نظام و ساختار معنایی نظام و ساختار معنای حاکم بر سیاست خارجی �تمان است که شیوه خاصی از کنش ها و رفتارها را ممکن می سازد و به باورهای عمومی نهادینه شده که به شیوه نگرش تصمیم گیرندگان سیاست خارجی نسبت به روابط و نظام بین المللی جوان می‌بخشد گفتمان و هم چون انرژی است ولی واجد ویژگی های توان تقلیل گرایانه گرایانه جهانشمولی و هژمونی نبوده و جهان بینی را توصیه نمی کند

 فوکو می‌گوید گفتمان فوکو می گوید گفتمان شبکه های معنایی یا نظامی از اشیا هستند که رفتار را مشخص شکل می دهند در هر صورت بنده گفتمانی بر پایه  چهار عنصر است او روژه دوم کارکرده بیانی سوم مفاهیم چهارم راهبردها عبور گزاره ها  راجع به آن ها هستند �ده بیانی جایگاه امنیت گزاره‌ها را مریم می‌کند و مفاهیم گزارش‌ها در چارچوب مفاهیم نظم یافته و شکل گیر هستند راهبردها راهبردهای صورت بندی گفتمان یک تغییر از گفتمان دگرگونی و دیگر دیسی بنیادین فراگیر ماهواره ای است مرکزی و احکام گفتمان زائد و دگرگون شود تعاون از گفتمان رخ می‌دهد دوم تغییر در گفتمان عدد تغییرات در مفاهیم و عناصری که بر اصول حاکم هستند به وقوع بپیوندد تغییر در گفتمان و تحول درونی گفتمان شکل می‌گیرد و گفتمانی یکی از اصلی ترین مناجات در عرصه گفت اجتماع و سیاست کشمکش برای تعیین معنا و تعلق یک مفهوم به یک گفتمان خاص از گرده آن دستیابی به منزله هژمونوتیک است