت-اقامت گاه

در اینجا چند عقیده مطرح می شود:

1-هنوز هم در آلمان و آمزریکا طرفدار دارد اینست که ح ب خ منحصر به تعارض قوانین است تنها موضوع در ح ب خ تعارض قوانین است زیرا باعث تعارض نسبت به سایر عب ها استقلال دارد.اولین استقلالش از جهت منبع است منبعش تازه قوانین است رویه قضائی یعنی آرا دادگاه ها تازه است.رویه قضائی ابتدا از طریق عرف به وجود آمد و بعد  در داگاه فرانسه مورد استناد قرار گرفتبعد رای صادر کردند بعد به رسمیت شناختند (تعارض قوانین آرا دادگاه ها ناشی شده )ولی منبع سایر قوانین است که در مجلس به تصوویب می رسدو همینطور موضوعاتی در تعارض قوانین مطرح می شود که در جای دیگر بحث نمی شود مثلاً صحبت از قواعد حل تعارض –صحبت از توصیف-احاله-تعارض متحرک که به غیر از تعارض قوانین در هیچ حا مطرح نمی شوداین نویسنده اسم کتاب ح ب خ را تعارض قوانین می گذارند.

2-درکنار تعارض قوانین باید از تعارض دادگاهها هم بحث کرد زیرا شباهت های بین این دو وجود دارد (در تعارض قوانین می خواهیم بدانیم کدام قانون را اجرا کینم)در تعارض دادگاه (کدام داگاه صلاحیت رسیدگی دارد).

در هر دو هدف حل تعارض است به خاطر مشابهت و تاثیری که بر هم دارند به ویژه تاثیری که حل تعارض قوانین بر حل تعارض دادگاه دارند می گویند باید از هر دو بحث کرد که این نظر در فرانسه با تن و پیه مطرح شد ولی امروز در انگلوساکسون (طرفدار نظام حقوقی انگلیسی )هستند.

 3-در اسپانیا-آمریکا-ایتالیا ح ب خ را شامل تعارض قوانین –تعارض دادگاهو وضع حقوقی بیگانگان می دانندیعنی تشخیص اینکه یک بیگانه در داخل کشورچه حقوقی دارد.وضع حقوقی بیگانه  مقدم تعارض قوانین است مثلاً بیگانه می تواند در ایران ازدواج کند.

3-علاوه بر سه تا شامل تابعیت هم می شود.در فرانسه بیشتر مطرح هست.

حقوقدانان علت این نظر را این می دانند که تابعیت کاملاًذر ارتباط باعث تعارض قوانین است معتقدند تابعیت مبنای همه آن بحث هاست(3 بحث) زیرا قبل از وضع حقوقی بیگانه باید بحث تابعیت مطرح شود.به چه کسی بیگانه و به چه کسی تابعه می گوییم.

5-حل تعارض قوانین در زمینه احوال شخصیهبه تابعیت بستگی دارد اگر در زمینه احوال شخصیه تعارض قوانین به وجود بیاید حل آن منوط به تابعیت است.از جمله در ایران و فرانسه مثلاً زن و مرد آلمانی در ایران طلاق می گیرند طلاق آنها تابع تعارض قوانین است.حل تعارض ایران در این زمینه اینست که حل تعارض شخصیه (نسب-ارث)تابع قانون کشور متبوعه است.

قانونگذار قانون کشوری را که شخص  تبعه آن است اجرا می کند بحث قانون آلمان مطرح می شود.[مثلاً یک مکزیکی در ایران معامله می کند کافی است که شخص 18 سال داشته باشد در امور مالی باید به سن رشد بگیرند.دختر 9 ساله پسر 13 یا 15 سال ولی در امور مالی تحت ولایت است می تواند از دادگاه حکم رشد بگیرد .اگر از کادرش ارث رسیده خود می تواند امضاء کند .پسر در 18 سالگی حکم رشد دارد.قانونگذار می گوید باید 18 سال داشته باشد ولی مکزیکی ها می گویند 24 سال داشته باشد .قانون مکزیک مطرح می شود.

راه حلش مبتنی بر تابعیت شخص است.

در انگلیس و ایران مطرح می شود که در کنار 4 موضوع از اقامت گاه هم بحث می کند.در انگلیس تعارض قوانین راجع به اشخاص حالیه را بر اساس اقامت گاه مطرح می کنند.[در ایران حقوق ب خ شامل تعارض قوانین –دادگاه-وضع حقوقی تابعیت اقامت گاه می شود.]

علت اینکه 4 تا را در ح ب خ مطالعه می کند چوان در ارتباط کامل با تعارض قوانین ایت که تعارض قوانین تنها موضوع ح ب خ را تشکیل می دهد.

موضوع اصلی ح ب خ تعارض قوانین است که روابط خصوصی افراد را در جامعه بین الملل مطرح می کند.

جلسه سوم:

منابه حقوق بین الملل خصوصی

یعنی مقررات از کجا ناشی می شود ح ب خ هم منبع داخلی دارد هم بین المللی .یعنی پاره ای مقررات در داخل حاصل می شود و برخی در سطح بین الملل کدامیک مهم اند؟آیا داخلی اهمیت دارد یا قواعدی که در سطح بین الملل است؟

پاسخ به این سؤال بستگی به این دارد که طرفدار ملی حطقوق بین الملل خصوصی باشیم یا طرفدار جهانی حقوق بین الملل.اگر معتقد به این باشیم که هر کشوری مستقل است و لذا هر کشوری باید  برای خود مقررات بین الملل خصوصی داشته باشد.ح ب خ مربوط به خود کی کشور استیعنی به تعداد کشورها حقوق بین الملل خصوصی دارد در اینصورت منابع داخلی مهم اند پس اگر  ما طرفدار ملی ح ب خ باشیم در اینجا منابع داخلی مهم اند ولی اگر ما طرفدار نظریه جهانی ح ب خ باشیم یعین اینکه همه کشورها یک دنیای واحد را تشکیل می دهد این نظریه مبتنی بر دهکده جهانی است هیچ کشوری نمی تواند جدا از کشور دیگر باشد .اگر چنین فکر کنیم که باید برای هر کشور یک ح ب خ وجود داشته باشد در واقع یک نظم وجود دارد مقررات بین الملی در اینجا مهم است.امروزه وجود هر دو (داخلی و بین الملل)لازم است.تفاوت فرهنگ مانع از اینست که حقوق مشترکی وجود داشته باشد یعنی قوانین داخلی مهم اند از طرفی امروزه شاهد  حرکت به جهانی شدن هسسیستم.امروزه دولت ها با عهدنامه قوانین مشترکی را بین خود امضا می کنند.(در تجارت اصل سرعت حکم می کند.)

در ح ب خ هر دو مهم هستند.

منابع ح ب خ :

1-منابع داخلی:قانون،رویه قضائی،عرف،دکترین

2-بین الملل،معاصر

اولین منبع ح ب خ داخلی قانون است و آن قانون مقرراتی است که با رعایت تشریفات خاص در مرجع قانونگذاری یک کشور به تصویب می رسد.در هر کشوری مقرراتی در زمینه بین الملل خصوصی در مرجع قانونگذاری به تصویب می رسد.گرچه قانونگذارباید یک سلسله قواعدی را وضع کرد.(قانون مدنی،قانون کار،قانون تجارت و...)

ولی در زمینه بین الملل خصوصی بین الملل در لا به لای قانون آورده .

یک آلمانی با یک ایرانی قراردادی در ترکیه منعقد می کنند در ایران ایرانی می بیند که کالا معیوب است بحث تعارض دادگاه است،قانون ترکیه اجرا می شود.ازدواج دو فرانسوی در ایران تابع حقوق فرانسه است.

رویه قضایی:آرائ صادره از دادگاهها

در معنی اعم کلمه یعنی آرائ صادره از دادگاهها ولی در حقوق ما وقتی از رویه قضایی بعنوان منبع حقوق صحبت می کنیم منظور رای این است که از حقوق دیوان عمومی کشور به منظور وحدت رویه صادر می شود و این در حکم قانون است و به معنی احض کلمه در کشور ما آن رای که از هیئت عمومی دیوان عالی کشور برای وحدت رویه صادر می شود و دادگاهها باید از آن پیروی کنند.

وقتی دادگاهها از این قانون تفسیر خاصی دارند .(در یک ماده قاضی تبریز و تهرانی هر کدام؟ خاصی داشته یک قانون ولی تغییر های متفاوت شده یعنی دو نفر در یک وضع مشابه قرار دارند قاضبی شعبه قانون هر کدام حکم متفاوتی دارند.در این صورت به پیشنهاد دادستان به هیئت عمومی می رود یعنی رؤسای تمام شعب و بالاخره نظر یکی و باکمی اصلاح تایید می کنند .این رای که از دیوانعالی کشور صادر  می شود رویه قضائی است.صرفاً رایی است که از هیئت عمومی کشور صادر می شود.در ایران رویه قضایی در زمینه ح ب خ با حضور  از روسای تمام شعب.

قرارداد تابع محل انعقاد عقد اینکه ابتدا عرف بود بعد ایرانی ها تبدیل به قانون کردند.

ضعیف است چون در گذشته ح ب خ زیاد توسعه نیافته بود.در عمل اشخاص باید  از تعداد اندک هم پیروی کنند(ولی در سایر کشورها مانند فرانسه رویه قضاظئی مهم تر است.)قانن کمتر تصویب شده قانون مفصل در مورد تابعیت است.روابط را در سطح بین المللی ر ویه قضائی مشخص می کند.)

عرف:

آن قاعده ای است که در نتیجه عادت در بین مردم بوجود می آید یعنی مردم یک سرزمین سالیان متمادی در خصوص یک موضوع به یک نحو عمل می کنندو این نحوه عمل در آنها به صورت عادت در می آید و بعد که مردم به انجام به این شیوه عادت کردند وجدان عمومی جامعه عمل آن شیوه را مذموم تلقی می مند یعنی وجدان عمومی؟از آن را زشت می  دانند در اینجا در نتیجه عادت عرف به وجود می آید.

در ایران عرفی رد زمینه ح ب خ وجود ندارد. برای به وجود آمدن عرف صدها سال لازم است در حالیکه ح ب خ در ایران 50 سال قبل شکل گرفته ولی در بسیاری از کشورها قواعد ح ب خ بصورت عرف باقی مانده .در ایتالیا اول بار عرف شکل گرفته(13 تنا 19 و تا حالا برخی از این قواعد بای مانده یا تغییر  پیدا کرده) وقتی عرف ها جریان پیدا کردند و به قرن 20 رسید دادگاه ها که به این عرف استناد کردند عرف ها تبدیل به رویه قضایی شد برخی کشورها این عرف ها را تبدیل به قانون کردند از جمله ایران.(امروزه بسیاری از قوانین انگلیس نوشته است ولی مسایل مدنی شان ننوشته است که ابتدا به صورت عرف بوده بعد تبدیل به رویه قضایی شده).

در کشور ما قاعده عرفی وجود ندارد.

دگترین:

در علم حقوق یعنی نظریه علمای حقوق:دکترین یعنی نظریع علما در فلسفه ،دکترین یعنی نظریاتی که در علم حقوق ،حقوقدانان می دانند اما دکترین منبع غیر مستقیم است .مثلاً قاضی هنگام صدور رای نمی تواند بگوید مثلاًنظر کاتو زیانم اینست من هم همین را می گویم .ولی قاضی که به قانون استناد می کند قانون را تغییر می کند،خود قضاوت از این می توان برخوردار نیستند.

بنابراین قانون را آنطور که مثلاً کاتو زیان تغییر کرده آن را به نام خود تفسیر می کند .بنابراین نظریه علما بصورت غیر مستقیم است.

جلسه چهارم:

منابه حقوق بین الملل خصوصی:

1-داخلی:قانون-عرف-رویه-دکترین

2-بین الملل:عهدنامه بین المللی-رویه قضائی-عرف بین المللی-اصول کلی بین الملل

عهدنامه یک قراردادی است سیاسی-اجتماعی-اقتصادی فرهنگی که بین دو یا چند دولت بسته می شود.عهدنامه در ح ب خ دارای آن درجه که در ب ح ع است نیت مهم ترین منابع ح ب ع را عهدنامه تشکیل می دهند کشورها برای تنظیم روابط خود قراردادهایی را منعقد می کنند و این قرار داد بنیان ح ب ع را تشکیل می دهد .ولی در حب خ عهدنامه این درجه اهمیت را ندارد.تعداد عهدنامه ح ب خ کم است عهدنامه به عنوان منبه ح ب خ منظورمان همهم عهدنامه های موجود نیست.موضوعات ح ب خ (تابعیت-حل تعارض-وضع حقوقی و ....)

مقررات ح ب خ ممکن به شکل عهدنامه دربیاید ولی عهدنامه در ح ب خ زیاد توسعه پیدا نکرده.

چه عواملی باعث شده عهدنامه در ح ب خ توسعه نیابد؟

1-چون دولت ها مستقیم در این مسائل ذینفع نیستند لذا علاقه ای به انعقاد عهدنامه از خود نشان نمی دهند در مسائل ح ب ع کاملاً ذینفع هستند ولی در ح ب خ مربوط به اشخاص است.

2-چون انعقا عهدنامه مستلزم گذشن از سوی طرفین است دولت ها دوست ندارند در زمینه مسائل خصوصی اشخاص تن به گذشت بدهند.

3-عهدنامه بعد از اینکه منعقد شد در داخل مشکل تصویب پیدا می کند عهدنامه در مسایل ح ب خ جنبه حیاتی ندارد .چون عهدنامه بعد از انعقاد  مشکل تصویب دارد ،دولت ها علاقه ای به آن نشان نمی دهند.

4-برذخی از عهدنامه هایی که در زمینه مسایل ح ب خ منعقد می شوند مکشکل مفادی دارنددر درون خود عهدنامه ها مشکل وجود دارد .مثلاً عهدنامه ها بین چند کشور منعقد شده است و ایران که می خواهد به آن بپیوندد لذا چون مفاد عهدنامه با فرهنگ ما سازگار نیست به تصویب نمی رسد .مسایل ح ب خ بر اساس اعتقادات آنها شکل گرفته همه آنها ریشه در فرهنگ دارد.

عهدنامه ها راجع به موضوعات ح ب خ هستند.

تابعیت:کشورها کمتر به مسئله تابعیت تن می دهند اثر هم باشد به منظورو جلوگیری از بدون تابعیتی یا تابعیت مضاعف است.مثلاً ایران و آلمان عهدنامه می بندد .اگر یک فردی تابعیت آلمان باشد با توجه به شرایط شخصی که تابعیت کجاست تابعیت مضاعف وی رابیان می کند.

وضع حقوقی بیگانگان:هدف اینست که می خواهند بیگانه در داخل کشور همانند اتباع حقوقی داشته باشند .مثلاً ایران و بلژیک عهدنامه می بندند ایرانیان همان حقوق بلژیک را داشته باشد.

تعارض دادگاه:کشورها اجازه نمی دهند کشورهای دیگر دز زمینه صلاحیت دادگاه دخالت کند ولی در زمینه اجرای حکم همکاری می کنند بیشتر در زمینه اجرای احکام استکه مثلاً حکمی که در ایران صادر شد در آلمان هم اجرا شودمثلاًطلاق زن و مرد ایرانی در آلمان که ارث شوهر در ایران است حکم آبلمان در ایران قابل اجرا نیست مگر اینکه دو دوست توافق کرده باشند و از ایران دستور اجرا بگیرندو اموال شوهر را توقیف کنند.

تعارض قوانین:هدف ایجاد؟ حقوق است سعی می کند کشورها با انعقاد قرارداد قوانین متحدالشکلی ایجاد کنند.مثلاً کشورهاوجمع می شوندراجع به حمل و نقل بین المللی بحث می کنند و کشورهای امضا کننده فقط از آن قاتنون استفاد ه می کنند.

عهدنامه:

بین امضا کنندگان لازم الاجر است است اصل نبی بودن عندنامه های دو جانبه بسته هستند امکان ورود کشور دیگر نیست ولی برعکس عهدنامه چند جانبه.

