اندیشه های مدرن در حوزه دانش بشری در غرب شکل گرفته و تاثیرگذار است در حوزه دانش در اروپا نقدهای جدی به لحاظ ارزشی شناسی و معرفت شناسی به این مباحث وارد می‌شود هرچند این انتقادها به صورت یکسان ارائه نشد مثلا نفس خود نیز در فرانسه مطرح می‌شود در مقابل تفکر آمریکایی یا نظریه های انتقادی هر موزیک ریشه در فرهنگ آلمانی است به خصوص در دوره بیسمارت بوده زمانی که تفکر آلمانی به اندیشه‌های مدل جواب می دهد انتقاد می کند هرمنوتیک یکی از سران هایی است که در مقابل نگرش مدل ارائه می‌شود هرمنوتیک چیست در عصر از هرمز خدای یونان باستان مشترک شده است امروز ارائه مرزها و واسطه بین خدایان و مان و تفسیر کننده خواسته های خدایان برای مردم آن بوده است در دوره باستان هر نیرویی که در کنترل انسان نبود را به آن خدا می گفتند منظور از خدا و خصوصیت نبود حتی بودن خدا می‌تواند خرید دهد اما آنچه که مورد توجه و مسعود انتقال پیام بود علمی نافهم کلام و شناخت آینده است هرمینا کاهن معبد دلفی می‌توانست از آینده بگوید و پیام را درک کند انتقال دهد عکس کتاب های افلاطون به صورت دیالوگ بوده است اما آنچه را امروزه از آن سخن می رود مطالبی است که سهراب مطرح کرده است ۷۰ تا آنها را جمع کرده است کلمه واژه دیالوگ از دو بخش تشکیل شده یکی دیگه به معنی ذوق و به معنی صحبت کردن و سرد کردن در مجموع دو نفر با هم وصل می کنند و یک مرکز شناخت از صحبت‌ها بیرون می‌آید روش افلاطونی روش جدال بی آر تی جدی یا روش مامایی در واقع سقراط وظیفه اصلی خود را در زیر آن گفت و گو ایفای نقش ماما و روش تحقیق خود را به هنر امامیه تشبیه می کند رسانه ها و کتاب های افلاطون همه در چارچوب دیالکتیکی است یک حقیقت یک شناخت از این جدول دیابتی که بین دو نفر وجود دارد بیرون می‌آید این اقدام و بنای هرمنوتیک جدید از دیالکتیک مبنای هرمنوتیک جدید است و ماتیک منبع متون مقدس بوده عهد عتیق و عهد جدید و بعد در عالم انسان و بشری وارد شد منظور از شناسه شناخت متری نیز در هر تصمیمی که در قالب شناخت خودش را نشان می‌دهد آن موقع بشناس نایل گشته ایم و آن شناختن قطعی نیست پس می توانیم چنین نتیجه بگیریم دیالوگ معنای گفتگوی سالم نیست بلکه یک نوع تقابل اندیشه است که از درون شناخت و معرفت می آید هرمنوتیک از ریشه یونانی هرمینا و نه گشودن گرفته شده است البته آن را علم تحویل متن نامیده‌اند علمی که به بررسی تمامی زوایا و شناخت ها و شکل گیری یک متن و شاه �راموشی و بررسی گوشه‌ای پنهان یک اثر می‌پردازد هرمینا در واقع همان سخن معنادار است سهم آنها از مینا می‌توان استخراج کرد بفهم درآوردن توضیح دادن توضیح کردن نکته فکر نفهمی در واقع خودش یک تجربه کردن از از فهم درآوردن و توضیح دادن و تفصیل کردن ترجمه کردن شناخت حاصل می شود ظاهراً یهودیان اولین کسانی بودند که برای فهم عهدة ای از ترمینال استفاده کردند البته هرمنوتیک و بحث با زندگی در مسیحیت هم مطرح شد آلمان تبدیل به فن تجربه تفسیر شده پروتستان‌ها در مقابل قانون کلیسا کاتولیک ایستاده‌اند ماست در مکتب پروتستان دستورالعمل خود را مستقیماً در کلام خدا استخراج کردند به همین دلیل پروتستانیسم شروع به ترجمه و تفسیر متون دینی کرد از دید خوزستان شروع به این کار کردند و رمانتیک می گوید تفسیر ما با توجه به شناخت متفاوت است که شما از کلامی دارید با تصویر یک شخص دیگر متفاوت است لط کلیسا بر مردم اجازه تفسیر کتاب مقدس را به