تحلیل سیاست کاریزی از چند نظریه تشکیل شده است

 یک نظریه تصمیم گیری اسنایدر که به عقلانیت مطلق معتقد است و به محاسبه گری عکس و توسط به سود زیان تاکید می کند در فرایند سازمانی به ارائه نظریه تصمیم گیری پرداختند دوم نظریه پیش تئوری جیمز a متغیر اشاره دارد و تاکید می‌کند متحیر فردی دوم نقش سوم دیوانسالاری تار منافع حکومتی به ملی پنجم منابع خارجی یا بین المللی

نظریه سوم اسپراوت ها   رابطه انسان و محیط را مطرح کردند اعم از محیط ادراکی محیط عملیاتی و رابطه این دو محیط است یعنی همه اینها می‌گویند و دسته عوامل داخلی و خارجی یعنی ویژگی های انسان ها و تصمیم گیرندگان اهمیت دارند

موازنه نوسانی و موازنه واکنشهای در سیاست خارجی به چه معنا است نظریه والتز

 مغازه قدرت نوع ایجاد تعادل مغازه قدرت نوع ایجاد تعادل از نظر امنیتی سیاست تعادل و موازنه در شرایط آنارشیک میباشد مغازه نوسانی در بحران‌های منطقه‌ای برای مقابله با رقبا لازم است بازی های بازیگران در راستای تغییر وضعیت و مدیریت بحران به موازنه سازه اقدام کنند موازنه سازی و ایجاد تعامل به جای تقابل برای حفظ منافع مالی و صیانت از هویت ایجاب می‌کند در بحران‌های منطقه‌ای ایران مثال عربستان امارات دوگانه با ایران هستند که ایران به عنوان یک بازیگر اصلی منطقه‌ای باید با ما  موازنه گری سعی کند که آن‌ها را به تعامل بکشاند نهاد اخیر وزیر امور خارجه ایران برای امضای معاهده عدم تعرض با کشورهای عربی در همین راستا مطرح شد اگر کشوری مثل ایران بتواند به آنها را به مثلث تبدیل کند می تواند تا حدودی در بحران‌های منطقه‌ای یا حفاظت قدرتهای فرامنطقه ای مقابله و با این راهکارها و سیاست موازنه گری نماید موازنه و طرح‌های در جاهایی که منافع مشترک وجود دارد ابل دوگانه های همکاری را می‌گیرد مثل امارات عربستان عربستان در مقابل ایران جمهوری اسلامی هم باید سیاست اعتقاد و اعتراف را داشته باشد مخصوصاً با اروپا بنابراین باید دوگانه ها را به سه گانه یا مثلث تبدیل کرد و تقابل ها را به تعامل تبدیل نمود همکاری‌های مثل جنبش عدم تعهد کنفرانس اسلامی و اتحاد منطقه‌ای شمال و جنوب اروپا و نگاه به شرق روسیه و چین و ایجاد تعادل های بین منطقه ای مثل کوبا را پیگیری کند یکی از هنرهای دیپلماسی درباره توازن و تعادل بین اهداف افزارهاست تواضع و تناسب موازین انسانی نقش یابی بازیگران دیگر که می تواند موازنه گیری کند بازیگر موازنه نگر می‌تواند دوباره های تقابل یا تعامل را بر روابط مثلثی تبدیل کند راهبرد کشورها برای مقابله با اقدام رقبا برای افزایش قدرتشان موازنه سازی کند موازنه سازی درون گرا یعنی از سال شرکت توانایی های فرد یا بازسازی برونگرا در چارچوب اتحاد ائتلاف استراتژی یعنی با توجه به ابزار و تسهیلات داشتند تا به هدف رسیدن است

تحصیل امنیت هستی شناختی در سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران را از سنم بود می‌توان بررسی کرد