جلسه پنجم:

رویه قضائی بین الملل:

آرائی است که از مراجع بین المللی از جمله دیوان داگستری و از دیوان های بین المللی صادر می شود.وقتی در مورد راجع به حقوق  ب خ آرایی صادر می شود این مراجع مکرراً مورد استناد قرار می گیرد و محاکم داخلی در مورد لزوم  از این آرا استفاده می کنند.مثلاً قبل از ج ج دوم در دیوان دادگستری بین المللی راجع به یک شخصی دعوایی مطرح شد چند کشور از او حمایت سیاسی کردند .دیوان داگستری بین المللی مشاهده کرد چندین کشور حمایت سیاسب کردند (این دولت ها دعوایشان را در دیوان داگستری مطرح می کنند .افراد نمی توانند دعوایشان را در دیوان دادگستری مطرح می کنند مگر اینکه چند کشور از او حماین سیاسی کنند.)

دولت ها زمانی دست به این کار می زنند که با هم توافق کنند اشخاص حق مراجعه به دیوان داگستطری را ندارد.

قبل از ج ج دوم دیوان رای دادگستری بین المللی را داشسیستم که با ج ج دوم تعطیل شد و دیوان داگستری بین المللی بوجود آمد.

قبل از ج ج دوم راجع به یک شخصی چندین کشور از یک شخص حمایت سیاسی کردند دیوان گفت این شخص تبعه کدام کشور است در موردی؟ که یکی از موضوعات ح ب خ است چنین نظر دارد و گفت هیچ کشوری نمی تواند از فردی حمایت سیاس کند مگر رابطه این شخص با کشور رابطه موثر باشد.کشوری می تواند حمایت کند که تابعیت موثر و غالب باشد و فقط آن کشور از او حمایت سیاسی می کند.این رای بعداً در مراجع دیگر مورد استناد قرار  گرفت و همین راه حل تکرار شد و در سال 1361 مجدداً این راه حل برای دعوای ایران و آمریکا مورد استفاده قرار گرفت.منظور از رابطه موثر شخصی از کدام تابعیت بیشتر استفاده می کند.اینکه در کجا ازدواج کرده و به چه زبانی صحبت می کنداز روی این قراین رابطه وی را با کشور مشخص می کنند.

دیوان دادگستری قبل از ج ج دوم صادر کرد و. در مورد ایران و آمریکا مطرح شد[بعد از انقلاب به وساطت /بخوایر بین ایران و الجزایر امضا شد و اختلافات ایران و آمریکا از ظریق داوری حل شد .3داور از ایران و 3 داور از آمریکا و 3 داور از کشورهای بی طرف و 9 داور به 3 شعبه تقسیم می شوند.به دعوایی ایرانیان علیه آمریکا و آمریکا علیه ایرانیان رسیدگی کنند.بعد از انقلاب دولت ایران اموال کسانی که از ایران رفته بودند مصادره کرد اینها از این موقعیت استفاده کردند و در دیوان داوری ایران و آمریکا علیه ایران طرح دعوی کردند به این دلیل که ما آمریکایی هسسیستم برای اموال شکایت کردند دولت ایران گفت اینها ایرانی هستند و طبق عدم مسئولیت دولت هیچ دولتی در مقابل نتیجه خود مسئولیتی ندارد و بعلاوه اساساً دیوان صلاحیت لازم را ندارد.اینها دارای تابعیت مضاعف بودند.در اینجا این واقعیت این بود این اشخاص تابعیت مضاعف بودند و هم تابعیت ایران و آمریکا بودند .در اینجا دیوان داگستری در پرونده نظر دارد دیوان هنگامی صلاحیت رسیدگی خواهد کرد که تابعیت غالب و موثر آن تابعیت آمریکا باشد این یک رایی بود که قبل از ج ج در دیوان داگستری مطرح شده بود.الآن یک رویه قضایی بین المللی است.اگر یم قاضی مشکل تابعیت روبرو شد می تواند از رویه قضائی بین الملل حکم صادر کند]

(بعد از ج ج دوم که دیوان داگستری بین المللی تأسیس شد در این زمان(بهشان بعد از ج ج دوم بعنوان کشور شناخته شد)وقتی دولت ؟لهستانمی شود اقدام به ملی سازی می کند درواقع عملیات ملی کردن نه مصادره دولت لهستان سرمایه های خارجی را که در لهستان بود ملی بود مانند کارخانه ها بنام آمریکایی می کند ،دولت آلمان با لهستان وارد اختلاف می شود مشکل حل نمی شوند،دولت آلمان از اتباع خود حمایت سیاسی می کند و اختلاف را به دیواندادگستری بین المللی می دهد و آن می گوید هیچ دولتی حق ندارد سرمایه خارجی در داخل ملی کند با پرداخت قیمت عادله و ملی کردن برای آن دولت کشور ضرورت داشته باشد .اما بعداً در همین رأی در دعاوی دیگر کطرح شد و در نزد مراجعین بین المللی رویه شد.)

عرف بین المللی:

منظور از عرف بین المللی آن قاعده حقوقی است که دولت ها طی مدت مدیدی در روابط خود آن را رعایت کردند به طوری که وجدان عمومی آنها آن را الزام ؟ شناخته است ممکن است کشورها در سالهای متمادی به طور مستمر در زمینه بین الملل خصوصی به یک شیوه رفتار کرده باشند و انجام آن عمل تکرار شده و این عادت غیر قابل نقض است می گویند عرف به وجود آمده (عرف داخلی :عرف آن قاعده ای است که از عادت ناشی می شود وجدان عمومی شان بعنوان قاعده عمومی می شناسند.)

عرف در حقوق بین الملل عمومی نقش بسیار مهمی دارد .بسیاری از منابع  ح ب عمومی مجاهده یا عرفطی است.(الآن کشورها باید اجازه بدهند به هنگام جنگ مأموران سیاسی آن کشور را ترک کنند.)(در آب های سرزمینی یکدیکر به عملیات پلیسی دست نزنید.)ولی در  ح ب خ تعداد عرف بینالمللی کم است مثلاً آیین دادرسی تابع مقر  دادگاه است –اموال تابع محل وقوع مال است.

اسناد تابع تنظیم سند است –هر کشور باید حقوقی برای اتباع به بیگانه بشناسد که بسیاری از اینها تبدیل به قانون شده.

تابعیت 

عبارت است از رابطه معنوی و سیاسی که فردی را به دولت معینی مرتبط می کند رابطه به معنی وسیله ارتباط رابطه فرد و دولت تابعیت معنوی دارد بعلاوه این رابطه جنبه سیاسی دارد .منظور اینست که برقراری این ارتباط در اختیار مطلق دولت است ارادهد فرد در برقراری این ارتباط مؤثر نظیست یعنی هر دولتی تشخیص می د هد چه کسی تبعه اوست و چه شرایطی لازم است .در هر جای دنیا هر کسی در ایران متولد شد تابعیت ایران است.

هر کشوری شرایط خود را برای تابعیت بیان می  کند مثلاً در ایران :فرار از خدمت بنا شد،امکانات مالی داشته باشد –سن 18 سال تمام داشته باشد.

تابعیت وسیله ای است که فرد را به دولت معینی بیان می کند.

اصول و مبانی تابعیت:

1-اصل لزوم تابعیت:بدین معنی که داشتن یک تابعیتن برای هر فرد ضروری است.

2-اصل وحدت تابعیت:تابعیت باید  واحد باشد نه متعدد.

3-اصل تغییر پذیری تابعیت:تابعیت یک امر همیشگی نیست و امکان تغییر در آن وجود دارد.

عواملی که موجب بی تابعیتی می شود:

1-هر کس باید دارای تابعیت باشد (در مرد آپاتریدها(بی تابعیتی)قانون کشورها اجرا می شود مثلاً در مورد اموال شخصیه (ازدواج-طلاق-اهلیت)تابع کشور متبوع خود است در کشور ما قانون مقر دادگاه ایران را اجرا می کنیم.ولی در کشور فرانسه قانون مقر اقامتگاه اجرا می شود.

در مورد رجوع به دادگاه هر شهصی می تواند به دادگاه مراجعه کند و تابعیت شرط نیست و هر شخصی اگر در  هر جامعه مورد ظلم و تجاوز قرار  گرفت باید به داگاه مراجعه کند.

2-اعمال مجازات:در برخی کشورها مجازات برخی جرایم سلب تابعیت است ولی در ایران اینطوری نیست .طبق اصل 42 تابعیت ایرانی حق مسلم است مثل در خواست خود فرد و یا به تابعیت کشور دیگر در آید سلب تابعین به عنوان مجاز است.فقط هنگامی پذیرفته است که تابعیت از نوع تابعیت اکتسابی بوده و زمانی پس از تولد به علتی برای شخص حاصل شده باشد.

مثلاًدر آمریکا فراری از خد مت نظام در زمان جتگ جاسوسی علیه دولت آمریکا

3-وجود قانون خاص:ممکن است در یک کشوری قانونی باشد به اینصورت که در صورت مهارجت تبعه و ترک وطن شدن او تابعیت اولیه او از بین برودو اگر چنین شخصی نتواند از کشورهای دیگر تابعیت بگیرد شخصی بی تابعیت می شود.

فرقش با اولی اینست که در اول تصمیم میگیرد  که از او سلب تابعیت بکند یا نکند ولی در اینجا قانونی طراحی شده که شخص به محض سلب مالکیت ضایع می شود.

4-اختیار دادن شخص به این معنی که ممکن است در یک کشوری شخص مخیر به انتظار دو تابعیت باشد یعنی قانونگذاری یک کشوری به شخص اختیار می دهد از میان دو تابعیت یکی را انتخاب کند ولی هیچ کدام را انتخای نمی کند در این صورت بدون تابعیت است.

5-تعارض قوانین:اختلاف قوانین کشورهای مختلف

نتایج این اصل ها: راه حل ها به دو صورت است:

1-خاک:اصلی یا مبدأپ

2-خوان:اصل و نسب

1-هر کسی باید داری تابطعیت باشد شخص باید از زمان تولد دارای تبعیت  باشد.

2-شخص نمی تواند تابعیت خود را از دست بدهد مادادمک که تابعیت جدیدی بدست آورد.

خون:سیستمم است که تابعیت از روی تابعیت پدر و مادر تعیین می شود یعنی از روی نسب تعیین می شود (نسبی-خویشاوندی)در ایران سیستم خون از طرف پدر است.

خاک:تابعیت اصلی یا مبدأ است چوان در مقابل تابعیت مبدأ تابعیت اکتسابی داریم .مثلاًیک زن ایرانی با آلمانی ازدواج می کند.

سیستم خون ملازمه ای با نژاد ندارد نژاد مبتنی بر زیست شناسی :1زرد

2:سفید    3-سرخ

سیستم خون مبتنی بر نیت احتمالی غالب افراد جامعه است وقتی می خوایتند که چه وطری تحمیل کنند بچه ها می  خواهند تابعیت پدر یا مادر را داشته باشند.لذا چون فرد خواستار نیت غالب فرد است یعنی فرد خواستار زندگی در خانواده است.

در برخی موارد سیستم خون کارایی لازم را ندارد .مانند طفل سر راهی سیستم بی تابعیت است چون پدر و مادر ندارد .بچه ای که زن و مرد آپاتریت به دنیا بیاید چون پدر و مادر هر چند معلوم ولی دارای تابعیت نیستند.

2 شرط لازم است:

1-پدر و مادر معلوم باشد.

2-دارای تابعیت باشد.

نیاز به سیستمی داریم که سیستم خون را تکمیل کند که شخص بدون تابعیتی یافت نشود این سیستن سیستم خاک است.

سیستم خاک:سیستمی است که تابعیت را از روی محل تولد تعیین می کند مطابق این شخصیت تابعیت سیستمی را خواهد داشت که در آن کشور به دنیا آمده این تابعیت،تابعیت عرضی است یعنی از همان زمان تولد شخص تابعیتی را قبول می کند .کشور مهاجر؟ چون وجود تبعه در زمان صلح موجب قدرت اقتصادی و در زمان جنگ موجب قدرت نظامی است لذا کشوری نمی خواهد تبعه خود را از دست بدهد.

*در فرانسه و ایران سیستم خون اصل است.

*در آمریکا و ایران سیستم خاک اصل است.

[هر گاه از زن و مرد ایرانی برچه در ایران به دنیا بیاید ایرانی است ولی قانون آمریکا اگر در آمریکا متولد شود آمریکایی است.]

در سیستم خون تابعیت از روی پدر و مادر است.

زن و مرد چینی تابعیت ایران را کسب کرده اند بچه ای که به دنیا می آید تابعین ایرانی است.

هر کس باید تابعیتی داشته باشد همانگونه که بدون تابعیتی در سطح بین المللی برای شخص مشکل ایجاد می کند.داشتن بیش از یک تابعیت برای فرد مشکل ایجاد می کند تابعیت؟ حقوق وتکالیف است بنابراین از یک طرف داشتن حقوق ناشی از تابعیت به طور مضاعف در سطح بین الملل غیر عادلانه است از طرفی شخص به درستی نمی توانند تکالیفی که از طریق تابعیت بر شخص تحمیل می شود انجام دهد.از جمله پرداخت مالیات،انجام نظام وظیفه(یک هارجی در ایران ازدواج می کند قانون اوازدواج تابع متبوع اوست تابع همان کشور است.داشتن تابعیت مضاعف مشکلاتی برای شخص دارد)معامله زمانی درست است که دارای اهلیت باشد.

از زمانی که کشورها خواستند در مورد تابعیت قوانین وضع کنند اصل وحدت تابعیت شکل گرفت.

تابعیت مضاعف:

تابعیت مضاعف ممکن است هنگام تولد به وجود بیایدیا بعد از تولد(بیش از یک تابعیت تحمیل می شود.)

1-تابعیت مضاعف:

1-تولدی:نتیجه اختلاف قوانین کشورهاست که یکی سیستم خاک و دیگری سیستم خون را بیان می کند.

2-بعد تولدی:

الف-همین تعارض قوانین کشورها باعث می شود از هنپام تحمیل تابعین فرد دارای تابعیت مضاعف باشد و مولود تعارض بین سیستم خاک و خون است.مثلاً در اثر تعارض سیستم خاک ایران و سیستم خون کشور دیگری مطرح شود.

ب-سیستم تعارض خاک ایران و سیستم خارجی:ممکن است ما در مورد کودکی سیستم خون را اجرا کنیم و زن و مرد ایرانی مقیم آمریکا طبق بند 2 ماده 702 بچه ایرانی است.

ج-سیستم خون ایرانی با خون خارجی در اثر تعارض سیستم خون با سیستم خون کشور خارجی،بچه دارای تابعیت مضاعف می شود همه کشورها در مورد سیستم خون راه حل یکسانی ندارند در ایران سیستم خون از طریق پدر است تابعیت مادر ملاک نیست.

[اگر بچه ایرانی از پدر ایرانی وزن فرانسوی متولد شود هر گاه پدر ایرانی بچه ایرانی است ولی در فرانسه بر عکس]

[هر گاه بچه ای از پدر و مادر خارجی که قبلاً یکی در ایران متولد شده باشد به شرطی بچه ایرانی است  که پدر و مادرش قبلا ًیکی در ایران متولد شده باشد.]

2-تابعیت بعد از تولدLنتیجه اختلاف قوانین اعطای تابعیت ازد واج)

تابعیت بعد از تولد نتیجه اختلاف قوانین در مورد نحوه اعطای تابعیت است چون قوانین کشورها  در مورد نحوه کسب تابعیت متفاوت است و باعث می شود شخص در عمل دارای تابعیت باشد تابعیت یک امر سیاسی است و دولت خودش تصمیم می گیرد که چه کسی نتیجه اوست و قوانین را بر اساس مصلحت خود انجام می دهد از جمله عواملی که برای شخص در بعد از تولد تابعیت مضاعف در بعد از تابعیت ایجاد می کند:

الف-ازدواج:چون قوانین کشورها  در پاسخ به این سؤال که ازدواج در تابعیت زن مؤثر است یا نه در عمل زنی که با مرد خارجی ازدواج می کند دارای تابعیت مضاعف است چون کشور نظر یکسانی در این مورد ندارد.همین اختلاف باعث تابعیت مضاعف زن می شود.مثلاً[زن فرانسوی با مرد ایرانی ازدواج می کند در اینجا طبق بند 6 قانون مدنی :هرگاه زن خارجی با مرد ایرانی ازد واج کند زن به تابعیت مضاعف در می آید ولی قانونگذار فرانسه :ازدواج زن فرانسوی همچنان تابعیت خود را حفظ می کند در اینصورت دارای تابعیت مضاعف است.