مردم عادی نمی دادند اما با گذشت زمان شماری از انسان‌ها در مقابل قوانین کلیسا به مقابله برخاستند و گفتند برای فهم خداوند ما به اجازه دیگران احتیاجی نداریم البته خود از خواب کلیسا به تفسیرهای متفاوتی از کتاب مقدس کردند و این گونه رمانتیک وارد آنجا شده اواخر قرن ۱۹ آلمانی ها بیشتر این مسئله را مطرح کردند در واقع هرمنوتیک به نوعی مدرنیسم را نقد می‌کند مدرنیسم شرایط را مطرح می‌کند که باعث هم باید از آن استفاده کرد هرمنوتیک مساوی فهم مجدد هرمنوتیک و در حالتی را به وجود می‌آورد که بعد از تفسیر وصول دینی و مسیحیت هرمنوتیک به صورت تفصیلی عمومی ارتقا پیدا می‌کند دیگر سوالات تفسیر متون دینی که انجام شد پاره میشود رفتی می‌تواند طرح شامل هر چیزی به حرمت می باشد پایه اصلی هرماتیک شلایرماخر این بود این است که می‌گوید متون شعر و فلسفه و کتاب مقدس معنای آبجکتیو دارند در واقع معتقد است که معنا در درونم تنها ساخته شده انسانی و متین هستند و قابل شناخت معنای مورد نظر معلم از طریق لغت شناسی کلمات جملات را باید ترکیب کند بازسازی شرایط تاریخی و اجتماعی ما اگر معنای مورد نظر معلم را بشناسیم باید شرایط اجتماعی و تاریخی اش را بشناسیم هر بنا در یک �س قرار دارد پس هر بنایی که می‌خواهیم تولید کنیم و با توجه به شرایطی که گفتیم در درون متن مطرح متین بدانید اگر محمد بنا داشته باشیم معنای را آنطوری که می‌خواهیم پیدا کنیم یعنی در واقع ما هر معنایی متین راد می‌توانیم در داخل یک متن است یا مولف می گوید می توان پیدا کنیم ماما دلتا که بنیانگذار جامعه‌شناسی تفهمی است � چیزی مثل وبه تبیین فهمی را مطرح می‌کند دیتای برعکس شلایر ماهر هرمنوتیک را به عنوان روشی در علم انسان می داند در حقیقت بلیت‌های اولین متفکری است که رمانتیک را در مقابل علوم اثباتی قرار می‌دهد و دولت علوم شناختی را زیر سوال می برد مثل صدای ماهر نیست در حقیقت خیلی مهم به پوزیتیویسم حمله می‌کند منظوری که در علوم تجربی زیاد اعتقادات و علم آنتیک را درون محدوده مورد بحث و طلبه را می‌داد اما دانشمندی به نام دلی تا بیاد برعکس اون علوم انسانی به دست جدا میکشه تی به خودش را با توجه به مواد زیر مطرح می‌کند نقد می‌کند از فاصله گذاری در علوم تجربی سوژه و ابژه از شیعه نگاری علوم تجربی می گوید علوم انسانی با اشراف می‌کند فروشان ذاتی است علوم انسانی علوم معنایی هستم انسان و شاد در علوم اثباتی یکی نیست همانطور در پستوی سم تعمیرپذیری علوم انسانی انسان است و تامین پذیر نمی توانند ازش استفاده کنیم در علوم انسانی شناخت ما نباید از پذیرش پدیده های انسانی فاصله بگیریم علوم تجربی انسان ها را مثل اش را می‌بیند سوزه یا سوژه امری ذهنی درونی نفتی و غیر مادی و تجربه‌های ذهنی هستند که امری عینی بیرونی خارجی به ما داده است سوژه و بودجه فاعل شناسا همان انسان است شوماخر  به تفسیر اتوم سر کار دارد دیتا بامت کار ندارد با هم همت ما سر کار دارد اما تو نمیخواد اسید ساختار و متنبه شود وارد روانشناسی می‌شود می‌گوید روانشناسی مولف را باید بشناسیم تا بفهمیم نتیجه پس ما می‌توانیم بگوییم نسل اول هرماتیک روش متفاوتی بودند رد و سهم داشتند در هرماتیک زدید و بازسازی روش های تاریخی و روانشناسی مولفین ها در حقیقت شبکه های معنایی که در آن هستند به دنبال آن بودند

 پس چرا آخر به دنبال تفسیر بود اما دلتای روش تجربی را نصب می‌کند و وحدت و روش شناختی را زیر سوال می‌برد