رويدادهاي مهم تاريخي ازسقوط امپراتوري عثماني تا به امروز: عثمانيان ازبيابانگردي تا امپراتوري
شايد همين سطور بالابراي درك اهميت ظهور امپراتوري عثماني و تغييرات عظيمي كه در پي آن در سراسر جهان- بويژه در قلمرو مسلمانان ـ پديد آمد، بسنده باشد. اما سقوط اين امپراتوري نيز، مانند ظهور آن پيامدهاي عظيمي داشت. بسياري از گرفتاري ها و مجادلات امروزي كشورهاي خاورميانه از پيامدهاي همان سقوط است كه هنوز هم خاورميانه را مي لرزاند.
تركان عثماني در بستر تاريخ
سلسله سلاطين عثماني را، «عثمان اول» در آغاز قرن هشتم هجري قمري (سده چهاردهم ميلادي) تأسيس كرد. عثمان از قوم ترك زبان «اُغوز» (يا:غُز) بود كه نام قسمتي از طوايف تركان شرقي است كه از قرن چهارم هـ.ق در كشورهاي اسلامي شرقي شهرت يافتند و بعدها سلسله هاي سلجوقيان و سلاطين آل عثمان (عثمانيان) و... از ميان آنان برخاستند. دين مبين اسلام در اواخر قرن چهارم هـ.ق در ميان آنها رواج يافت. غزها از راه هاي گوناگون با اسلام آشنا شدند: نخست از طريق حمله ها و حمله هاي متقابل ميان آنان و «غازيان» مسلمانان عهد سامانيان در مرزهاي جنوبي سرزمين غزها و اسيراني كه دو طرف از يكديگر مي گرفتند؛ دوم، به وسيله بعضي از صوفيان مرزها؛ بالاخره و شايد مهم تر از همه، از طريق بازرگاني. گسترش غزها به طرف جنوب از سال هاي اخير قرن چهارم هـ.ق آغاز شد و پس از آن، مخصوصاً در دهه چهارم قرن پنجم هـ.ق، به وسيله سلجوقيان ـ كه از خاندان هاي معروف غز بودند ـ به اوج خود رسيد.
سلجوقيان (شامل پنج شعبه) در فاصله سال هاي ۴۲۹ هـ.ق تا اوايل قرن هشتم در بلاد خراسان، عراق، كرمان، شام و قسمتي از بلاد روم فرمانروايي كردند. مؤسس دولت اين طايفه در واقع همان «سلاجقه بزرگ» بودند كه قلمرو آنها در دوره اقتدارشان از كاشغر تا حلب وسعت داشت، عنوان «سلطان» مختص آنان بود و حوزه فرمانروايي شان تقريباً به حدود مملكت ساسانيان رسيد. سلجوقيان در تاريخ ايران تأثير شگرف كردند. وسعت قلمرو توسعه فتوحات سلاجقه در حوزه اسلام باعث افزايش انتشار زبان فارسي شد و بدين گونه بود كه زبان و ادب ايران در اقطار آسياي صغير انتشار يافت.
با توجه به آنچه گفتيم، به نظر مي رسد كه تاريخ عثمانيان را مي بايد از تاريخ سلاجقه آغاز كنيم، زيرا بخشي از آنان (يعني سلاجقه روم) نخستين تركاني بودند كه بر آسياي صغير حكومت كردند و از دوره سلجوقيان بود كه به تدريج اسلام و زبان تركي جايگزين مسيحيت و زبان يوناني شد. اما طوايف ترك زبان سابقه اي بسيار ديرين تر در تاريخ دارند.
