کوهن معتقد است علم ماهیت واقعی ندارد پس پارادایم است الگوی شناخت علمی سه عنصر دارد �ل مفروضه های جهان شناختی جهان‌بینی پارادایم دوره اول را نشان می دهد دوم قضاوت در مورد واقعیت سوم روش شناخت معیارهای صحت و کسب پس همانطور که بیان شد ی شناخت علمی در نظریه نسبیت عنصر است مفروضه های روانشناختی قضاوت در مورد واقعیت روش شناخت این سه عنصر را از درون پارادایم می‌گیریم و از واقعیت پارادایم می‌خواهد نوع نگاه به این سه عنصر عوض بشه تعریف پارادایم سه راهی است که در فلسفه علم به کار گرفته می شود مقصود از آن اصولی است که بر بینش ما نسبت به چیزها و جهان حاکم است اصول علمی که در ویندوز شما نسبت به سی سال از آن حاکم است اصول علمی ما نسبت به سال پارادایم هستند و علومی که وجود دارد ما به آنها متعارف می‌گوییم آنها را به وجود می آوریم حتی بینش در یک دوره در انسان به وجود می‌آورند و از طرفی دیگر این بینش پارادایمی ها را تقویت می کند او می گوید علم یک انباشته دائمی و اثبات دائمی نیست بلکه علم ما شامل تاریخ تحولات علم و انقلاب پارادی کمانی ک

علم در نظریه کوهن شامل تاریخ تحولات انقلاب پارادیم فارادیک ماتیک علمی و روش علمی از درون آنها پارادایم بیرون می‌آید در حقیقت باعث می‌شود که علوم مختلف در چهارچوب عناصر بررسی شود یعنی در حقیقت اگر بخواهیم علمی را بررسی کنیم و عناصری که در سال سوم و آن سه عنصر که پارادایم را می‌شناسد و وسیع کنیم

کوهن �شت آلت است در قالب پارادان به یک بینش عمومی و شناخت کلی میرسیم این تکرار کردن نیست بلکه باید یک چهارچوب بدهید یک بینش عمومی داده شود و یک محور داده می‌شود پارادایم حکمی را تحت تاثیر قرار می دهد در قالب این شکلی به حل مشکلات می‌پردازیم که می‌گوید سادگی و چشم انداز وسیع سودمند حتی می‌تواند به گونه‌ای متفاوت مورد توجه قرار گیرد کاردان مسائل خوبی را فراهم می‌کند که مشکلات پژوهشی در درون آن مطرح می‌شود و در تحریری برنامه‌های مربوط به آزمایش و مشاهده نقش هدایت کننده ای دارد علم متعارف یا علم درون چنین پارادایمی نوعی فعالیت حل مسئله است ناتوانی در حل مسئله در و پارادایم ناشی از ضعف دانش بندان است و ضعف پارادایم � در پارادایم هنگام تشکیل می‌شود که پارادایم و ظهور کند ظهور پارادایم جدید با انقلاب علمی همراه است چنین انقلابی وقتی کامل می‌شود که قابل استماع علمی و آن اعلام فاتح وفاداری کند پارادایم پیشین به کلی کنار گذاشته می‌شود تصویر کهن از شیوه پیشرفت یک علم به این شکل که پیش پیش علم عادی بحران انقلاب علم عادی جدید بحران جدید