ب-زمانیکه شخصی علی رغم داشتن تابعیت یک کشوری اقدام به داشتن تابعیت کشور دیگر می کند این شخص تابع مضاعف است[شخص ایراین در آمریکا هم تابع ایرا نی هم آمریکا]

ج- وقتی کشوری خودش اتباع خود را هدایت می کند تا از کشور خاصی تابعیت بگیرند از این طرف تابعیت اولیه آنها را حفظ می کند .[قبل از ج ج دوم دولت آلمان می خواست واتباع خود را به کشور دیگر هدایت می کرد و در صلح و رسای مجبور به لغو این قرار داد شد.]

د-در اثر تغییر تابعیت والدین است کشورها در مورد اینکه تغییر تابعیت روی بچه تأثیر دارد یا نه اختلاف دارند (تعارض قوانین)[طفل صغیر در اثر تغییر تابعیت پدر ایرانی ،ایرانی می شود ولی در فرانسه تغییری روی بچه ندارد.]

 ه=تغییر تابعیت شوهر:شوهر تغییر تابعیت می دهد زن هم تغییر می دهد.[در ایران اگر مرد فرانسوی تابعیت ایران را به دست آوردهر دو ایرانی محسوب می شوند.]

راههای جلوگیری از تابعیت مضاعف:

راه حل کلی برای جلوگیری از تابعیت مضاعف وجود ندارد زیرا تابعیت امری سیاسی است و هر کشوری آنطور که صلاح می داند در زمینه تابعیت قانونگذاری می کند پس اختلاف قوانین راجه به تابعیت وجود خواهد داشت ،پس یک مرجع مافوق کشورها وجود نداردتا یک قانون تحمیلکند  تا تابعیت مضاعف پیش نیاید طبق اصل حاکمیت برابر کشور ها و استقلال کشورها هر کشوری مستقل است و قانون خاص خود را در مورد تابعیت دارد پس لاجرم قوانین کشورها در مورد تابعیت مختلف است پس راه حل کلی برای جلئوگیری از بروز تابعیت مضاعف وجود ندارد.

در مورد رفع تابعیت مضاعف دو طریقه وجود دارد:1-سیاسی 2-حقوقی

سیاسی:به موجب عهدنامه است یعنی ممکن است دو کشور در بین خود عهدنامه ای منعقد کنند و به موجب عهدنامه مشکل تابعیت مضاعف را بین خود حل می کنند .مثلاً کشور A با کشور B توافق می کند که اگر شخصی تابعیت AوB را دارد شخص در کدام مورد تابعیت A را داشته باشد و در کدام شرایط تابعیتB را داشته باشد در این زمینه تعداد عهدنامه ها کم است.

حقوقی:از طریق قانون و به طرق قانونی بخواهند تابعیت مضاعف را رفع کنند راه حل قانونی موجود در این زمینه استفاده از شیوه ترجیح است یعنی کی از دو تابعیت بر دگری ترجیح داده می شود امام ترجیح چگونه باید صورت بگیرد ؟در کنگره استکهلم در سوئد نظر اعضای مؤسسه حقوق ب م این بود که اختیار به خود تبعه داده می شود که تبعه بعد از رسیدن به سن قانونی مثلاً به سن 18 سال یکی از تابعیت را انتخاب کند ولی برخی ها انتقاد کردند و گفتند تابعیت امری سیاسی است و دادن حق انتخاب به تبعه مغایراتی با قانون دارد و درست نیست و این به مصلحت دولت بستگی دارد و برخلاف منافع ملی خواهد بود ولی باید گفت که دادن حق انتخاب به تبعه هیچ مغایرتی یا مصالح ملی نخواهد داشت  چون این موارد نادر هستند پس دادن اختیار به تبعه هیچ مشکلی را از نظر سیاسی و حقوقی ایجاد نمی کند .قانونگذار ما از این روش استفاده کرده در برخی موارد حق انتخاب را به خود شخص داده در تعارض خاک ایران با خون خارجی هر گاه طفلی از زن و مرد خارجی که یکی از آنها در ایران به دنیا آمده باشد طفل ایرانی است ولی فرانسه سیستم خون را اعمال می کند چون پدر و مادر فرانسوی است .فرزند هم فرانسوی است در ماده 977 قاعده ترجیح را اعمال می مند.قبل از تولد هرگاه یم مرد فرانسوی تابعیت ایران را کسب کند ایرانی است اما بچه هم ایرانی است اما فرانسه می گوید بچه فرانسوی است چون تابعیت پدر به فرزند انتقال نمی یابد.

جلسه هشتم:

اصل تغییر پذیری تابعیت:

تابعیت یک امر همیشگی و زوال ناپذیر نیست و ممکن است تابعیت در طول زندگی انسان تغییر پیدا کند ولی امروزه در حکومت فکری بشر این اصل حکومت می کند تغییر چپذیری تابعیت به سه شکل است:

1)تغییر ارادی تابطعیت   2)تغییر غیر ارادی تابعیت  3)تغییر تابعیت بر اثر ازد واج

توضیح 1)تغییر ارادی تابعیت:

باید گفت که تابعیت یک امر سیاسی است و بعید به نظر می رسد که اراده فرد در تغییر تابعیت مؤثر واقع شود ولی طرفداران اصل حاکمیت مطلق اراده از این نظر استفاده کرده اند که همه چیز ناشی از اراده انسان است و به آن منتهی می شود ولی باید دید این این نظر تا چه حدودی درست است .با بررسی مقررات کشورها می بینیم که امروزه پذیرش اصل حاکمیت نسبی تابعیت را در نظر می گیرد وقتی به مقررات توجه می کنیم میبینیم که اساسًاراده اشخاص در تغییر تابعیت دخیل نیست زیرا برای تحقق تغییر تابعیت دو شرط وجود دارد.

1)فرد تابعیت خود را از دست می دهد.

2)فرد  تابعیت جدیدی را به دست بیاورد.

تحقق هیچ کدام از این دو شرط در حیطه اراده انسان نیست .پس منظور از تغییر ارادی تابعیت اینست که تغییر تابعیت بنا به در خواست های شخصی است که به کشوری تقاضای ؟ تابعیت بدهد و به کشوری تقاضای کسب تابعیت بدهد.

توضیح 2)تغییر غیر ارادی تابعیت

در پاره ای موارد تغییر تابعیت غیر ارادی است یعنی بدون اینکه شخص قصذ تغییر تابعیت را داشت باشد و درخواست ارائه کند تابعیتش تغییر پیدا کند .مثلاً قسمتی از خاک کشور ضمیمه کشور دیگری شودو این مورد معمولاً در زمان جنگ اتفاق می افتد و مقرر می شودکه بومیان آن سرزمینی متعلق به حکومتی خواهند بود که مربوط به آن کنتور است.بعد از جنگ عهدنامه ای بین کشورها بسته می شود و تکلیف این افراد مشخص می شودو مدتی را تعیین می کنند که هر کس می خواهد می تواند به کشور خودش باز گرددولی باید تمام اموال خود را بگذارد و وارد کشور خودش شود .مورد دیگر در اثر تغییر تابعیت والدین است که اطفال صغیر هم ممکن است بدون اینکه اراده ای کرده باشد تغییر پیدا کند .قانونگذار ایرانی می گوید هر گاه یک پدر خارجی تابعیت ایران را به دست آورد طفل صغیر او هم ایرانی می شود. مورد دیگر در تغییر تابعیت وشوهر است قانونگذار ایران می گوید هرگاه مردی در تابعیت ایران را کسب کند همسر وی نیز ایرانی می شود.

 

تغییر تابعیت در اثر ازدواج:

در مورد اینکه آیا تغییر تابعیت بر اثر ازدواج وجود دارد یا نه سه نظریه وجود دارد که سه سیستم را مشخص می کند.

آیا در اثر ازدواج تابعیت زن نیز تغییر پیدا می کند یا نه ؟

سیستم اول یک نظریه اینست که وقتی زن ازدواج می کند تابعیت شوهر را کسب می کند که این سیستم به سیستم وحدت تابعین معروف است.

سیستم دوم:سیستم استقلال تابعیت است معتقدند ازدواج زن به تابعیت دولت تأثیر نمی گذارد تابعیت زن باقی می ماند و  به تابعیت شوهر در نمی آید.

سیستم سوم:استقلال نسبی است مطابق این نظریه ،بعد از ازدواج زن به تابعیت شوهر در نمی آید و تابعیت خود را حفظ می کند مگر اینکه کشور متبوع شوهر تابعیت مرد رابر وی تحمیل کند(این برای اینست که زن با ازدواج تابعیت خود را از دست ندهد ولی اگر کشور متبوع مردتابعیت را برد و تحمیل کرد زن آن تابعیت را بپذیرد)سؤالی که در بحث تغییر تابعیت مطرح می شود اینست که اگر شخص در اثر تقلب نسبت به قانون تابعیت خود را از است چه بحثی وجود دارد)تقلب نسبت به قانون وقتی است که شخص از یک حق قانونی و اختیار قانونی برای رسیدن به یک امر ممنوع استفاده کند هدفش تغییر تابعیت نیست اینجا چه کار باید کرد ؟(یک مورد تقلب نسبت به قانون در فرانسه اتفاق افتاد  که مربوط به  خانم دوبرفومون است در گذشته طلاق در اروپا ممنوع بود .قبل از سال 1884در فرانسه نیز طلاق ممنوع بود ولی در آلمان طلاق زودتر از فرانسه رایج شده بود دوبوفومون که فرانسوی بود می خواست از شوهرش جدا شود.ولی ب اساس قانون فرانسه این امر ممنوع بود.خانم دوبوفومون برای رسیدن به این امر ممنوع تابعیت آلمان را کسب می کند تقاضای طلاق می مند با مرد آلمانی ازدواج می کندو دوباره به فرانسه برمی  گردد.شوهر او تقاضا ی رسیدگی می کند دادگاه فرانسه اعلام می کند که کار خانم دوبوفومونتقلب نسبت به قانون است لذا هم طلاق باطل است و هم تابعیت کشور آلمان.اما تغییر تابعیت آلمانی یک امر سیاسی است و نباید در حیطه حاکمیت کشورهای دیگر دخالت کرد اما نتیجه عمل تقلبانه او باطل است.

*در زمینه تابعیت در ایران چه مباحثی وجود دارد؟بحث در سه محور خواهد بودابتدا به دست آوردن تابعیت ایران است بخت بعد از به دست دادن تابعیت ایران است.

 

بدست آرودن تابعیت ایران:

1-اجرای سیستم خاک و خون

2- ازدواج

3-پذیرش حاکمیت ایران  

تابعیت ایران را ممکن است به سه طریق به دست آورد

1)بوسیله اجرای سیستم خاک یا خون تابعیتی که بر اساس این سیستم ها به دست می آید تابعیت

اصل و مبدأ است.

2)بوسیله ازدواج است 3)بوسیله پذیرش تابعیت ایران است تابعیتی که به وسیله دو دو طریق اخیر به دست می شود اکتسابی است.تابعیت اصلی ایران کی هست؟در چه مواردی شخص درای تابعیت اصلی ایرانی است،تابعیت اصلی ایرانی یا از طریق اعمال سیستم خاک است یا از طریق سیستم خون؟اما در چه مواردی شخص با اعمال سیستم خاک ایرانی می شود و چه زمانی از طریق اعمای سیستم خون ایرانی می شود.

موارد اعمال سستم خاک:قانونگذارها سیستم خاک را به صورت مطلق قبول نکرد.بلکه آن را به صورت مشروط پذیرفته است اما قانونگذار ما تنها بر اساس تولد شخص در خاک ایران به شخص تابعیت نمی دهد.قانونگذار ما سیستم خون را پذیرفته است تنها در جهار مورد سیستم خاک را پذیرفته است .در بند3-4-5 قانون مدنی و یک مورد هم در ماده 978.

جلسه نهم

موارد اعمال سیستم خاک در قانون اساسی

متولدین در ایران

یکی از موارد در بند 3 ماده 967 قانون مدنی است که می شوید اشخاص زیر ابتاع ایران  محسوب می شوند: الف- کسانیکه در ایران متولد شده و پدر و مادر آنها غیر معلوم باشد در این (بند3) سیستم خاک به صورت مشروط پذیرفته شده است پدر و مادر شخص زمانی حقیقتاً نامعلوم است که واقعاً  کسی اطلاعی از پدر و مادر شخص نداشته باشد ولی گاهی معلوم است که بچه از کدام زن و مرد متولد شده است ولی قانونگذار در این زن و مرد را پدر و مادر طفل معرفی نمی کند زیرا از راه مشروع به دنیا آمده است.

مورد دوم بند 4 ماده 976 ق.م ذکر شده که می گویند کسانیکه در ایران  از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده است تیغه ایران است و سیستم خاک بر او اعمال می شود. سیستم خاک در این مورد هم بصورت مشروط پذیرفته شده است.

مورد سوم در بند 5 ماده 976 ق.م است ج- کسانیکه  در ایران از پدری که تبعه خارجی است بوجود آمده و بلا فاصله پس از رسیدن به 18 سال تمام یکسال در ایران اقامت کرده باشد که باز هم بصورت مشروط اعمال می شود البته این ماده از حیث مدت اقامت اعمال دارد زیرا  مشخص نیست که مشخص چه مدت در ایران اقامت داشته  باشد حدوداً 5 سال متوالیاً یا متفاوتاً در ایران اگر اقامت داشته باشد ایران تلقی می شود.

تبصره:

* قانونگذار ما می گوید استنائاً اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و کنونی مشمول بند 4 و 5 نخواهد شد.

مورد چهارم در ماده 978 قانون مدنی پیش بینی شده است در برخی کشورها سیستم خاک بصورت مطلق پذیرفته شده است مثل امریکا – کانادا- قانونگذار ما در مقابل این کشورها رفتار متقابل انجام داده است. زیرا در آن کشورها بچه ای که از پدر و مادر ایرانی در خاک آنها به دین بیاید بچه تبعه همان کشور خواهد بود. در نتیجه ایران هم همان قانون را برای آنها خواسته اعمال کند این مورد را تنها در مقابل کشورهایی اعمال می کند که سیستم خاک را بصورتن مطلق پذیرفته اند. ماده 978 ق.م نسبت به اطفال کر در ایران از اتباع دولتی متولد شده اند.

 

مواد اعمال سیستم خون

بر خلاف تصمیم خاک که بصورت مشروط پذیرفته شده است سیستم خون بصورت مطلق بوده و هیچگونه شرایطی برای اعمال آن مشخص نشده است زیرا قانونگذار در بند 2 ماده 976 قانون م مطرح کرده  که کسانیکه پدر آنها ایرانی است ایرانی هستند. اعم از اینکه در ایران یا در خارج متولد  شده باشد باید متذکر شد در کشورها سیستم خون فقط از طریق پدر قابل اعمال است از طریق مادر قابل اعمال نیست یعنی تاثیری در تابعیت بچه ندارد که مادر تابعیت کجا  را داشته  باشد  ولی در برخی موارد در برخی کشورها سیستم خون هم از طریق پدر و هم از طریق مادر قابل  اعمال است مثل فرانسه در کشورها فقط یک تابعیت آن هم ایرانی بودن را مطرح می کند مهم نیست  تابعیت مادر ولی تصور درستی نیست ممکن است پدر ایرانی باشد و مادر ایرانی نباشد و برعکس پس بهتر است سیستم از طریق مادر، اعمال شود در اجرای سیستم خون ممکن است ما با 2 شکل روبرو شویم:

1- آیا منظور قانونگذار از پدر ایرانی از بند  2 ماده 976 پدر قانونی است یا پدر غیر قانونی را شامل می شود.

