در فرج برای متالوژیک افراد مستقل از جوابشون با دیگران هستند یعنی پدیده های اجتماعی بر حسب اعمال و رفتارهای فردی توضیح داده می شوند مثال می‌گوید قدرت امری همه جایی است که همه اجتماعات و جوامع بشری وجود دارد به جامعه و سینه دارد که بگوییم در فلان جامع دنبال قدرت می گردد در فلان جا به دنبال قدرت نیست یعنی در همه جامعه گرایش به قدرت وجود دارد لیبرالیسم و بیستونی به صورت پنجره‌ای نگاه و من می‌کند سازگاری به رابطه گرایی توسط دارد یعنی هر فرد و همسرش در کل گرایی متدولوژیک باید پدیده اجتماعی را در سطح تحقیقاتش مطالعه کرد و تحلیل پدیده های اجتماعی در کلان نگری و کل جنایت در کنگره‌های متالوژی این موضوع مطرح می‌شود که نظریه هایی که پدیده های اجتماعی را توضیح می‌دهد می‌دهند می‌توان به نظریه‌هایی که افراد می پردازند تقویم داد یعنی اینکه نظریه‌های اجتماعی را نمی‌توان به نظر ایران تحویل داد که افراد کنشگران هستند به نوعی می‌توان گفت این افراد نیست که پدیده اجتماعی را می سازد بلکه این ساختار و شکل است ما و کل قانون اجتماعی باید مدنظر قرار گیرد �ا اینگونه است چون افراد به یک شکل اجتماعی خاص تعلق دارند پس باید گفت با قرار دادن در بستر اجتماعی مربوط به خود قابل درک است این به نوعی نسبی‌گرایی است یعنی ساختار صدای افراد است