«ترك ها» اساساً به مردماني گفته مي شود كه به يكي از زبان هاي تركي (شامل ۲۱ گونه مختلف) سخن مي گويند. درباره پيوستگي يا جدايي نژادي ترك ها، ريشه زباني آنان و معناي واژه «ترك» نظري يگانه وجود ندارد. با اين حال بيشتر ترك شناسان عقيده دارند كه نخستين ترك ها اقوام چادرنشين دامداري بودند كه در سرزمين هاي ميان كوه هاي «اورال» و «آلتايي» و بخشي از سيبري زندگي مي كردند. اين مردمان قبل از قرن ششم ميلادي روبه جنوب و به سوي آسياي مركزي و شمال چين كوچيدند و در سرزمين هاي تازه با اقوام مختلف درآميخته و فرهنگ هاي گوناگون يافتند، اما زبان مشترك خود يعني تركي را حفظ كردند. با مهاجرت ترك ها به بخش هاي ديگر آسيا و اروپا، برخي از مردم آن سرزمين ها هم ترك زبان شدند. گفته مي شود كه قرن ها پيش در فاصله ميان كوه هاي اورال و آلتايي قبيله هاي گوناگون مي زيسته اند. اين قبيله ها كه بيشترشان به زبان تركي سخن مي گفتند، بعدها با يكديگر آميختند و از اتحاد برخي از اين قبيله ها مانند اويغور، قرقيز، باسميل و اغوز نخستين جامعه هاي ترك زبان به وجود آمد.
پژوهشگران مبدأ تاريخ ترك ها را سال ۵۴۵ ميلادي نوشته اند. در اين سال «بومين خان»، رهبر «توكيوئه»ها، در جنگ هاي داخلي چين به كمك امپراتوري چين شتافت، و به سال ۵۵۱ ميلادي با دختر امپراتور ازدواج كرد و بدين ترتيب در ميان چيني ها قداست و احترام بيشتري يافت. يك سال بعد او توانست امپراتوري مغول تبار «ژو ـ ژوان» را شكست دهد و در همان سال «بومين خان» نخستين دولت ترك را در شمال غربي چين بنياد نهاد. ترك ها از اين پس خود را «گوگ - ترك» (تركان آسماني) ناميدند.
«بومين خان» در سال ۵۵۲ درگذشت و دولت «گوگ - ترك» به دوخان نشين (خانات) مستقل شرقي و غربي تقسيم شد... اين دوخان نشين اقوام و قبايل ترك زبان را با يكديگر متحد كردند و با اين اتحاد به قدرتي بزرگ تبديل شدند كه با ۳قدرت بزرگ جهان آن روز، يعني چين، ايران و بيزانس هم مرز بود. اتحاد خانات شرقي و غربي چندان نپاييد و هردوبخش به سبب درگيري هاي داخلي ضعيف شدند و سرانجام از سال ۶۳۰ ميلادي هردو خان نشين روبه نابودي نهادند.
|
|
در قرن دهم ميلادي بخش ديگر از طوايف ترك سلسله غزنويان را در ايران تشكيل دادند... و آن گاه نوبت سلاجقه، از قبايل غز رسيد... «الب ارسلان» از اين سلسله امپراتور بيزانس را در ۱۰۷۱ ميلادي (۴۶۳هـ.ق) مغلوب كرد و زمينه فتوحات تركان عثماني را فراهم نمود. سلجوقيان به بهانه جهاد با بيزانس بسياري از مهاجران ترك را به آسياي صغير (تركيه امروزي) كوچاندند. با سقوط فرمانروايي سلجوقيان روم، طايفه اي از بين تركان به رهبري «عثمان غازي» سلسله سلاطين عثماني را پايه نهاد و اين سلسله در طول يك قرن و نيم به امپراتوري بزرگي تبديل شد كه در تاريخ جهان و اسلام اهميت بسيار دارد.
|
|
چنين بود چكيده بسيار فشرده اي از ورود عنصر ترك در تاريخ آسياي صغير و جهان اسلام.