2- تابعیت  پدر در چه زمانی ملاک است؟ چون ممکن است  از زمان انعقاد نطفه تا تولد تابعیت  تغییر کرده باشد کدام تابعیت را باید برای بچه در نظر گرفت؟

پاسخ:

سوال برخی می گردد به اینکه آیا سیستم خون برای فرزندان نامشروع قابل اعمال است یا نه؟ باید گفت که جواب منفی است زیرا  قبلاً گفته شد برای اعمال تیم خون 2 شرط لازم است اولین شرط این است که پدر و مادر او معلوم باشد و این پدر و مادر و رای تابعی باشند. اطفالی که از رابطه نامشروع بوجود می آیند پدر و مادر طفل نامعلوم است و دیگر سیستم خون اعمال نمی شود پس قانونگذار ما منظورش از پدر، پدرقانونی است چگونه تابعیت رابطه نامشروع را تعیین کنیم. هرگاه طفلی در ایران از پدر و مادر نامعلوم بیاید پس پدر و مادرش هم نامعلوم است طبق ماده 976 بند 3 و این نکته که پدر و مادر هر دو نامعلوم و مادر معلوم است ولی سیستم خون قابل اعمال نیست ولی پدر معلوم و مادر نامعلوم در این مورد سیستم خون قابل اعمال است در حالیکه نه پدر و نه مادر باشد سیستم خاک اعمال می شود نه سیستم خون

پاسخ سوال 2:

حقوقدانان معتقدند چون زمان انعقاد نطفه زمان دقیقی نیست اثباتش مشکل است و تابعیت بعد زا تواد مورد نیاز انسان است حتی تاریخ تولد  اثباتش بسیار آسان است در نتیجه می گویند تابعیتی که پدر در هنگام تواد بچه دارد ملاک است  مگر اینکه پدر فوت کرده باشد در هنگام تولد تابعیت پدر در زمان انعقاد  نطفه در نظر گرفته می شود.

 

تابعیت اکتسابی

 

+ نوشته شده توسط عليرضا زينالي اقدم در و ساعت |

 

ادامه مطالب حقوق بین الملل خصوصی

از زمانی که کشورها خواستند در مورد تابعیت قوانین وضع کنند اصل وحدت تابعیت شکل گرفت.

تابعیت مضاعف:

تابعیت مضاعف ممکن است هنگام تولد به وجود بیایدیا بعد از تولد(بیش از یک تابعیت تحمیل می شود.)

1-تابعیت مضاعف:

1-تولدی:نتیجه اختلاف قوانین کشورهاست که یکی سیستم خاک و دیگری سیستم خون را بیان می کند.

2-بعد تولدی:

الف-همین تعارض قوانین کشورها باعث می شود از هنپام تحمیل تابعین فرد دارای تابعیت مضاعف باشد و مولود تعارض بین سیستم خاک و خون است.مثلاً در اثر تعارض سیستم خاک ایران و سیستم خون کشور دیگری مطرح شود.

ب-سیستم تعارض خاک ایران و سیستم خارجی:ممکن است ما در مورد کودکی سیستم خون را اجرا کنیم و زن و مرد ایرانی مقیم آمریکا طبق بند 2 ماده 702 بچه ایرانی است.

ج-سیستم خون ایرانی با خون خارجی در اثر تعارض سیستم خون با سیستم خون کشور خارجی،بچه دارای تابعیت مضاعف می شود همه کشورها در مورد سیستم خون راه حل یکسانی ندارند در ایران سیستم خون از طریق پدر است تابعیت مادر ملاک نیست.

[اگر بچه ایرانی از پدر ایرانی وزن فرانسوی متولد شود هر گاه پدر ایرانی بچه ایرانی است ولی در فرانسه بر عکس]

[هر گاه بچه ای از پدر و مادر خارجی که قبلاً یکی در ایران متولد شده باشد به شرطی بچه ایرانی است  که پدر و مادرش قبلا ًیکی در ایران متولد شده باشد.]

2-تابعیت بعد از تولدLنتیجه اختلاف قوانین اعطای تابعیت ازد واج)

تابعیت بعد از تولد نتیجه اختلاف قوانین در مورد نحوه اعطای تابعیت است چون قوانین کشورها  در مورد نحوه کسب تابعیت متفاوت است و باعث می شود شخص در عمل دارای تابعیت باشد تابعیت یک امر سیاسی است و دولت خودش تصمیم می گیرد که چه کسی نتیجه اوست و قوانین را بر اساس مصلحت خود انجام می دهد از جمله عواملی که برای شخص در بعد از تولد تابعیت مضاعف در بعد از تابعیت ایجاد می کند:

الف-ازدواج:چون قوانین کشورها  در پاسخ به این سؤال که ازدواج در تابعیت زن مؤثر است یا نه در عمل زنی که با مرد خارجی ازدواج می کند دارای تابعیت مضاعف است چون کشور نظر یکسانی در این مورد ندارد.همین اختلاف باعث تابعیت مضاعف زن می شود.مثلاً[زن فرانسوی با مرد ایرانی ازدواج می کند در اینجا طبق بند 6 قانون مدنی :هرگاه زن خارجی با مرد ایرانی ازد واج کند زن به تابعیت مضاعف در می آید ولی قانونگذار فرانسه :ازدواج زن فرانسوی همچنان تابعیت خود را حفظ می کند در اینصورت دارای تابعیت مضاعف است.

ب-زمانیکه شخصی علی رغم داشتن تابعیت یک کشوری اقدام به داشتن تابعیت کشور دیگر می کند این شخص تابع مضاعف است[شخص ایراین در آمریکا هم تابع ایرا نی هم آمریکا]

ج- وقتی کشوری خودش اتباع خود را هدایت می کند تا از کشور خاصی تابعیت بگیرند از این طرف تابعیت اولیه آنها را حفظ می کند .[قبل از ج ج دوم دولت آلمان می خواست واتباع خود را به کشور دیگر هدایت می کرد و در صلح و رسای مجبور به لغو این قرار داد شد.]

د-در اثر تغییر تابعیت والدین است کشورها در مورد اینکه تغییر تابعیت روی بچه تأثیر دارد یا نه اختلاف دارند (تعارض قوانین)[طفل صغیر در اثر تغییر تابعیت پدر ایرانی ،ایرانی می شود ولی در فرانسه تغییری روی بچه ندارد.]

 ه=تغییر تابعیت شوهر:شوهر تغییر تابعیت می دهد زن هم تغییر می دهد.[در ایران اگر مرد فرانسوی تابعیت ایران را به دست آوردهر دو ایرانی محسوب می شوند.]

راههای جلوگیری از تابعیت مضاعف:

راه حل کلی برای جلوگیری از تابعیت مضاعف وجود ندارد زیرا تابعیت امری سیاسی است و هر کشوری آنطور که صلاح می داند در زمینه تابعیت قانونگذاری می کند پس اختلاف قوانین راجه به تابعیت وجود خواهد داشت ،پس یک مرجع مافوق کشورها وجود نداردتا یک قانون تحمیلکند  تا تابعیت مضاعف پیش نیاید طبق اصل حاکمیت برابر کشور ها و استقلال کشورها هر کشوری مستقل است و قانون خاص خود را در مورد تابعیت دارد پس لاجرم قوانین کشورها در مورد تابعیت مختلف است پس راه حل کلی برای جلئوگیری از بروز تابعیت مضاعف وجود ندارد.

در مورد رفع تابعیت مضاعف دو طریقه وجود دارد:1-سیاسی 2-حقوقی

سیاسی:به موجب عهدنامه است یعنی ممکن است دو کشور در بین خود عهدنامه ای منعقد کنند و به موجب عهدنامه مشکل تابعیت مضاعف را بین خود حل می کنند .مثلاً کشور A با کشور B توافق می کند که اگر شخصی تابعیت AوB را دارد شخص در کدام مورد تابعیت A را داشته باشد و در کدام شرایط تابعیتB را داشته باشد در این زمینه تعداد عهدنامه ها کم است.

حقوقی:از طریق قانون و به طرق قانونی بخواهند تابعیت مضاعف را رفع کنند راه حل قانونی موجود در این زمینه استفاده از شیوه ترجیح است یعنی کی از دو تابعیت بر دگری ترجیح داده می شود امام ترجیح چگونه باید صورت بگیرد ؟در کنگره استکهلم در سوئد نظر اعضای مؤسسه حقوق ب م این بود که اختیار به خود تبعه داده می شود که تبعه بعد از رسیدن به سن قانونی مثلاً به سن 18 سال یکی از تابعیت را انتخاب کند ولی برخی ها انتقاد کردند و گفتند تابعیت امری سیاسی است و دادن حق انتخاب به تبعه مغایراتی با قانون دارد و درست نیست و این به مصلحت دولت بستگی دارد و برخلاف منافع ملی خواهد بود ولی باید گفت که دادن حق انتخاب به تبعه هیچ مغایرتی یا مصالح ملی نخواهد داشت  چون این موارد نادر هستند پس دادن اختیار به تبعه هیچ مشکلی را از نظر سیاسی و حقوقی ایجاد نمی کند .قانونگذار ما از این روش استفاده کرده در برخی موارد حق انتخاب را به خود شخص داده در تعارض خاک ایران با خون خارجی هر گاه طفلی از زن و مرد خارجی که یکی از آنها در ایران به دنیا آمده باشد طفل ایرانی است ولی فرانسه سیستم خون را اعمال می کند چون پدر و مادر فرانسوی است .فرزند هم فرانسوی است در ماده 977 قاعده ترجیح را اعمال می مند.قبل از تولد هرگاه یم مرد فرانسوی تابعیت ایران را کسب کند ایرانی است اما بچه هم ایرانی است اما فرانسه می گوید بچه فرانسوی است چون تابعیت پدر به فرزند انتقال نمی یابد.

جلسه هشتم:

اصل تغییر پذیری تابعیت:

تابعیت یک امر همیشگی و زوال ناپذیر نیست و ممکن است تابعیت در طول زندگی انسان تغییر پیدا کند ولی امروزه در حکومت فکری بشر این اصل حکومت می کند تغییر چپذیری تابعیت به سه شکل است:

1)تغییر ارادی تابطعیت   2)تغییر غیر ارادی تابعیت  3)تغییر تابعیت بر اثر ازد واج

توضیح 1)تغییر ارادی تابعیت:

باید گفت که تابعیت یک امر سیاسی است و بعید به نظر می رسد که اراده فرد در تغییر تابعیت مؤثر واقع شود ولی طرفداران اصل حاکمیت مطلق اراده از این نظر استفاده کرده اند که همه چیز ناشی از اراده انسان است و به آن منتهی می شود ولی باید دید این این نظر تا چه حدودی درست است .با بررسی مقررات کشورها می بینیم که امروزه پذیرش اصل حاکمیت نسبی تابعیت را در نظر می گیرد وقتی به مقررات توجه می کنیم میبینیم که اساسًاراده اشخاص در تغییر تابعیت دخیل نیست زیرا برای تحقق تغییر تابعیت دو شرط وجود دارد.

1)فرد تابعیت خود را از دست می دهد.

2)فرد  تابعیت جدیدی را به دست بیاورد.

تحقق هیچ کدام از این دو شرط در حیطه اراده انسان نیست .پس منظور از تغییر ارادی تابعیت اینست که تغییر تابعیت بنا به در خواست های شخصی است که به کشوری تقاضای ؟ تابعیت بدهد و به کشوری تقاضای کسب تابعیت بدهد.

توضیح 2)تغییر غیر ارادی تابعیت

در پاره ای موارد تغییر تابعیت غیر ارادی است یعنی بدون اینکه شخص قصذ تغییر تابعیت را داشت باشد و درخواست ارائه کند تابعیتش تغییر پیدا کند .مثلاً قسمتی از خاک کشور ضمیمه کشور دیگری شودو این مورد معمولاً در زمان جنگ اتفاق می افتد و مقرر می شودکه بومیان آن سرزمینی متعلق به حکومتی خواهند بود که مربوط به آن کنتور است.بعد از جنگ عهدنامه ای بین کشورها بسته می شود و تکلیف این افراد مشخص می شودو مدتی را تعیین می کنند که هر کس می خواهد می تواند به کشور خودش باز گرددولی باید تمام اموال خود را بگذارد و وارد کشور خودش شود .مورد دیگر در اثر تغییر تابعیت والدین است که اطفال صغیر هم ممکن است بدون اینکه اراده ای کرده باشد تغییر پیدا کند .قانونگذار ایرانی می گوید هر گاه یک پدر خارجی تابعیت ایران را به دست آورد طفل صغیر او هم ایرانی می شود. مورد دیگر در تغییر تابعیت وشوهر است قانونگذار ایران می گوید هرگاه مردی در تابعیت ایران را کسب کند همسر وی نیز ایرانی می شود.

 

تغییر تابعیت در اثر ازدواج:

در مورد اینکه آیا تغییر تابعیت بر اثر ازدواج وجود دارد یا نه سه نظریه وجود دارد که سه سیستم را مشخص می کند.

آیا در اثر ازدواج تابعیت زن نیز تغییر پیدا می کند یا نه ؟

سیستم اول یک نظریه اینست که وقتی زن ازدواج می کند تابعیت شوهر را کسب می کند که این سیستم به سیستم وحدت تابعین معروف است.

سیستم دوم:سیستم استقلال تابعیت است معتقدند ازدواج زن به تابعیت دولت تأثیر نمی گذارد تابعیت زن باقی می ماند و  به تابعیت شوهر در نمی آید.

سیستم سوم:استقلال نسبی است مطابق این نظریه ،بعد از ازدواج زن به تابعیت شوهر در نمی آید و تابعیت خود را حفظ می کند مگر اینکه کشور متبوع شوهر تابعیت مرد رابر وی تحمیل کند(این برای اینست که زن با ازدواج تابعیت خود را از دست ندهد ولی اگر کشور متبوع مردتابعیت را برد و تحمیل کرد زن آن تابعیت را بپذیرد)سؤالی که در بحث تغییر تابعیت مطرح می شود اینست که اگر شخص در اثر تقلب نسبت به قانون تابعیت خود را از است چه بحثی وجود دارد)تقلب نسبت به قانون وقتی است که شخص از یک حق قانونی و اختیار قانونی برای رسیدن به یک امر ممنوع استفاده کند هدفش تغییر تابعیت نیست اینجا چه کار باید کرد ؟(یک مورد تقلب نسبت به قانون در فرانسه اتفاق افتاد  که مربوط به  خانم دوبرفومون است در گذشته طلاق در اروپا ممنوع بود .قبل از سال 1884در فرانسه نیز طلاق ممنوع بود ولی در آلمان طلاق زودتر از فرانسه رایج شده بود دوبوفومون که فرانسوی بود می خواست از شوهرش جدا شود.ولی ب اساس قانون فرانسه این امر ممنوع بود.خانم دوبوفومون برای رسیدن به این امر ممنوع تابعیت آلمان را کسب می کند تقاضای طلاق می مند با مرد آلمانی ازدواج می کندو دوباره به فرانسه برمی  گردد.شوهر او تقاضا ی رسیدگی می کند دادگاه فرانسه اعلام می کند که کار خانم دوبوفومونتقلب نسبت به قانون است لذا هم طلاق باطل است و هم تابعیت کشور آلمان.اما تغییر تابعیت آلمانی یک امر سیاسی است و نباید در حیطه حاکمیت کشورهای دیگر دخالت کرد اما نتیجه عمل تقلبانه او باطل است.

*در زمینه تابعیت در ایران چه مباحثی وجود دارد؟بحث در سه محور خواهد بودابتدا به دست آوردن تابعیت ایران است بخت بعد از به دست دادن تابعیت ایران است.

 

بدست آرودن تابعیت ایران:

1-اجرای سیستم خاک و خون

2- ازدواج

3-پذیرش حاکمیت ایران  

تابعیت ایران را ممکن است به سه طریق به دست آورد

1)بوسیله اجرای سیستم خاک یا خون تابعیتی که بر اساس این سیستم ها به دست می آید تابعیت

اصل و مبدأ است.

2)بوسیله ازدواج است 3)بوسیله پذیرش تابعیت ایران است تابعیتی که به وسیله دو دو طریق اخیر به دست می شود اکتسابی است.تابعیت اصلی ایران کی هست؟در چه مواردی شخص درای تابعیت اصلی ایرانی است،تابعیت اصلی ایرانی یا از طریق اعمال سیستم خاک است یا از طریق سیستم خون؟اما در چه مواردی شخص با اعمال سیستم خاک ایرانی می شود و چه زمانی از طریق اعمای سیستم خون ایرانی می شود.

موارد اعمال سستم خاک:قانونگذارها سیستم خاک را به صورت مطلق قبول نکرد.بلکه آن را به صورت مشروط پذیرفته است اما قانونگذار ما تنها بر اساس تولد شخص در خاک ایران به شخص تابعیت نمی دهد.قانونگذار ما سیستم خون را پذیرفته است تنها در جهار مورد سیستم خاک را پذیرفته است .در بند3-4-5 قانون مدنی و یک مورد هم در ماده 978.

