نظریه کانت در روش شناخت
از نظریه پردازان رئالیسم استفاده کرد بحث کانت این نیست که چگونه به حقیقت برسیم است که منشا حدود شناسایی انسان تا کجاست و ارزش و اعتبار حقیقی که انسان می تواند به آن دست یابد به چه صورت انجام می گیرد کار کانت کار کپرنیک انجام میدهد یعنی مقایسه خورشید با زمین معتدل است که ذهن انسان جهان خارجی و واقعیتها را منعکس نمی کند و خود انسان هم در تشکیل بحث شناخت سهم عمدهای را ایفا می کند و انسان است که به داده های خارجی سازمان می بخشد به جمعآوری دادهها نمیپردازد ولی به صورت خلاق در جمع آوری داده و تصرف میکند و دادهها را تعریف و ترکیب می کند
کانت معتقد است اصل بر اساس احکام باید باشد �قیقت آن تصوراتی است که باید بین تصورات ارتباط برقرار کرد کانت معتقد است استدلال چیزی جز حکم با واسطه نیست او میگوید شناسایی فقط آن مجموعه تصورات نیست بلکه رابطه ای است بین تصورات بلکه نقش بسیار اساسی است در بخش و تصرفات میگوید خود انسان باید فاعل شناسا باشد به عنوان سوژه می گوید احکام در حقیقت بررسی شناخت و نقد باید بر اساس مطالعه احکام باشد احکام یا همان حکم می تواند تحلیلی باشد می تواند تعریف یا ترکیبی باشد حکم تحلیلی مثلث مثلث است موضوع با مسئول هنگام است یعنی ما تقدم هستند و پیش بینی هستند در ذهن
حکم تعریفی متاهل هستند و پیش بینی هستند موضوع در مسئول نیست زهر متوسط تجربه باید بشود کانت می گوید فاصله بین دو نقطه یک خط مستقیم است نکته کمیت است خط مستقیم کیفیت است کانت میگوید روش اجرای صحیح باشد شناختم صحیح می باشد سا دادههای داخلی را میشناسد و دادههای خارجی را نمیشناسد و بخش دارد یک ادرار واقعیتهای خاص خارجی را و تاثیرات نمیشناسد دو اندیشه جایگاه فهم است باید منتقل کند به واقعیت های خارجی
رابطه بین ذهن و عین از نظر مورگنتا باید این رابطه با هم داشته باشند �نا نوشته است که مواد معرفت ما را داده های خارجی پر میکند کانت می گوید ادراک مرحله اول بعد از اندیشه است املاک انقلاب فرانسه تاثیر گزارش تا حدود جاندار بوده است میگوید تجربه حرف اول است میگوید عینیت آن نیست که در خارج وجود دارد بلکه مفهومی از عینیت در ذهن وجود دارد که در خارج نیست مثل ماشین ابزار آلات آن در ذهن وجود دارد میگوید ذهن صرفاً منعکس کننده واقعیت های خارجی نیست ولی درد و تصرف و داوری توسط زیر انجام می گیرد کانت برعکس مورد انتها می گوید ذهن انسان به عنوان نوشته نیست بلکه در ذهن اول چیزی وجود دارد ت معتقد است که شناسایی و دستیابی به شناخت زمانی انجام میگیرد که دادههای هستی و واقعی را زیر باید از کند کانت می گوید کمیت وحدت که صد و کلیت است کفیت ایجابی و سلبی است نسبت به علیت و معلولیت جوهر و عرض است جهت ضروری و انفاق است معتقد است که حکم تعریفی همیشه بعد از تجربه نیست پس یبعضیاز احکام تعریفی داریم که از تجربه به دست میآید
هیئت علمی دانشگاه ؛ عضو بنیاد ملی نخبگان و انجمن علوم سیاسی ایران و مجموعه وزارت اقتصاد