 یک هویت جمهوری اسلامی ایران که اسلامی ایرانی و انقلابی هست

 دوم نظام اعتماد دوم نظام اعتماد پایه جمهوری اسلامی ایران ذهنیت های خاص نسبت به برخی کشورها مانند امریکا متصل و غیرقابل نفوذ بودن و پافشاری بر هویت دینی و اسلامی و انقلابی تداوم روابط مناظره آمیز با دیگران سوم علل و انگیزه های امنیت طلبی شناختی تجارب تاریخی اضطراب آفرین در گذر زمان گرایشات تجزیه طلبانه داخلی به طور عمودی و معاون و معارضه ایدئولوژی های سیاسی با ایدئولوژی های اسلامی به طور افقی هویت را تهدید می‌کند کشورهای خارجی در ایجاد هر نوع تهدیدات افقی و عمودی دارند �ران در صدد امنیت هویت متمایز خود با دیگران و دفاع از هستی‌شناختی هراتی وجودی خود است چهارم رویه ها و رفتارهای عادی شده �وان یکی از مهمترین سازگار های مقابله با تهدیدات و اضطرابی هویتی با هدف تثبیت و تقویت هویت عادی‌سازی انواع خاصی از تعاملات و رفتارها دست ساز یکی از راهکارها است مثل حمایت از مسلمانان و جنبش های آزادیبخش عنصر کانونی هویت اسلامی ایران است و تداوم این مبارزه علاوه بر هویت اسلامی و انقلابی و تامین امنیت فیزیکی است برای حفظ هویت انقلابی به صورت الگوی مبارزه در جهان و مخصوص زبان جهان است این همان الگوی بازیگر عاقل است که امنیت است شناختی را برای امنیت فیزیکی مقدم می داند منافع وجودی جمهوری اسلامی حفظ نظام است �م موازنه نوسانی و موازنه حرفه‌ای در سیاست خارجی به چه معناست

نظریه امنیت هستی شناختی گیدنز چیست

 امنیت هستی‌شناختی تلاش برای امنیت هستی شناختی تلاش برای حفظ موجودیت و هویت و تثبیت تداوم آن است از نظر حضور انسانی آناتومی گیدنز در سطح فردی استنتاج شده است امنیت هستی شناسی و تشریح و نگرانی و زودی بدون سانسور ضروری و اساسی نظریه زودی انسانی دنس هست رزرو احساس ایمنی اساسی فرد در جامعه که شامل اعتماد و اطمینان پایداری و اولیه سایر مردم نیز می شود او �ساس ایمنی اساسی فرد در جامعه که شامل اعتماد کن آن پایه اولیه سایر مردم نیز می‌شود اعتماد و اطمینانی برای احساس آرامش روانی فرد و جلوگیری از تشویش و نگرانی ضروری و حیاتی است در واقع امنیت هستی شناختی امنیت اصلی وجود است و حفاظت و حراست از تهدیدات آتی است رابطه نزدیکی بین امنیت و هویت وجود دارد امنیت نوعی احساس اطمینان و اعتماد و آرامش در برابر هرگونه تهدید تغییر و تحول و تشریف کننده هویت قبلی یا ایجاد و تقویت و تصویر یک هویت جدید است امنیت اصلی شناسی در سطح ملی و بین المللی این است که همه کشورها به دنبال امنیت هویتی خود هستند و تنها امنیت فیزیکی و مادی و سرزمینی و امنیت هویت قیس عنوان یک بازیگر حقوقی را تصور می‌کنند سرچشمه تست ها و منابع پایدار است که شورا هم مثل کنشگران فردیست مالی نیاز به درک و فهم ثابت و مستمر از هویت انذلیت ها و اهداف و منافع خود دارند انگیزه امنیت هستی شناختی در رفتار سیاست کارزی از رابطه وسیع و عدم قطعیت و بی اعتمادی با هویت نشأت می‌گیرد  ملی‌گرایی و مصرف نظریه هستی شناسی با تأکید بر تکمیل اجتماعی هویت کشور تاثیر ساختار در در قالب تعاملات بین کشوری و الگوهای رفتاری را مورد توجه قرار می‌دهد

در سیاست خارجی دوره ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی آیا سیاست خارجی بر اساس فرایند سپاسگزاری مورد تحلیل

 