جلسه نهم

موارد اعمال سیستم خاک در قانون اساسی

متولدین در ایران

یکی از موارد در بند 3 ماده 967 قانون مدنی است که می شوید اشخاص زیر ابتاع ایران  محسوب می شوند: الف- کسانیکه در ایران متولد شده و پدر و مادر آنها غیر معلوم باشد در این (بند3) سیستم خاک به صورت مشروط پذیرفته شده است پدر و مادر شخص زمانی حقیقتاً نامعلوم است که واقعاً  کسی اطلاعی از پدر و مادر شخص نداشته باشد ولی گاهی معلوم است که بچه از کدام زن و مرد متولد شده است ولی قانونگذار در این زن و مرد را پدر و مادر طفل معرفی نمی کند زیرا از راه مشروع به دنیا آمده است.

مورد دوم بند 4 ماده 976 ق.م ذکر شده که می گویند کسانیکه در ایران  از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده است تیغه ایران است و سیستم خاک بر او اعمال می شود. سیستم خاک در این مورد هم بصورت مشروط پذیرفته شده است.

مورد سوم در بند 5 ماده 976 ق.م است ج- کسانیکه  در ایران از پدری که تبعه خارجی است بوجود آمده و بلا فاصله پس از رسیدن به 18 سال تمام یکسال در ایران اقامت کرده باشد که باز هم بصورت مشروط اعمال می شود البته این ماده از حیث مدت اقامت اعمال دارد زیرا  مشخص نیست که مشخص چه مدت در ایران اقامت داشته  باشد حدوداً 5 سال متوالیاً یا متفاوتاً در ایران اگر اقامت داشته باشد ایران تلقی می شود.

تبصره:

* قانونگذار ما می گوید استنائاً اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و کنونی مشمول بند 4 و 5 نخواهد شد.

مورد چهارم در ماده 978 قانون مدنی پیش بینی شده است در برخی کشورها سیستم خاک بصورت مطلق پذیرفته شده است مثل امریکا – کانادا- قانونگذار ما در مقابل این کشورها رفتار متقابل انجام داده است. زیرا در آن کشورها بچه ای که از پدر و مادر ایرانی در خاک آنها به دین بیاید بچه تبعه همان کشور خواهد بود. در نتیجه ایران هم همان قانون را برای آنها خواسته اعمال کند این مورد را تنها در مقابل کشورهایی اعمال می کند که سیستم خاک را بصورتن مطلق پذیرفته اند. ماده 978 ق.م نسبت به اطفال کر در ایران از اتباع دولتی متولد شده اند.

 

مواد اعمال سیستم خون

بر خلاف تصمیم خاک که بصورت مشروط پذیرفته شده است سیستم خون بصورت مطلق بوده و هیچگونه شرایطی برای اعمال آن مشخص نشده است زیرا قانونگذار در بند 2 ماده 976 قانون م مطرح کرده  که کسانیکه پدر آنها ایرانی است ایرانی هستند. اعم از اینکه در ایران یا در خارج متولد  شده باشد باید متذکر شد در کشورها سیستم خون فقط از طریق پدر قابل اعمال است از طریق مادر قابل اعمال نیست یعنی تاثیری در تابعیت بچه ندارد که مادر تابعیت کجا  را داشته  باشد  ولی در برخی موارد در برخی کشورها سیستم خون هم از طریق پدر و هم از طریق مادر قابل  اعمال است مثل فرانسه در کشورها فقط یک تابعیت آن هم ایرانی بودن را مطرح می کند مهم نیست  تابعیت مادر ولی تصور درستی نیست ممکن است پدر ایرانی باشد و مادر ایرانی نباشد و برعکس پس بهتر است سیستم از طریق مادر، اعمال شود در اجرای سیستم خون ممکن است ما با 2 شکل روبرو شویم:

1- آیا منظور قانونگذار از پدر ایرانی از بند  2 ماده 976 پدر قانونی است یا پدر غیر قانونی را شامل می شود.

2- تابعیت  پدر در چه زمانی ملاک است؟ چون ممکن است  از زمان انعقاد نطفه تا تولد تابعیت  تغییر کرده باشد کدام تابعیت را باید برای بچه در نظر گرفت؟

پاسخ:

سوال برخی می گردد به اینکه آیا سیستم خون برای فرزندان نامشروع قابل اعمال است یا نه؟ باید گفت که جواب منفی است زیرا  قبلاً گفته شد برای اعمال تیم خون 2 شرط لازم است اولین شرط این است که پدر و مادر او معلوم باشد و این پدر و مادر و رای تابعی باشند. اطفالی که از رابطه نامشروع بوجود می آیند پدر و مادر طفل نامعلوم است و دیگر سیستم خون اعمال نمی شود پس قانونگذار ما منظورش از پدر، پدرقانونی است چگونه تابعیت رابطه نامشروع را تعیین کنیم. هرگاه طفلی در ایران از پدر و مادر نامعلوم بیاید پس پدر و مادرش هم نامعلوم است طبق ماده 976 بند 3 و این نکته که پدر و مادر هر دو نامعلوم و مادر معلوم است ولی سیستم خون قابل اعمال نیست ولی پدر معلوم و مادر نامعلوم در این مورد سیستم خون قابل اعمال است در حالیکه نه پدر و نه مادر باشد سیستم خاک اعمال می شود نه سیستم خون

پاسخ سوال 2:

حقوقدانان معتقدند چون زمان انعقاد نطفه زمان دقیقی نیست اثباتش مشکل است و تابعیت بعد زا تواد مورد نیاز انسان است حتی تاریخ تولد  اثباتش بسیار آسان است در نتیجه می گویند تابعیتی که پدر در هنگام تواد بچه دارد ملاک است  مگر اینکه پدر فوت کرده باشد در هنگام تولد تابعیت پدر در زمان انعقاد  نطفه در نظر گرفته می شود.

 

تابعیت اکتسابی

از دو طریق بدست می آید  1- ازدواج 2- پذیرش به تابعیت ایران

1- ازدواج با مردان ایران تابعیت  ایران را کسب می کند زیرا  قانونگذار ما در اینجا سیستم وحدت  تابعیت را پذیرفته است زیرا وجود تابع یت های مختلف در خانواده  مشکل ایجاد می کند قانونگذار ما می خواهد زنان خارجی وقتی با مردان ایرانی ازدواج کنند اتوماتیک مان تابعیت  ایران را کسب می کند این تابعیت تابعیت قطعی است حتی طلاق زن و فوت شوهر باعث از بین رفتن تابعیت  نمی شود ولی قانونگذار یک تسهیلاتی برای  این زنان در نظر گرفته است که این زنان اگر بخواهند می توانند  با اطلاع وزارت خارجه ایران تابعیت  قبلی خود را به دست بیاورند در یک مورد استثنائی قائل شده  است که اگر از شوهر ایرانی زن خارجی فوت کرده باشد و فرزند داشته باشد که کمتر از 18 سال دارد در نتیجه برای حمایت  از اطفال ایرا نی قانونگذار می گوید این زن نمی توانند تابعیت  ایران را از دست بدهد بعد از اینکه زن با تابعیت قبلی خود برگشت از مزایای ایرانی بودن  برخوردار نخواهد بود در نتیجه باید مقدار زیادی از اموال غ منقول خود را در ظرف  یکسال  به ایرانیان بفروشد.

 

جلسه دهم

گفتیم : تابعیت اصلی ایران از طریق سیستم خاک و خون است ولی برای بدست آوردن تابعیت اکتسابی 2 روش لازم است

تابعیت اکتسابی :

1- ازدواج

2- پذیرش به تابعیت  ایرانی

1- طریقه  ازدواج در مورد زنان خارجی است  که با مرد ایرانی ازدواج می کند و تابعیت شوهر را قبول می کند نظر قانونگذار اینست که زن به تابعیت  ایران در می آید تابعیت قطعی است.

2- یعنی یک شخص خارجی چگونه می تواند به تابعیت ایران پذیرفته شود شخصی که تابعیت اصلی ایران را ندارد یعنی هنگام تولد  ایرانی نشده کسیکه از طریق ازدواج تابعیت ایران را بدست نیاورد قانونگذار بند بند 7 ماده  976 اشخاص ذیل ت بعه ایران هستند.

- هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد.

- هر زن خارجی  که تابعیت  ایران  را اختیار کند.

- کسانیکه در ایران متولد شود و پدر و مادر آنها نامعلوم باشد.

بعلاوه قانون اساسی ایران این حق را به یگانه می دهد که به تابعیت ایران پذیرفته شوند.

قانونگذار در اصل 42 قانون اساسی در ایران این مطلب را بین می کند: بیگانگان می توانند به تابعیت ایران در بیایند ولی علت این است که قانون اساسی ایران به چه کسی تابعیت ایران را می دهد. قانون اساسی فقهد مجوز را صادر می کند شرایط را در سایر قوانین بیان می کند. تابعیت یک او سیاسی است هر کشوری خود تصمیم می گیرد چه کسی تبعه است و شرایطی را بین می کند: از جمله

 

شرایط پذیرش تابعیت ایران

در موارد 979 و 983 بیان شده الف: شرط اقامت لازم کسب تابعیت را علاقه مندی به ایران می داند برای احراز این  علاقه مندی نشانه ای را پیش بینی می کند و آن نشانه اقامت 5 سال متوالی در ایران است باید توجه داشت منظور از اقامت ، اقامت قانونی است یعنی از دولت ایران  پروانه اقامت گرفته باشد قانونگذار تعدادی اشخاص را با صلاحدید هیئت وزیران پاره ای از اشخاص را بدون رعایت شرط تابعیت  بیان می کند.

ماده 979:

- سن 18 سال تمام

- پنج سال  متناوب یا متوالی در ایران سکونت داشته باشد.

- فرار خدمت نباشد

- عدم  جرم سیاسی

ماده 980: کسانیکه  به امور عام المنضمه ایران خدمت کرده باشند مدرسه سازی و پل سازی و یا کسانی که دارای مقام عال در ایران هستند و یا همسرداری و بچه ایرانی دارندو بدون رعایت شرط اقامت ممک

- 5 سال اقامت در ایران

- مرتکب جرم سیاسی نباشد.

- آشنایی به قانون اساسی

- شرط اهلیت (بالغ- عامل – رشید) فقط به رکن سن اشاره شد که باید 18 سال تمام باشد.

- شخص مجنون نمی تواند تابعیت ایران را بپذیرد.

 

تشریفات پذیرش به تابعیت ایران

تصمیم نهایی با هیئت وزیران است  گفتیم که تابعیت یک امر سیاسی است و ممکن است هسئت دولت آن را  به رسمیت نشناسد. هیئت  وزیران در رد و قبول آن آزاد نه و نیازی به ارائه دلیل ندارند. تکمیل پرونده با وزارت امور خارجه است از جمله وظایف نیروی انتظامی

تصمیم گیری نهایی با هیئت وزیران است گفتیم که تابعیت یک امر سیاسی است و ممکن هیئت دولت آن را به رسمیت نشناسد. هیئت وزیران در رد و قبول آن آزادانه و نیازی به ارائه دلیل ندارند. تکمیل پرونده با وزرات امور خارجه است از جمله وظایف نیروی انتظامی می دهد گواهی می دهد که بصورت متناوب در ایران بوده بعلاوه گواهی صادر می کند که در هیچ کشوری مرتکب جرم نشده و دارای امکانات مالی است.

سلب تابعیت در ایران منعقد یک مورد است اصل لزوم تابعیت وقتی کسی تابعیت ایرانی را بدست می آورد حق اوست و کسی نمی تواند از او سلب کند مگر اینکه خودش تابعیت کشور دیگر را بپذیرد گواهی صادر شده برای فرد را باید 1 نفر وزارت کشور- 1 نفر آموزش پرورش 1 نفر دادگستری تایید کرده باشند بعد اگر وزارت امور خارجه نواقصی دید می تواند آن را اصلاح کند موضوع در هیت وزیران مطرح می شود در صورت تابعیت ایرانی سند تابعیت به شخص داده می شود و صدور شناسنامه برای فرد از سوی اداره ثبت اسناد تهران است.

 

آثار پذیرش به تابعیت ایرانی

وقتی یک شخص به تابعیت ایران پذیرفته شد آثارش در خود و خانواده اش مشاهده می شود. خانواده پذیرش تابعیت ایران نسبت به اولات پسری که فرزند 18 سال تمام یا بیشتر داشته باشد پذیرش به تابعیت در این مورد موثر نیست چون فرزند تابعیت پدر نیست اگر پدر را تابعیت ایران را می پذیرد وضعیت تابعیت تاثیری در وی نخواهد داشت ولی در مورد اولاد صغیر شخص و زوجه شخص موثر است. قانونگذار ما وقتی شخصی به تابعیت ایران پذیرفته شد اولاد صغیر وی هم ایرانی می شود ماده 84 ن م به طفل صغیر اختیار می دهد که بعد از رسیدن به 18 سال به تابعیت قلبی پدر بزرگوار برگردد و این اظهار را باید به وزارت امور خارجه اعلام کند اگر به تابعیت ایران برگردد باید طی یکسال به وزارت امور خارجه گزارشش را بدهد و با در دست داشتن صدور گواهینامه مورد پذیرش قرار می گیرد.

باید از کشور متبوع پدرش گواهی به وزارت امور خارجه بیاورد و تابعیت کشور جدید را بپذیرد (اینگونه اشخاص دارای تابعیت مضاعف هستند در 18 سالگی که خودش کبیر شد پاسپورت می گیرد. اما در عین یکسان می تواند از تابعیت ایران را رد کند و به تابعیت پدر برسد)

پذیرش به تابعیت ایران در زوجه وی موثر است ماده 984 ق.م: هر گاه یک مرد به تابعیت ایران پذیرفته شود زن وی ایرانی خواهد شد اتوماتیک است یعنی هیت وزیران با مرد موافقت می کنند از آن لحظه زنش ایرانی است قانونگذار تسهیلاتی به زن می دهد از آن زمانیکه زن به تبع شوهر ایرانی شد از آن تاریخ ظرف یکسال می تواند به تابعیت قبلی شوهر رجوع کند باید این اظهار را به وزارت خارجه اعلام کند و تابعیت قبلی شوهرش را داشته باشد.


چرا به تابعیت شوهر بر می گردد؟

ماده 984 ق.م باد اصلاح شود این زن می تواند در حد یکسان به تابعیت قبلی خودش برسد نه تابعیت شوهرش

خود شخص اولا باید گفت که چون این شخص ایرانی همان تکالیفی که بر عهده ایرانیان است بر عهده اینها هم خواهد بود این افراد باید تابعیت نظام قوانین ایران باشد. مانند هر ایرانی دیگر باید به شئون ملی احترام بگذارد. باید خدمت نظام وظیفه انجام دهد. انجام خدمت نظام وظیفه در خارج از ایران رافع این تکلیف نیست مگر اینکه طبق قانون نظام وظیفه ایران معاف شود.

اشخاص خارجی از اینکه حقوق ایرانی برخوردار خواهند بود مانند هر ایرانی حق رای ازدواج اما قانونگذار از بسیاری مشاغل مهم محروم می کند: ماده 983 ق.م قبل از انقلاب برخی محرومیت ها موقتی بود مثلا این شخص تا 10 سال نمی توانست نماینده شود ولی در 1370 محرومیت دائمی است.

-                     ریاست جمهوری و معاونین عضویت در شورای نگهبان

-                     وزارت و کفالت وزارت و استانداری و فرمانداری

-                     عضویت شورای استان و شهرستان و شهر

-                     استخدام در وزارت امور خارجه و نیز احراز هر گونه مأموریت سیاسی

-                     قضاوت

-                     عالیترنی رده فرماندهی ارتش و سپاه و نیروی  انتظامی

-                     تصدی پست های مهم اطلاعاتی و امنیتی

سه مبحث            در مورد تابعیت:

1-به دست آوردن تابعیت ایران:1-ازدواج 2-پذیرش به تابعیت ایران

2-از دست دادن تابعیت ایران

3-بازگشت به تابعیت ایران

موضوع:از دست دادان تا بعیت ایران

1)ازدواج:زنان ایرانی ممکن است در اثر ازدواج تابعیت ایرانی را از دست بدهند و در مورد ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی 3 مرحله ممکن است به وجود بیاید.