اكنون برگرديم به «عثمان اول» كه بنيانگذار سلطنت تركان عثماني بود. تاريخ تأسيس دولت عثمان اوغلو(عثمان اول)، را در «بيتونيا» (ناحيه اي قديمي در شمال غربي آسياي صغير، كنار درياي سياه و درياي مرمره) معمولاً سال ۱۲۹۹ ميلادي مي شمارند. او ظاهراً در ۱۲۵۹ ميلادي چشم به جهان گشوده بود و در ۱۳۲۶ ديده بر جهان بست. عثمان اول، پسر «ارطغرل»، (وفات در سال ۱۲۸۵ ميلادي) در آغاز تابع سلاجقه روم بود و در جنگ هاي آنان با روميان شركت داشت. اما با زوال قدرت سلاجقه در سال ۱۲۹۹ ميلادي مطابق با ۶۹۹ هـ.ق اعلام استقلال كرده و با كمك فوجي از جنگاوران قديمي وفادار، حكومت نشين هاي كوچك مسيحي را برانداخت و مناطق نفوذ خود را در شمال غربي آسياي صغير توسعه داد. اما در دوران امارت خود سياست مذهبي معتدلي پيش گرفت. در همين زمان اميرنشين هاي ديگري نيز در آسياي صغير وجود داشتند، ازجمله اميرنشين هاي قره سي اوغلو، صاروخان اوغلو، آيدين اوغلو، منتشا اوغلو، تكه اوغلو. اوضاع اجتماعي و مذهبي در همه اين اميرنشين ها كمابيش يكسان بود. قدرت نظامي «بيگ» يا امير وابسته به قبايل كما بيش چادرنشين بود. سركردگان چندين ناحيه (ازجمله عثمان اوغلو) كه عنوان «پاشا» داشتند و هم رئيس مذهبي و هم رئيس نظامي بودند، از اين قبايل برخاسته بودند. در بعضي از نواحي نيز «غازيان» قدرت داشتند. دربار «بيگ» ها محل اجتماع علماي مذهب تسنن و ادبا بود كه اندك اندك به نوشتن آثار خود به زبان تركي دست زدند.
تاريخ اوايل تركان عثماني چندان روشن نيست. از خاندان عثمان اول- كه به آل عثمان معروفند- با خود او جمعاً ۳۷ تن بر مملكت عثماني فرمانروايي كردند. نياي خاندان آل عثمان يكي از سركردگان تركمن بوده است به نام «ارطغرل» كه به قول مورخان ترك، با ۴۰۰ خاندان تركمن به آسياي صغير مهاجرت كرد و سلطان علاءالدين- كيقباد اول سلجوقي- شهر «سگود» و اطراف آن را به تيول وي داد و اين شهر مهد طلوع قدرت عثماني هاست. مقارن ضعف سلاجقه روم، ممالك مستقل چندي در آسياي صغير تشكيل يافت. مهمترين آنها مملكت تركان «قره مان اوغلو» و يكي از كوچك ترين آنها مملكت تركان عثماني بود كه عثمان اول رياست آن را داشت. سلسله قره مان اوغلو مدتها مقتدرترين دشمنان تركان عثماني بود. اگرچه در اين زمان عثماني ها قدرت تصرف شهرهاي دولت روم شرقي را نداشتند، اما در اراضي آن تاخت و تاز مي كردند و از طرف ديگر سعي مي نمودند وضع خود را در مقابل ساير ممالك ترك مستحكم سازند. كمي پيش از وفات عثمان اول (سال ۷۲۷ هـ.ق) پسر ارشدش «اورخان» شهر «بورسه» نزديك درياي مرمره، را گرفت و اين شهر نخستين پايتخت عثماني ها گرديد.
