نظریه ها دیگر در روش شناخت
�رسش اسیران در مورد چگونگی درک معنی آنها و نه چیزهایی گفته شده که در مورد انسان و ظاهر حقیقت متمرکز می شود مسئله برای و معرفت شناسانه نیست بلکه هستی شناسانه است که رحمتی را به سطح تفسیر عمومی آورد فقط شامل متون مقدس نبود به معنای متین در واقعیت را مطرح کرد که این روش در علوم انسانی را مطرح میکند بحث فاصلهگذاری میان اش را که میان عرضه و آنچه که مشاهده می کند و سوژه مشاهده کننده وجود دارد روانشناسی مولفه مسائل و همذات پنداری ها دیگر بحث فرداش ناف را مطرح میکند بادام انتظام افقها را حالی که می گوید همانطور را به مثابه هستیشناسی فهم مصرف میکند پرس اسب پرسش اصلی ها دیگری نیست که چگونه میشود معنایی در رقابت علوم تجربی و علوم اثباتی در نکرد بلکه پرسش اصلی این است که به دنبال جوهر الحیاة از دست انسانی است پس به درستی برای ها دیگه جوهر حقیقت است که از انسانی است پس مساله اصلی برای یادگیری روش شناخت و معرفت شناسی نیست و چه هستی شناسی است و دیگر کتابی به نام وجود در زمان هستی در زمان دارد که در آن میگوید چیزی که به دنبال آن هستیم تا حرکت است او حرکت آن چیزی نیست که بگوییم علمی هست مثلا محاسبات اقتصادی است یا ملاحظات فنی در تکنیکی به دنبال آن چیزی است که میرویم به طور کلی هرمنوتیک با همدیگر از یک مفهوم و یک روش شناخت بیرون میآید به آنتولوژی میرسد هستیشناسی میرسد برای ها دیگر مانند مساله هستهای خودش را در کجا پیدا کردی دار می کند تا دیگر اصلاح دراز به نام ه معنی آنجا بودن یا آن جا هستی از این گونه خاصی از وجودی است که هستی و معنادار است و وجود و معنادار است تا زن موجودی که جایگاه زمانی و تاریخی و اجتماعی خاص دارد و آن چیزی که بستی و بی معنی می دهد عنصر آگاهی است یعنی از این به عنوان موجودی است که نسبت به موجود و جایگاهش آگاهی پیدا می کند به طور کلی وجود و هستی در پرتو آقایی و فهم است که پدیدار میشود یعنی موقعی که به آن آگاهی و فن میرسیم هستیم من معنادار میشود در حالی که پدیدارشناسی طرح را مطرح میکند کانفلون را مطرح کرده بود توانست از راه تجربه قابل درک است حالا چطوری خودش را آشکار میکند پدیدارشناسی دو چیز را مطرح میکند قانونی از راه است و تجربه قابل درک نیست که از راه تجربه قابل درک است به طور کلی از این به دنبال هسته ای است دنبال هستی هستی که کجا خودش را نشان میدهد در فهم خودش را نشان میدهد زمانی که فهم میکنیم اصلی ادراک میشود و معنی پیدا میکند پس از طی خودش را فهم معنا کند از کار اصلی هرماتیک پدیده فهم است در نظریهها دیگر میخواهد و تحلیل کند می گوید هستی زمانی خودش را میتواند ساحل کند که در فهم باشد در حقیقت هستی خودش را فهم انسان آشکار میکند احساس چیزی که بیان شد و رمانتیک از این سازمان را مطرح میکند و رمانتیک برای دیگر نروش است و شخصیت شناسی فهم است وجود انسان را بر اساس فرمان تجلی پیدا میکند نکته اول شما نمیتوانید به این است که با وجود تفاوت قائل شوید جدایی بیندازید حالی که جدایی آنها غیرممکن است نکته دوم در حقیقت این است که چون بخش مهم هویت و یا حیات و فهم انسانی در پیشاور انسان هاست لذا هیچ شناختی بدون پیشداوری نمیشود بنابراین بیشتر شناخت ما تحت تاثیر پیشداوری هاست ما مخلوق یک تاریخ هستیم و از این یک تاریخ است هرچند به عنوان معنا معنای و ارزشها بر ساخته شده است و توسعه وجود دارد اما به صورت تاریخی �نت میگوید آن بینش ها و موارد پیش بینی به صورت صوتی در ماه بوده و ثابت بوده است رمانتیک عامری نصب کننده علوم تجربی نیست ولی قسمتی از وجود که بهش توسط نشده بهشت توسط میکند و میگوید که ما وابسته به زبان از ها دیگر میگوید نسبت به علوم اجتماعی وارد میکند و معلم علوم تجربی را دائمی نمیداند ولی آن مسلح فاصلهگذاری را نقد میکند در حقیقت چون �ه آمدند یک آمدند یک هست و وجود را گرفتند که هستی قسمت مهم از وجود را مرتفع قرار ندادند میخواهد بگوید فرایند فرد چگونه حاصل می شود و چه اتفاقی میافتد که ما به فهم میرسیم و با فهم به خودشناسی میرسیم به خودشناسی برسیم به جایی نمیرسیم در واقع فرد چگونه حاصل می شود و وقتی تنها حاصل شد ما چگونه خود را میشناسیم میتوان گفت حالا دیگر از طریق هرماتیک دنبال شناخت فهم بود در حقیقت در قالب فرهنگ خودشان نمایان میکند یعنی شناخت در هر محیطی ما هستی شناسی واسه هستیم و به یک نظریه هستی شناسی تبدیل کرد یعنی هرتیک روشن ای زمستان چگونه دیتا را مطرح کرد چون این دو نفر سوم نگریستند دستی را مطرح میکنند به طور کلی ۲۳ نکته مهم را مطرح میکنند فهم ما زبان مند است یعنی فهم وابسته به زبان است و زبان بنیاد زمان است میخواهم آنچه در عالم زبان رخ میدهد چیزی هست منظور از زبان و کلام شناسی نیست بلکه تماس دانشگاه علوم و قوانین و ۲ نافع ملت اهداف تمامی کلامی که به کار میبریم و تاریخ متن زندگی در واقعیات اجتماعی میشود و من همان تیغها دیگر میگفت بین و سوژه فاصله نیست شادمهر همین مسئله را مطرح میکند در حقیقت فاصله ای که در علوم تجربی وجود دارد در علوم انسانی نیست البته دلیل هم به آن اشاره کرد بین سوریه و به فاصله حدود ۲۲ میلیارد علوم تجربی نباید نفت باید به وسیله عمیقتر است توسط کنیم یعنی باید خودمان را بشناسیم بفهمم که هستی می توانیم به خودشناسی برسیم
هیئت علمی دانشگاه ؛ عضو بنیاد ملی نخبگان و انجمن علوم سیاسی ایران و مجموعه وزارت اقتصاد