الف-زن ایرانی با مرد خارجی ازدواج بکند قانون کشور متبوعه مرد معتقد به سیستم استقلال تابعیت است یعنی قانون  می گویدازدواج تأثیری در تابعیت ندارد(استقلال نسبی)و زن ایرانی همچنان در تابعیت خود باقی می ماندبرای اینذکه قانونگذار ما در مورد ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی معتقد به استقلال نسبی یعنی تأثیری در تابعیت زنان ایرانی ندارد مگر اینکه قانون کشور متبوعه مرد تابعیت کشور مرد را بر زن تحمیل کند.

ب-زن ایرانی با مرد خارجی ازدواج کند قانون کشور متبوعه فرد معتقد به سستم وحدت تابعیت باشد(یعنی تابعیت باید با مرد باشد)معتقد به این باشد که زن باید تابعیت شوهرش را داشته باشد یعنی تابعیت مرد بر زن در اثر ازدواج تحمیل می شود(در اینصورت زن ایرانی تابعیت ایران را از دست خواهد داد و به تابعیت شوهر در می آید مگر اینکه دولت متبوعه مرد به زن تحمیل کند،در اینصورت تابعیت ایران را از دست می دهد.

ج-زن ایرانی با مرد خارجی ازدواج می مند که در اینصورت قانون کشور متبوعه مرد ،زن را در پذیرش تابعیت شوهر مخیر می داند یعنی خود صاحب اختیار استدر اینصورت باید  به وزارت امور خارجه ایران اطلاع دهد و اینکه به چه دلیل می خواهد تابعیت ایران را از دست بدهد در 2 حالت زن ایرانی تابعیت را از دست می دهد:

1-زن با مرد خارجی ازدواج کند و تابعیت شوهر را دارد.

2-کشور متبوع مرد پذیرش زن را مخیر می داند.زن ایرانیئتابعیت ایرانی را از دست می دهد .وقتی زنان ایرانی در اثر ازدواج تابعیت خود را از دست می دهند چه آثاری مترتب است است این زنان دیگر ایرانی نخواهند بود از لحظه ای که ایرانی نیستند از حقوق ایرانی برخوردار نیستند و بعلاوه آن مقدار مال منقول می توانند داشته باشند که موجب سلطه خارجی بر کشو.ر نباشد قبل از سال 1360 این زنان مال منقول را هنگام ازدواج که دارند خواهند داشت ولی در سال 1360 قانونگذار این زنان که تابعیت را از دست می دهند مقذداری مال منقول خواهد داشت که موجب سلطه اقتصادی نباشد مشخص نبود چه کسی باید تشخیص دهد اموال موجب سلطه است[نهاد مشخص نبود]در سال 1370 ق.م را که اصلاح کردن پاسخ سؤال اول داده شد –کمیسیونی مرکب از وزارت اطلاعات

حقوق بین الملل خصوصی

در حقوق بین المللی وضع بیگانگان چگونه است ح ع مربوط به شخصیتت است یعنی حقوقی است که به منظور حفظ ذات عرض انسانی وضع شده است یک سلسه حقوقی هستند نه لازمه شخصیت انسان استلازم است این حقوق باشد مانند حق آزادی تحصیل عقیده و بیان شغل . اینها یک سلسله حقوقی هستند که برای حفظ انسانیت انسان لازم است. از اینها تعبیر به شخصیت است در یک عبارت ح ع هم می گویند برای اینکه اجرا و اعمال حقوق به صرفیت کارکنان وعمال دولت صورت میگیرد چون انسانها در اجرای این حقوق با ماموران دولتی روبرو می شود از این رو به ح ع معروف است آزادی بیان و عقیده و احترام به شخصیت اجرای اینها بستگی به تصمیم دولت داردمثلا حق زندگی باید دید دولت به این چگونه        می نگرد آیا ضمانت اجرا بیش بینی می کند دولت محدودیتهایی در نظر می گیرد چون اجرای این حقوق دولت است دولت نماینده مردم است و به عنوان حقوق مربوط به شخصیت است ح ع آن حقوقی است که به منظور شخصیت انسان پیش بینی شده است و هر انسانی باید از این حقوق برخوردار باشد بدون این حقوق انسانیت انسان معنا پیدا میکند فلاسفه به اینها ح فضری می گویند فلاسفه غربی از اینها تعبیر به ح طبیعی می کنند همان حقوق بشر که محبت میکنند در همین راستاست یعنی طبیعت انسان اقتضا میکند انسان چنین حقوقی را دارا باشد و این حقوق را عقل بشر میکند انسان با اینها معنی پیدا میکند در هر حال یکسری حقوق وجود دارد که لازمه شخصیت انسان است همه کشورها بر این باورند که بیگانه از حقوقی که لازمه شخصیت است  باید برخوردار باشد همان بحث حقوق بشر بر اساس همین حق است . در کشور ما تا آنجا که شخصیت انسان ایجاب می کند بیگانه از ح ع برخوردار است از ح مربوط مربوط به شخصیت برخوردار باشند قانونگذار ما ضمانت اجراهای بیان کرده و قید و شرط برای آن بیان کرده است

1- حمایت از جان و مال و مسکن اتباع بیگانه : اتباع بیگانه طبق قوانین و معاهدات از حیث جان جان و مال و مسکن در امان هستند یعنی وظیفه دولت حمایت از اینها است اصول ششم و سیزدهم ق ا این حقوق را برای بیگانگان شناخته بود بعد از انقلاب در اصل 22 قانون اساسی برای خارجیان هم شناخته شده است حیثیت جان مال و حقوق و مسکن و شغل اشخاص از ترض مصون است در مواردی که قانون بیان کرده است

آن اصول اساسی که قید ایرانی بودن ندارد شامل همه انسانها ست اصل 22 هم همینطور است اشخاص را به صورتی میگوید اعم از اینکه ایرانی باشد یا خارجی

امروزه در معاهدات بر این اصل تاکید شده وکشور ها در مقابل یکدیگر تاکید میکنند  جان و مال ایرانیان درآسمان مصون باشد و برعکس

حتی قوانین عادی این حق را تضمین میکند به بعضی که قانون مجازات فردی میان تبعه وبیگانه نمیگذارد فرقی از جهت حمایت بین تبعه و بیگانه نیست

2- حق ورود عبور – اقمت و خروج اتباع بیگانه است اینه آیا بیگانگان حق ورود دارند به یک کشوری یا حق عبور که از کشور عبور کند آیا اقامت دارد یا نه و مسئله خروج در این مورد 2 طرز تفکر وجود دا رد الف طرز تفکر اخلاقی بیگانگان آزادند د رهمه موارد ورود و خروج و اقامت نباید محدودیت برای بیگانه باشد دوولت که بوجود آمد نباید مانع ورود و خروج اشخاص باشد بیگانگان ازادند ب- بیگانگان حق ورود و اقامت و عبور ندارند مگر اینه یک دولت بنابه محدودیت خود اجازه دهد

 افروزه تفکر مورد قثبول آزادی عبور و مرور است منتها با این قید که هر کشوری می تواند هر شرایطی در نظر بگیرد اعضای موس ح ب د ر1928 در ژ نو تشکیل شد همین نظر را پذیرفتند منتها تحت شرایطی که هر دولت تعیین میکند یعنی دولتها حق ندارند جلوی ورود و خروج را بگیرند در ایران همین تفکر وجود دارد قانونگذار ما شرایطی را بیان کرده است

ورود بیگانه به ایران

اصل آزادی را پذیرفته ولی بیگانه برای ورود باید از ماموران صلاحیت دار اجازه بگیرد برای این منظور شخص باید یک مدرک معتبر بین المللی بنام پاسپورت داشته باشد اول باید هویتش مشخص باشد گذرنامه توسط مامورین صلاحیتدار در داخل کشور صادر شود که به موجب آن تبعه از کشور خارج و داخل می شود معمولا صدور گذرنامه  و به عهده اداره گذرنامه نیروی انتظامی است این وظیفه ب رعهده کنسولگری هم است بیگانه اگر بخواهد وارد ایران شود در وهله اول باید گذرنامه داشته باشد گذرنامه  انواع متععدی دارد

گذرنامه سیاسی یا دیپلماتیک  رنگ سبز برای افراد سیاسی صدور توسط وزارت امور خارجه

2- گذرنامه خدمت  رنگ سرمه ای برای انجام ماموریت اعتبار  فقط از طرف دولت به عنوان مامور میروند

3- گذرنامه عادی با رنگ قهوه ای برای افراذ عادی اعتبار 5 سال

4- گذرنامه سازمان ملل متحد

این گذرنامه سیاسی غالبا وزارت امور خارجه به کسانی میدهند که مشاغل سیاسی دارند و برای انجام ماموریت های سیاسی از طرف دولت به کشورهای خارجی میروند این افراد دارای  مسئولیت های دیپلماتیک در سفارتخانه ها هستند عناوینی از قبیل سفیر و وزیر مختار دبیر اول دوم و سوم وابسته هستند که عهده دار انجام وظایف سیاسی هستند برای این قبیل اشخاص وزارت امور خارجه وزارت امور خارجه برای این افراد گذرنامه صادر میکند این نوع گذرنامه از نظر رنگ با سایر گذرنامه ها متفاوت است در ایران رنگش سبز است این گذرنامه برای مدت ماموریت صادر میشود مثلا اگر سفید باشد به همان تعداد سال است

گذرنامه خدمت سرمه ای  وزارت امور خارجه به کسانی می دهد که به صورت کارمند اداری کارشناس و دارنده بورسیه های تحصیلی و تحقیقاتی و متخصصان و نمایندگان اقتصادی حامل ماموریتهای اداری برای دولت متبوعه هستند بعضی اشخاص اعزام می شوندمدت اعتبار گذرنامه یک سال است و رنگ سرمه ای دارد صفقط از طرف دولت به عنوان مامور میروند

گذرنامه عادی  این گذرنامه را اداره کل گذرنامه نیرو ی انتظامی ایران درداخل کشور و ماموران کنسولی شاغل در سفارتخانه در خارج از کشور برای کلیه اشخاص عادی که ممنوع از ورود نباشند هست یاسایر دوایر که اداره نیروی انتظامی تعیین کرده باشد مدت اعتبار 5 سال است و برای یک دوره 5 ساله قابل تمدید است

رنگ قهوه ای گذرنانه سازمان ملل متحد   این نوع گذرنامه برای ماموران و کارشناسان خود که برای برقراری و حفاظت و امداد رسانی به مردم و کمکهای بهداشتی و آموزش به نقاط دنیا سفر میکنند

خود سازمان ملل سه شکل دارد:

1- سیاسی قرمز

2– خدمت سبز

3– عادی  کارهای معمولی آبی

اجاز از مقام صلاحیتدار ( ویزا ) است که معادل فارسی اش روادید است ویزا یعنی اجازه کسی که وارد ایران میشود باید به مامورین کنسولی ایران در خارج از کشور برود مامورین کنسولی برای دادن ویزا باید دقت کند ماده 2 قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه مصوب 131


مأموران کنسولی را از دادن رویداد از برخی اشخاص جلوگیری می کنند ،مثلاً1-کسانی که مدارکشان مورد تردید است اجازه داده نمی شود .2-کسانی حضورشان در ایران موجب بی امنی و ناامنی خواهد شد .3-کساطنیکه مرتکب جرم در ایران یا در کشورهای دیگر شده اند.4-کسانی که قبلاً از ایران خارج شده اند .5-کسانی که ایرانی هستند و به خارج رفته ولی از کشورخارجی پاسپورت گرفتند و وارد ایران می شوند.

بنابراین ویزا که داده می شود باید دقت شود.ویزا به صورت مهری است که روی پاسپورت زده می شود نشان دهنده اجازه-نوع اجازه مدت اقارمت ذکر می شود.مثلاً برای تحصیل و مدت اقامت .

به شخص ویزا داده می شود حداکثر سه ماه می توان در ایران اقامت داشته باشد.قبل از ج ج اول اخذ ویزا ضروری بود ولی بعد از ج ج اول برخی کشورها ویزا را رد کردند و اجازه دادند بیگانه به راحتی وارد شوند.

امروزه کشورها توافق می کنند در ارتباط با یکدیگر نیازی به اخذ رویداد نباشید.مثلاً در کشورهای اروپایی برای رفتن به کشورهای اروپایی نیاز به گرفتن ویزا ندارند که معروف به شنگن است.

افراد معاف از ویزا  در ایران:

1-مصونین سیاسی دارند کسانیرکه مشاغل سیاسی دارند.

2-کسانیکه به عنوان هیئت اعزامی هستند.

3-مأمورین سیاسی و سفیران خارج.

کشور ایران با کشورهای نظیر ترکیه-ژاپن –کره جنوبی-قبرس  چین-پاکستان-کلمبیا-سوئیس-مجارستان-بلغارستان-سنگاپور-ترکمنستان-ارمنستان-روسیه-آذربایجان-مالزی-ویتنام-مقدونیه-و اکراین قرار دارد  .لغو رویداد برای مدت اقامت مجاز یک الی سه رماه برای دارندگان گذرنامه های سیاسی و خدمت امضا نموده اند و برعکس.

همینطور دولت ایران با دولت ترکیه-سنگاپور-مالزی-مقدونیه-عربستان-مامرات متحده عربی –عمان –کویت-بحرین –قطربرای دارندگان گذرنامه های عادی قرار داد لغو رویداد امضا مرده است.(افرادی مثل ما)به محض رود به این کشورها ویزا امضا می شود نیازی به ؟ این کشورها در ایران نیست.

عبور بیگانه از ایران:

قائوونگذار ما اصل عبور را پذیرفته ،مثلاً یک شخصی از ایران عبور می کند تا به عربستان برود .قانونگذار ما شرایطی را در نظر گرفته برای عبور بیگانگان از ایران شرایطی لازم است:

از بیگانگان باید از مرزهای وزارت امر خارجه مجاز  که با هماهنگی وزارت کشور است عبور  کند و لازم است از مأموران مرزی اجازخ بگیرد(هم از مرز مجاز و اخذ اجازه از مأموران مرزی مجاز و پرداخت حق عبور بر اساس تعرفه ای که تعیین شده است)یک شکل از حق عبور حق ترانزیت است.برای اینکه یک کالا برود باید از کشور ها عبور  کند و برای آنکه کشوری عبور ترانزیت  می دهد.بعلاوه حداکثر ظرفیت 15 روز باید از ایران عبور بکنند که در هر مورد نیروی انتظامی مدت عبور را تعیین می کند و بعلاوه از مسیرهایی که نیروی انتظامی مشخص می کند برود و این بیگانه باید طی این مسیرها حرکت کند اگر حرف نیروی انتظامی را گوش نکند نیروی انتظامی می تواند اخراج کند.

بحث اقامت:

1-موقت یا توقف

2-دائم

در ایران اصل آزادی اقامت پذیرفته شده بیگانگان آزادند و اقامت آنها با اجازه مأموران صلاحیتدار ایرانی باشد برای اقا مت در ایران شرایطی وجود دارد.

ماده 4 قانون ورود اقا مت اتباع بیگانه مصوب1310 دو نوع اقامت را بیان کرده:موقت:زمانی است که بیگانه برای سیاحت یا تحصیل یا تجارت برای هو موقت دیگری وارد ایران می شودو قصد اقامت دائم در ایران ندارد.مثلاً مشهد و قم .وقتی بیگانه برای مدت موقت وارد می شود اقامت موقت است لازم است شرایط ورود(گذرنامه معتبر و اخذ ویزا داشته باشد)باید خود را مدت 8 روز به نیروی انتظامی محلئ معرض کند و مدارک لازم رابه نیروی انتظامی بدهد تا پروانه اقامت موقت برای او صادر می شود.شخصی که پروانه اقامت دارد محل اقامت وی مشخص می شود.حال اگر شخصی خواست محل اقامت را تغییر دهد نه تنها باید به محل اقامت قلبی اطلاع دهد باید خود را ظرف 8 روز به محل اقامت جدید اطلاع دهد.