غازيان در جهان اسلام
عثمان اول (۱۲۵۹-۱۳۲۶) بنيانگذار سلسله سلاطين عثماني، لقب «غازي» داشت و اين واژه در تاريخ اسلام بسيار اهميت دارد. «غازي» در زبان عربي يعني: جنگ كننده با دشمن- و در تعبير اسلامي يعني جنگ كننده با كفار، يا شركت كننده در «غزوه». بعدها، عنوان «غازي» لقبي شد براي كساني كه در غزوات منشأ خدمات ممتاز بودند؛ و نيز جزو عناوين بعضي از امرا و فرمانروايان مسلمان گرديد، مانند امراي «آناطولي» (آسياي صغير يا قسمت آسيايي تركيه امروز) و مخصوصاً سلاطين عثماني.شواهدي در دست است كه از دوره سامانيان، دسته هايي از «غازيان» در ماوراءالنهر و خراسان وجود داشتند كه هر جا جنگي عليه كفار صورت مي گرفت، خدمات خود را عرضه مي داشتند. رؤساي آنان غالباً به مناصب عالي مي رسيدند... و در منابع اسلامي گاهي از آنان به نام هاي «فتيان» (جوانمردان) و «عياران» ياد شده است... در ايالات شرقي، ايرانيان و عرب ها قرن ها سربازان مزدور را بيشتر از تركان، كه جنگجويان خوبي بودند، گرد مي آوردند و به همين جهت بود كه تركان در ميان سربازان مزدور شاخص شدند... جنگ هاي مسلمانان در مرزهاي روم شرقي بيشتر صورت جنگ تركان با روميان را داشت. در حدود ۵۹۵ هـ.ق، ناصر، خليفه عباسي، براي غلبه بر دشمنان خود، سازمان «فتوت» را، كه پيش از وي وجود داشت، تقويت كرد و از آن پس، وارد شدن در دسته جوانمردان و سلاح پوشيدن و غير آن تشريفات خاصي پيدا كرد. در قرن پنجم هـ.ق، غازيان مرزنشين آسياي صغير، به سبب مهاجرت عظيم تركان «غز»، قوت يافتند. همين مرزنشينان چندي بعد آناطولي را فتح كردند... با هجوم مغول و انقراض سلجوقيان، سران ديگري از غازيان در آسياي صغير روي كار آمدند و بالاخره، نخستين سلاطين آل عثمان، در جمله عناوين خويش، لقب «غازي» را نيز داخل كردند.
«علي مظاهري» در كتاب «زندگي مسلمانان در قرون وسطا» مي نويسد:«دفاع از سرحدات و گسترش حوزه قدرت مسلمين يكي از وظايف مؤمنان بود. خدمت سربازي، در ممالك اسلامي اجباري نبود، ولي در عين حال شركت در جهاد يك تكليف و تعهد مذهبي به شمار مي رفت... از تمامي نقاط ممالك اسلامي، عده اي از طبقات مختلف براي حفظ حدود و ثغوراسلام به شهرهاي سرحدي شتافته در سرباز خانه ها (رباطات) مهياي جنگ مي شدند، [و آنان را افزون بر غازي، «مرابط» نيز مي ناميدند، يعني مواظبان و ملازمان سرحد مسلمانان].تمام اين سربازان از محل موقوفات جيره و حقوق معيني مي گرفتند... ذوق و شوقي كه مردم عهدما به زيارت رفتن دارند، مسلمانان قديم به غازيگري و جهاد با كافران داشتند و كسي را كه با كافر جهاد نكرده بود، از مؤمنان و جوانمردان نمي دانستند.»شيخ سعدي، در حكايتي از باب هفتم بوستان، هم «غيبت» را نكوهش مي كند، و هم غفلت از غزا را:
طريقت شناسان ثابت قدم به خدمت نشستند چندي به هم
يكي زان ميان غيبت آغاز كرد در ذكر بيچاره اي باز كرد
كسي گفتش اي يار شوريده رنگ تو هرگز غزا كرده اي در فرنگ؟
بگفت از پس چار ديوار خويش همه عمر ننهاده ام پاي پيش
چنين گفت درويش صادق نفس نديدم چنين بخت برگشته كس
كه كافر ز پيكارش ايمن نشست مسلمان زجور زبانش نرست
هیئت علمی دانشگاه ؛ عضو بنیاد ملی نخبگان و انجمن علوم سیاسی ایران و مجموعه وزارت اقتصاد