جلسه 14:

اقامت دایم زمانی است که شخص قصد دارد بطور دایم مکان اصلی خود را ایران قرار دهد تا قبل از تصویب نامه قانون ورود1352 مخصوص نبوده با چه شرایطی بیگانه در ایران می تواند اقامت داشته باشد تا تصویب و آیین نامه شرایط بیگانه معلوم نبود اما در ماده 5 شرایط اقامت دایم پیش بینی شد برای اقمت دایم در ایران لازم است که بیگانه شرایط ورود  را داشته باشدو بعلاوه نیروی انتظامی شرایط مقرر در ماده 3 را رعایت خواهد کرد ماده 3:نیروی انتظامی باید توجه کند که شخص دارای شرایط ویزا است یا نه نیروی انتظامی بعد از بررسی با اخذ رضایت از شهربانی کل کشور اجازه اقامت می دهد با شرلیط ذیل:

1-متقاضی بودن با دارا بودن 5 سال اقامت متوالی در ایران بوده و هنگام تقاضا به سن 18 سال رسیدگی باشد.

2-متقاضی دارای 2 سال اقا مت متوالی در ایران بوده و مقام عالی علمی یا شغل یا تخصصی او در امور تولیدی و عمرانی با تأیید صلاحدید مقامات بالا رسیده باشد.

3-متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی متوالی در ایران ب وده و خدمات شایسته و ارزنده داشته باشد به تأییدات مقامات عالی صلاحیت دار رسیده باشد.

4-متقاضی دارای زن و فرزند ایرانی باشد که شرط اقامت لازم نیست.

5-متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت دایمی در ایران بوده و در امور تولیدی و عمرانی ایرانی که مورد تأیید مقامات صالح دارد در ایران باشد سرمایه گذاری کرده باشد.

6-متقاضی دارای دو سال اقامت متوالی در ایران بوده در آمد شخصی یا حقوقی یا مستمر بازنشستی او به تأیید یکی از بانکهای ایران رسیده باشد پروانه اقامت دایم هر 3 سال باید تمدید شود و باید دارندگان این چنین پروانه نیز تغییر مکان خود را در عرض 8 روز به نیروی انتظامی خبر دهد.

در مورد خروج بیگانگان از ایران چنانچه اقامت بیگانه کمتر از 90 روز باشد نیاز به کسب اجازه از نیروی انتظامی نیست فقط فقط هنگام خروج از مرز باید  اعلامیه برگه خروج رد کند ولی اگر بیش از 90 روز باشد لازم است از نیروی انتظامی ویزای خروج بگیرد.

؟ نسبت به ورود و خروج اتباع بی   گانه:

برخی از اشخاص به خاطر دارا بودن موقعیت سیاسی و مخصوصی هستند از مقررات ورود و خروج مستثنی هستند.

1-کسانیرکه دارای مسئو.لیت سیاسی هستند همانند سفرا.

2-مأموران کنسولی اول خارجه و افراد عاتله آنها که در یک خانواده هستند شرط رفتار متقابل

3-اعضاء هیئت هظای اول خارجه که با موافقت دولت ایران وارد ایران می شوندو دارای ویزا سیاسی دولت ایران می باشند.طبق ماده 8 آیین نامه اجرایی قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه که دفترچه اقامت از ناجا می گیرندلازم نیست سایر مقررات مربوط به ورود و خروج در مورد اینها رعایت شود.

اخراج بیگانه

:

برخی مواقع ایجاب می شود که دولتی بیگانه را بدون رضایت وی بطور اجبار اخراج نماید در  برخی موارد مصلحت کشور در این است که بیگانه را از ایران اخراج کند در مورد اخراج باید توجه کرد که کشورها زمانی باید دست به اخراج بیگانه بزنند که حضور بیگانه و اگر دولتی بیگانه را اخراج کرد دلیل برای عمل خود ندارد ،یعنی مورد بازخواست قرار نمی گیرد،چرا که دولت به کشور خود حاکمیت مطلق دارد.فقط در یک مورد مجبور به ازائه دلیل است و آن اینرکه دولت متبوعی بیگانه به حمایت از اتباع خود بپردازد و دعوای دو کشور به دیوان بیالمللی کشیده شود .برای این که اخراج با اصول بین المللی بوده باشد باید جنبه فردی داشته باشدنه دسته جمعی.یعنی کشوری نباید  افراد کشور دیگر را به طور جمعی اخراج کند مگر در زمان جنگ و قطع روابط سیاسی.

در کشور ماایران اخراج در قانون در ماده 11 دو مورد را ذکر کرده که جنبه کلی دارد.

1-در صورتیکه بیگانه برخلاف مقررات قانون اقارمت ورود اتباع بیگانه عمل نماید.

2-در صورتیکه مطابق مواد 3و4 این قانون اجازه عبور و توقف شخص خارجی ؟ می شود در تصمیم به اخراج بیگانه تصمیم باید به بیگانه ابلاغ شود بیگانه ظرف15 روز می  تواند به اخراج خود اعتراض کند که باید به نیروی انتظامی یا وزارت کشور اعتراض خود را اعلام کند که نیروی انتظامی نیز این اعتراض را به وزارت کشور خواهد داد و وزارت کشور جلسه ای مرکب از مدیر کل وزارت کشور-نمایندگان امور خارجه –وزارت دادگستری،اطالعات نیروی انتظامی کشور مطرح و تصمیمی در این کمیسیون اتخاذ می شود و این تصمیمبه نیروی انتظامی ابلاغ می شود ناجا می تواند منتظر تصمیم کمیسیون بنا شد و در صورت ضرورت بیگانه را اخراج کند و یا مراقبت ویژه برای خارجی در نظر بگیرید و یا می تواند منتظر تصمیمی کمیسیون بماند اما ممکن است بیگانه مخفی شود تا این حکم به اجرا گذاشته نشود قانونگذار این عمل را جرم می داند و برای آن نیز مجازات در نظر می گیرند از 1 تا 3 سال حبس تعزیری  و یا جزای نقدی 500 هزار تا 3 میلیون

پناهندطگی:

بعضی افراد  به دلیل سیاسی و یا اجتماعی بعنوان پناهنده به کشوری وارد می شوئد چرا که در شرایطی هستند که احساس می کنند جان خود و خانواده خود در خطر است و از ترس جان و شکنجه می خواهد بهئکشور دیگر پناهنده شود این ک ار در صورت بروز جنگ و تغییر حکومت صورت می گیرد .امروز هر کشوری برای خود مقرراتی وضع کرده حتی کنداسیون ها و عهدنامه ها یی نیز به تصویب رسید .در ایران نیز آیین نامه پناهندگی وجود داردو به کندانسیون پناهندگی و پروتکل آن ملحق شده که مربوط به 1967 می باشد در سال 1354 این کندانسیون در مجلس ملی به تصویب رسید از طرف دیگر سازمان ملل به وضع پناهندگان رسیدگی می کند که به کندانسیون های پناهندگی نظارت می کند.در امور پناهندگی ؟ رأی عالی سازمان ملل متحد کار رسیدگی به پناهندگی را دارد شخص اگر بخواهد در ایران پناهنده شود می تواند به وزارت کشور مراجعه کند و یا در هنگام ورود همان فرد به اولین پاسگاه مرزی ابلاغ گند و این پاسگاه به وزارت کشور ارسال می کند.در وزارت کشور مدارک شخص را می بینند و با پناهندگی او موافقت می شود و ناجا برای او پروانه اقامت صادر می کند .معمولاًپناهندگان امکانات شغلی حتی زندگی نیز در اختیار می گیرند تا اینکه اگر از دست جنگ پناهنده شدذه اند جنگ تمام شود اما ممکن است پناهنده در ایران بماند و بعد ؟ تا تبعیت نیز بکند.

مهاجران

شکل ضعیف از پناهندگی می باشد یعنی مقررات پناهندگی که در مورد اینها نمی باشد اگر یک وضعیت رد کشور مثل سیل و زلزله بوده باشد اشخاص ساکن می شوند به کشور دیگر بنابراین مهاجران مقررات ویژه ندارد بلکه یک امر انسان دوستانه است اما اگر آن شرایط ؟ مثل برطرف شدن سیل و زلزله ،جنگ دولت مس تواند از آنها بخواهد که کشور را ترک کنند مثلحضور افغانی ها در ایران.

 ن به تابعیت ایران  مرسوم خارجیانی که زن ایرانی دارند و از روی اولادی دارند (ازدواج زن ایرانی با مرد ایرانی (البرادعی)) شرط اقامت ممکن است رعایت  شود برنخی افراد در خارج در خدمت دولت ایران هستند مثلاً در سفارت امریکا یک ایرانی کار می کند قانونگذار ما می گوید خدمت چنین افراد در خارج برای دولت ایران در حکم اقامت در ایران است مانند سفارت.

ب- شرط لیاقت: افرادی که می خواهند تابعیت  ایران را داشته باشند باشد لیاقت ایرانی بودن را داشته باشند مثلاً اگر یک  خارجی فرار از خدمت نباشد- جرم سیاسی انجام نداده باشد.

ج- شرط مکنت: قانونگذار خواهد کسی را که رباخورده به تابعیت قبول کند بلکه افرادی را قبول می کند که دارای حقوق کافی برای خود و دارای مال و منال باشند قانونگذار یکسری موارد بر این بیان  می کند ازجمله آشنایی به زبا ن  فارسی و تاریخ ایران – آشنایی به قانون اساسی و نسبت به قانون اساسی احساس وفاداری کند.

شرایط اجرای این حق:

ماده 979 ق.م

+ نوشته شده توسط عليرضا زينالي اقدم در و ساعت |

بسمه تعالي

عنوان تحقيق : ماجراي 11 سپتامبر 2001 تحول دربكارگيري از ابزار نظامي با توجه به زمينهاي داخلي و خارجي براي حفظ تداوم سلطه جهاني و جنگ با تروريسم

1-طرح مسئله : بايد به اين نكته توجه داشت كه قدرت نظامي به عنوان يكي از تكنيكهاي و ابزارهاي است  كه در سياحت خارجي واحدهاي سياسي گوناگون در مرحله آخر و معمولا بعد از بكار گيري ساير تكنيكهاي (حربه هاي ديپلماسي فرهنگي – تبليغاتي ، اقتصادي ) مورد استفاده قرار مي گيرد و حتي اين مكان وجود دارد كه دولتي به طور همزمان از تمام حربه هاي مزبور بهره بگيرد حال اينكه با توجه به موارد فوق قدرت نظامي درامريكا قبل از حادثه 11 سپتامبر 2001به آن گونه كه در آن كشور و جهان خودرا نشان مي داد بعد از ماجراي 11 سپتامبر انطباق كامل داشته است اما11 سپتامبر و به وجود امدن نظام نوين جهني تحولي ديگر  در بكارگيري حربه نظام پديد آورد .

گفتار حاضر به نقش 11سپتامبر 2001 امریکا و تحولي درزمينه نظامي قبل و بعد از اين ماجرا با توجه به زمينه داخلي و خارجي براي حفظ تداوم سلطه جهاني و تروريسم  .

يكي از مهمترين دستاوردهاي 11سپتامبر امریکا از نوع جنگي كه امریکا اعلام كرده است فقط در صنايع اسلمه سازي را رونق نمي بخشد بلكه فروش درها و پنجره ها ي ضد مواد منفجره براي پنتاگون و ديگر ساختمان هاي نظامي را افزايش خواهد داد و سپس با فرستادن وسايل جنگي به ديگر نقاط جهان و مستهلك شدن سريع اين وسايل فروش قطعات و وسايل يدكي بانه خواهد رفت و براي پيمانكاران تعمير و نگهداري اين وسايل شغل ايجاد خواهد كرد .

در سال 1776 ميلادي زماني كه آمريكا منشود آزادي و استقلال خود را از اپراتوري انگلستان اعلام كرد از حالت مستعمره خارج شد ژنرال جورج واشنگتني اول رئيس جمهور امريكا در مراسم تحليف خود را از اصلاح گيبون (مورخ انگليس ) استفاده مي كند و اظهار مي دارد كه : آماده بودن براي جنگ از بهترين و موثر ترين وسيله براي يكي از بهترين و موثرترين وسيله براي حفظ صلح است از زمان استقلال خود تا امروز  به مدت 226سال آمريكا بيش از دو كشور ديگر درتاريخ درجنگ بوده است  جنگ با اسپانيا ،مكزيك ،كوبا و كشورهاي دريايي كارائيب و آمريكاي جنوبي جزاير اقيانوس آرام جنگ هاي اول و دوم جهاني جنگ كره روتينام،تعريف پاناما و هائيتي مداخله نظامي در لبنان سومالي و باكمان جنگ خليج فارس و جنگ در افغانستان ،عراق به اضافه جنگ هاي داخلي خود امريكا از 1863 تا 1865  كه بيش از 600وار كشته بر جاي گذاشته است و يكي از بزرگترين و پرتلفات ترين جنگ هاي قرن معاصر به شمار مي رود تعجب آوردنيست كه جنگ و آمادگي براي جنگ يكي از ويژگي هاي امريكاست جنگ مترادف دفاع از ملت و دموكراسي معني شده است

جنگ بستر لازم را در جامعه امريكا دارد از جمله گورستانها موزه هاي جنگ سينما و فيلم هاي جنگي ،كتابها و ادبيات جنگ ،نقشه هاي جنگي عتيقه هاي جنگي ،برنامه هاي جنگي تلويزيون ،عروسك هاي جنگي براي كودكان و جوانان .

قرن بيستم خونين ترين قرن در تاريخ بشريت بود. بيش از يكصد ميليون نودراين قرن درجنگ هاي مختلف خارجي  و داخلي كشته شدند و كشورهاي صنعتي به اصطلاح پيشرفته غرب مثل اروپا و امريكا بزرگترين بازيگران يك صفحه جنگ بود .

در تاريخ معاصر ايالات متحده امريكا نقش صنايع پيچيده نظامي در جنگ افروزي ها، ايجاد  بحران ها و تداوم آنها انکارپذیر است. صنایعی که به هر تقدیر و در هر وضعیتی  و برای حفظ منابع سرشار خود و بقای صنعت، مجبور به تولیدند و باید برای مصرف تولیدات خود بازاریابی کنند. صلح و آرامش به هر گونه، مطلوب آنها نیست و از آنجا که بزرگترین مصرف کننده این تولیدات، ارتش امریکا بوده است با صاحبان این صنایع با استخدام ژنرال های بازنشسته ارتش سعی می کنند نفوذ فوق العاده خود را در ساختار تصمیم گیری ارتش و وزارت دفاع و تدوین استراتژی متناسب برای ایجاد بازار حفظ کنند. مطالعه تاریخ جنگ های آمریکا بعد زا جنگ جهانی دوم مانند جنگ کره، ویتنام، خلیج فارس و سودهای سرشازی که نصیب این صنایع شده است، بر نقش آنها در ایجاد و تداوم این جنگ ها صحه می گذارد و جالب توجه این که هر زمان  که ارتش امریکا خود درگیر در جنگ نبوده است با بر ارفوخان بحران و جنگ های منطقه ای و ارائه دکترین های گوناگون، بازار تازه ای برای فروش تولیدات خود ایجاد می کند. آمار و ارقام فروش و کمک های تسلیحلاتی آمریکا نشان داده است که هر زمان توجیه لازم برای افزایش خریدهای تسلیحاتی ارتش آمریکا وجود نداشته است سیل کمک و فروش سلاح به سایر کشورها بویژه جهان سوم سرازیر شده است. بعد از جنگ کره دکترین آیزنها در زمینه خریدهای تسلیحاتی را در خاورمیانه فراهم کرد و بعد از جنگ ویتنام، دکترین نیکسون و  دارهای سختی رژیم ایران و کشورهای نفت خیز عرب توانست خط کسادی و رکود صنایع نظامی را در آمریکا برطرف کند.

درباره قدرت صنایع پیچیده نظامی همان بس که به گفته آیزونهاور، رئیس جمهوری آمریکا، در پیام خداحافظی خود در سال 1961 به ملت آمریکا توجه کنیم. رابطه تنگاتنگ نهاد گسترده نظامی و صنایع عظیم تسلیحاتی در تجربه آمریکایی، پدیده تازه ای است. مجموعه نفوذ اقتصادی، سیاسی و حتی روانی آنها در هر شهر و ایالا راده ای از دولت فدرال احساس می شود. در شوراهای حکومتی، ما باید در مقابل سفارش ها، توام با اعمال نفوذ اعم از خواست های مطرح یا غیرمطرخ صنایع پیچیده نظامی موضع بگیریم. نفوذ این صنایع امروز همان قدر در ساختار تصمیم گیری دولت امریکا وجود دارد که در زمان آیزنهاور بود و علی رغم پایان جنگ سرد و انحلا پیمان ورشو، بودجه نظامی آمریکا امروز به مراتب بیشتر شده است و برای آنها زمان صلح و جنگ تفاوت ندارد.

در نتیجه ادغام این صنایع که در زمان کلینتون تشویق و توجیه شده بود. سه شرکت معظم اسلحه سازی لاکهیدمارتین، بوئینگ و ری تئون بیش از 30 میلیارد دلار قرارداد سالیانه پنتاکون دارند و این امر بیانگر این واقعیت است که از هر چهار دلاری که وزارت دفاع امریکا دریافت می کند، یک دلار آن به جیب این صنایع می رود. یکی از کارهای این صنایع، خلق بحران و اغراق درخواست و تهدیدات متوجه آمریکاست.

در بحران 11 سپتامبر نیز نباید نقش یک صنایع را در جنگ افزوزی دولت آمریکا نادیده گرفت، بویژه آن که افرادی چون یک چنی - معاون  رئیس – و دونالد را مسفلد و کاپلی پاول، خوراز نظامیان و در ارتباط با این صنایع اند. عقد قرار داد 200 میلیارد دلاری با شرکت های سینور و جنرال موتوز برای تولید نسل جدید هواپیماهای جنگنده نظامی بلافاصله بعد از 11 سپتامبر از جمله این اقدامات است.

روز 22 سپتامبر 2001 هنگامی که بورس سهام نیویورک پس از حمله به مرکز تجارت جهانی دوباره آغاز به کار کرد، سهام شرکت های اسلحه سازی آمریکا که پنتاگون مشتری اصلی آنهاست، سر به آسمان کشید. یکی از سود برندگان این واقعه Raytheon سازنده موشک "تام هاک" انحلال پیمان ورشو، بودجه نظامی امریکا امروز به مراتب بیشتر شده است و برای آنها زمان صلح و جنگ تفاوت ندارد.

در نتیجه ادغام این صنایع که در زمان کلینتون تشویق و توجیه شده بود سه شرکت معظم اسلحه لاکهید مارتینی بوئینک و ری تئون بیش از 30 میلیارد دلار قرار داد سالیانه با پنتاگون دارند و این امر بیانگر این واقعیت است که از هر چهار دلاری که وزارت دفاع امریکا دریافت می کند، یک دلار آن به جیب این صنایع می رود. یکی از کارهای این صنایع، خلق برای و اغزاق درخواست و تحولات توجه آمریکاست.

در بحران 11 سپتامبر نیز نباید نقش یک صنایع را در جنگ آفروزی دولت آمریکا نادیده گرفت به ویزه که افرادی  چون یک چینی معاون رئیس جمهور و رونالد را مسفله و کاپنی پاول، خوراز نظامیان و ارتباط با این صنایع اند. عقد قرار داد 200 میلیارد دلاری با شرکت های سینور و جنرال موتوز برای تولید فنسل جدید هواپیماهای جنگنده نظامی بلافاصله بعد از 11 سپتامبر از جمله این اقدامات است.

روز 22 سپتامبر 2001 هنگامی که بورس سهام نیویورک پس از حمله به مرکز تجارت جهانی دوباره آغاز به کار کرد، سهام شرکت های اسلحه سازی آمریکا که پنتاگون مشتری اصلی انهاست، سر به آسمان کشید. یکی از سود برندگان این واقعه شرکت Raytheon سازنده موشک "تام هاک" است که از نهادهای آمریکا پرتاب می شود[1] این مقاله نزدیک به دو هفته قبل از حمله نظامی آمریکا به افغانستان نوشته شده زمانی که این موشک ها شب و روز بر شوها و دهات افغانستان فرو ریخته شد، درک این که چرا سهام این شرکت سر به آسمان کشیده ساده است و در ادامه باید گفت که پنتاگون با اعلام جنگ و حالت فوق العاده جنگی در عالی تهیه فهرستی از سلاح های پیشرفته است و در نتیجه شرکت های غول آسایی چون لاکهیه – مارتین و L3 (سازنده وسایل الکترونیک هواپیمای جنگی) سودبرندگان اصلی جمله به برج های دوقلویند.

اگر این حمله دیگر شرکت ها را شدیدا پایین آورد، آینده صنایع پیچیده نظامی را نسبت به چند سال گذشته بهبود چشمگیری داده است.

می دانیم که با لاکرین مقالات دولت بوش، بویژه دونالد را مسفله – وزیر دفاع، تنها پیوندهای تنگاتنگی با شرکت های نفتی بلکه با اسلحه سازی بزرگ دارند.

سود بزرگان اصلی این واقعه شرکتهای چون جنرال ایتالیک، بوئینگ، لوکهیه، نورتروپ دیگر شرکت های اسلحه سازی. [2]

مخالفت پارلمان آمریکا با افزایش عظیم بودجه نظامی، در اثر حمله به مصرف برسانند. سه روز پس از این حمله، کنگره 40 میلیارد دلار بودجه اضطراری به تصویب رساند که 10 تا 15 میلیارد آن نصیب پنتاگون خواهد شد، کنگره 33 میلیارد دیگر اضافه بر بودجه کنونی وزارت دفاع به تصویب رساند، بودجه پنتاگون به 397 میلیارد دلار رسید. بحان ویلیامز، رئیس مجتمع صنایع دفاع ملی به خبر نگاران می گوید " این بودج مرض همه را خوب خواهد کرد" لازا، رئیس یکی از شرکت های تولید کننده وسایل الکترونیکی هواپیما می گوید: " واقعه 11 سپتامبر چشم انداز آینده کارخانه های اسلحه سازی را تغییر داده است."

یان اسیتفن، اصتیاددان، می گوید: "ما نمی دانیم که فعالیت های نظامی به مجا خواهد کشید". به سخن دیگر در صورتی که وضعیت جنگ و افزایش بودجه حنگی ابعادی وسیع تر یاز اوضاع فعلی پیدا نکند، امکان این که جنگ کنونی دارویی به اندازه کافی قدرتمند برای علاج اقتصاد بیمار کنونی باشد ناچیز خواهد بود. در چین پیش زمینه اقتصادی است که باید کوشش های سخت و بی امان جناح افراطی تر هیئت حاکمه به نمایندگی افرادی چون پال ولفووتیز، ریچاردپرل، هنری کیسینجر، نیوت گینگریچ و دان کویل در گروه پر قدرتی به نام "هیئت تعیین سیاست های دفاعی" را دنبال کرد که این گروه اکنون در حال وارد کردن سخت ترین فشارها  به دولت بوش برای گسترش جنگ به عراق، سوریه، ایران و لبنان است.

2- پیشینه موضوع :

عاملی که باعث شد موضوع تحقیق را انتخاب کنم در ابتدا کتاب تاریخ دیپلماس و روابط بین الملل، دکتر احمدنقیب زاده بود. ایشارن در فصل دوم کتاب مزبور، قسمت چهارم، شماره سوم با عنوان چشم انداز مسائل جهان در آستانه قرن 21 که بعد از آن کتاب مزبور تمام می شود، با خواندن متن، چشم انداز مسائل جهان در آستانه قرن 21 "دکتر به حادثه 11 سپتامبر 2001 که تجاری امریکا با عملیات انتحاری ویران شد، دستاویز لازم را برای امریکا فراهم کرد تا به بهانه مبارزه جهانی با ترورسیم با رقبا و دشمنان خود برخورد کرده به افغانستان و عراق لشکرکشی کند و ...

که مساله از ذهنم ناقص می آمد از این جهت که اطلاعاتم کم کم است و دکتر نقیب زاده این موضوع را در چند سطر خلاصه کرده بودند و با توجه به این که در کتاب "اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، دکتر سید عبدالعلی قوام از فصل پنجم این کتاب ص 206 به بهره گیری از تکنیکها و ابزارهای گوناگون در سیاست خارجی اشاره کرده بودند به نظرام آمد که این حادثه بیشتر قدرت نهایی امریکا در قالب بهره گیری از ابزار نظامی است و چون حزب جمهوری خواه که نهاد راتگوایان و جنگ طلبان در این کشورند.

بعد از خواندن مقاله های گوناگون به عنوان مثال: مصاحبه دیویدار در ضمیمه روزنامه اطلاعات چاپ یکشنبه 30 بهمن 84 که بیشتر به گسترش مذهبی اشاره می کرد، جمله چشم انداز ایران نشریه سیاسیت – راهبردی آبان و آذر 80 به دیده ها و شنیده های شاهد عینی به صورت توصیفی اشاره می کند یا کتاب ترورسیم، حسن واعظی که کالبد شکافی قضیه یا ماجرا و ... اشاره می کرد و روزنامه ها و مجلات، کتاب ها، سایت های خبر و ... که به چند مورد اشاره شد هیچ یک به نظرام ان گونه که باید مرا قانع و راضی می کرد، نکرد به همین دلیل به نظرم می آمد که گفته ها و نوشته ها از چهار چوب تحقیقی و عملی مقداری خارج هستند و نیاز به نظم و ترتیب دارند و به همین جهت شروع به گرد آوری اطلاعات از هر روش کردم تا بتوانم تا آنجا که می تواتم در این نمونه در قالب نمودار مراحل اساس تحقیق علمی موضوع تحقیق را بهتر اظهار دارم.

3- اهداف پژوهش :

با توجه به کاستی های موجود در تحقیقات قبلی که در بررسی آثار به برخی از آنها اشاره کردیم (پیشینه موضوع) و فقدان تبیین های مناسب در این خصوص که 11 سپتامبر بکارگیری قدرت نظامی را در سایت خارجی امریکا به عنوان یک متغیر چه تاثیری در جهان و خود این کشور داشته است، پژوهش حاظر در پی رفع برخی از این کمبودها خواهد بود.

4- سوال اصلی:

آیا 11 سپتامبر تغییرات مشخصی در بهره گیری از توجه نظامی در جهان و آمریکا به وجود اورد؟

آیا ماجرا 11 سپتامبر 2001، تحول در بکارگیری پس از نظامی با توجه به زمینه های داخلی و خارجی، برای حفظ و تداوم سلطه جهانی و جنگ با ترورسیم تغییراتی ایجاد کرده است؟

5- سوالات فرعی:

آیا در بکارگیری قدرت نظامی هدف تنها استفاده از زور است یا اینکه اهداف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و .... دنبال می شود؟ آیا این ماجرا صنایع نظامی دیگر کشورها را تحت تاثیر قرار می دهد؟ آیا استفاده از زور و اعمال آن به کشورهای دیگر منجر به واکنش مردم این کشورها شده است؟ مزایای استفاده از قدرت نظامی تنها شامل حال امریکا است یا دیگر زقدرت های بزرگ سهمی دارند؟ آیا ماجرا 11 سپتامبر موجب رعب و وحشت مردم آمریکا شده است؟ آیا نظامیان تنها طرح این ماجرا در قالب نقشه ی نظامی و از پیش تعیین شده بودند؟ آیا واقع جنگ با ترورسیم در معنای حقیقی آن است؟ زمینه های داخلی و خارجی با در نظر گرفتن این ماجرا به چه صورت بوده است؟ و ...

6- مفروضه های تحقیق:

نخست اینکه دستیابی به حفظ و تداوم سلطه جهانی و جنگ با ترورسیم ممکن نمی شود مگر آنکه ساخت قدرت نظامی و طرز بکارگیری آن به عنوان ابزار سیاست خارجی توسط آمریکا در جهت خاص باشد؟ دوم اینکه تحول در ساخت قدرت نظامی و بکارگیری آن به عنوان ابزار و تکنیک سیاست خارجی مسلم فرض شده و بررسی میزان تاثیر و نوع تغییرت صورت گرفته مورد توجه قرار گیرد.

7- فرضیه (فرضیه ها) :

11 سپتامبر تحولی برای حفظ و تداوم سلطه جهانی و جنگ با ترورسیم به وجود آورده با توجه به نظریه برخورد تمدن های "ساموئل هانتیگتون" در زمان طرح ان در سال 1991 با اعتراض ها و جنجال های زیادی مواجه گردید، ولی بعد از 11 سپتامبر سال 2001 به طور جدی مورد توجه قرار گرفت و حکام آمریکا در جهت اهداف و مقاصد خود نظریه این نظریه پرداز را چراغ راه خود قرار دادند و سعی کردند به هر طریق ممکن این نظریه را به واقعیت نزدیک کنند و با خلق دشمن و یا از قوه به فعل در اوردن این نظریه، سیاست نظامی گری خود را توجیه کنند. بررسی وضعیت حاکم بر جهان اسلام که بعد از 11 سپتامبر به عنوان دشمن غرب و آمریکا مطرح گردیده است و آمریکا تروریسم را در لبه روی افکار و اندیشه های اسلامی جست و جو می کند. ایالت متحده امریکا با توجه به زمینه های داخلی و خارجی و برای حفظ و تداوم سلطه جهانی خود چاره ای جز بکارگیری ابزار نظامی ندارد و ماجرای 11 سپتامبر و جنگ با تروریسم بهانه و دستاویزی است در استفاده از این عنصر قدرت برای حفظ و تداوم سلطه و حل مشکلات داخلی خود.

8-تعریف عملی (عملیاتی کردن مفاهیم) :

ابعاد حادثه 11 سپتامبر 2001 آمریکا با صرف نظر از ان که عاملان واقعی این حادثه چه کسانیی بودند و همدستان داخلی و خارجی یا تهسیل کنندگان این برنامه چه کسانی هستند، با احتمال قریب به یعقین می توان گفت که هیچ یک از آنها تصور نمی کردند گکه اصابت در هواپیما به برج های دوقلو فاجعه ای به این عظمت به وجود اورد و این واقعیت از جهت ردیابی عاملان، دست اندرکاران و تسهیل کنندگان مستقیم و غیر مستقیم داخلی و خارجی این برنامه بسیار با اهمیت باشد. تلفات جانی این حمله (افراد ناپدید شده در خاکستر ساختمان، سرنشینان سه هواپیما و تلفات پنتاگون) تاکنون نزدیک به 5000 نفر تخمین زده شده است و عظمت این واقعه زمانی روشن می شود که با جمله به پول ها ربود که تلفاتش کمتر از 2500 نفر بود، مقایسه گردد. این واقعه اگر یک یا دو ساعت دیگر دیرتر اتفاق می افتاد بی تردید شمار تلفات را چند هزار نفر بالاتر می برد. اگر چه ممکن است چگونگی امگان وقوع چنین فاجعه ای مدت ها در پرده اسرار بماند، اما پیامدهای ان از ساعات اول پس از وقوع فاجعه آشکار بود، علت این که این فاجعه از طرف دولت امریکا به منزله "جنایت علیه مردم آمریکا" یا "جنایت علیه بشریت" اعلام نشد، و با توجه به این که حوادث 11 سپتامبر و ناکارآرایی نظریه جهانی سازی موجب شد که نظریات برخورد گرایان بویژه نظریه برخورد تمدن های هانتیگتون به صحنه بیاید و به طور جدی آزمایش شود. نکته ای که در اولین برخورد عکس العمل جوزع (پسر) در قبال این حوادث به چشم می خورد این است که "ما وارد جنگ صلیبی دیگری شده ایم"، و نیز در تلویزیون CNN، که آرم "آمریکا در جنگ" و "جنگ علیه ترور" نقش بسته بود، گواهی داد از این که سیاستگزاران آمریکایی درصدد اجرای نظریات برخوردگرایان اند. و علی رغم امکان حل و فصل مسئله به صورتی ارام، تصمیم آنها این بود که حداکثر بهره برداری را در اتخاذ سیاست پیشی بر جنگ و میلیتاریسم داشته باشند و همین امر شک بسیاری را در این که سازمانهای اطلاعاتی امریکاف خود دست اندرکار چنین حادثه دستاویزی بوده اند بر می انگیزد. شاید به همین علت دولت مردان آمریکایی با این حادثه طوری برخورد کردند که گویی آنها قبل از وقوع این حادثه از چگونگی آن اگاه بوده اند. اگر این حمله جنایت علیه بشریت اعلام می شد، عاملان اصلی آن باید به دادگاه جنایی بین الملل **** ادامه دارد



[1] - نیویورک تایمز صفحه اول بخش اقتصادی

[2] - نیویورک تایمز صفحه اول بخش اقتصادی

+ نوشته شده توسط عليرضا زينالي اقدم در و ساعت |