 و همچنین سیاست خارجی ایران در این دوره کنشی بوده یا واکنشی فعال بوده یا منفعل

 با توجه به با توجه به سیاست خارجی ایران � روحانی از همان ابتدا در دوره یازدهم بر سر موضوع رسیدن به یک توافق جامع با آمریکا و اروپا در خصوص موضوع هسته‌ای ایران متمرکز شد و نتایج گفت‌وگوها و مذاکرات چندین ساله در نهایت به امضاء برنامه جامع اقدام مشترک منتهی شد می‌توان گفت تا حدودی فرایند سیاست‌گذاری البته کمی با عضله و نشان دادن نتایج و آثار و توافق برای رونمایی از نتایج و وعده‌های انتخاباتی کشد و با گذشت زمان بر روی کار آمدن دولت جدید آمریکا به ریاست ترامپ موضوع روز یکسان به امریکا از برجام ظرفهای فرایند سیاست گذاری بیشتر خودنمایی کرد انسان داد سازی ایران به خصوص در دوره دکتر روحانی بیشتر واکنشی بوده و منفعل عمل کرده است به خصوص در موضوع تحریم‌های آمریکا پس از خروج از برجام و تهدید دیگر کشورها و در اروپا برای گسترش روابط اقتصادی با ایران اعلام تنبیه و تحریم مخالفان این تصمیم و تعلل بیش از یک سال اروپا در انجام تعهدات برجامی به دلیل ترس از مقابله آمریکا و تحت تاثیر قرار گرفتن روابط آمریکا و اروپا اهداف مشترک اروپا و آمریکا در زبان ایران همچنین فعال ایران در مقابل بی تعهد اروپا در قبال راه اندازی سیستم مستقیم مانعی اینتکس تا یک ماه گذشته همه قول های سیاست منفعلانه دولت دکتر روحانی در سیاست خارجی است ولی هر چند وات تذکرات مقام معظم رهبری و تداوم بی تعهدی غربی های اروپایی تا �ود ۱ ماه قبل از مواضع غیر منفعلانه ایران آغاز شده و با اپتیما تا ۶۰ روزه با آنان این به بعد به مرحله جدیدی رسیده است و امروز شاهد رفت و آمدهای دیپلماتیک هستیم ولی باید همچنان منتظر ماند و دید آیا سیاست خارجی مقامات ایران در موضوع هسته تحریم‌ها تعطیلات پاسخی به نتیجه خواهد داد گفت ما باید آرمانگرایی واقع نگر باشد از جمله معیارهای کنشی و فعال بودن تعداد پروازهای دیپلماتیک و تعداد قراردادهای امضا شده است سیاست اعلامی واسطه علامه با هم تفاوت دارد سیاست اعلامی با سیاست اعمالی با هم تفاوت دارند

اندیشه های گروه وسطایی

 به صورت یکسان ارائه نشد مثلاً پست مدرنیست در فرانسه مطرح می‌شود در مقابل تفکر آمریکایی با یا نظریه های انتقادی حیواناتی که ریشه در فرهنگ آلمانی است که در دوره بیست مارت بوده زمانی که تفکر آلمانی به اندیشه‌های مدرن جواب می‌دهد و انتقاد می‌کند که یکی از سریال هایی است که در مقابل نگرش مدل ارائه می‌شود هرمنوتیک در عصر از هرمز خدای یونان باستان مشترک شده است علم الهی مرزها و سطح بین خدایان و مردمان و تفصیل کننده خواسته های خدایان برای مردم آن بوده است دوره باستان هر نیرویی که در کنترل انسان نبود را خدا می گفتند منظور از خدا تقدس و ۲۳۰ تن بود آنچه که مورد توجه هر مسعود انتقال پیام بود علمی نافهم کلام و شناخت آینده است کاهن معبد دلفی می‌توانست از آینده به یک پیام را درک کند و انتقال در دیالوگ صحبت کردن دو نفر با هم یا بسته کردن یک معرفت و شناخت و صحبت‌های بیرون می‌آید به معنای گفت‌وگوی ساده نیست بلکه یک نوع تقابل اندیشه است از درون شناخت و معرفت می‌آید و بیش از ناتوانی روش صدای دیالیتیکی بود یا روش مامایی در واقع سقراط وظیفه اصلی خود را در تهران گفت و گو ایفای نقش ماما در روش تحقیق خود را به هنر مامایی تشبیه می‌کند هرمنوتیک از ریشه یونانی هرمینا به معنی کشور گرفته شده البته آن را علم تحویل متن نامیدند علمی که به بررسی تمام زوایا و شاخصه ها و شکل گیری یک متن یک اثر می پردازد منبع متون مقدس بوده است و احساس جدید و بعد در عالم انسان وارد شد منظور از شناخت شناخت مطرح نیست بلکه در حقیقت فهمید که در قالب شناخت خودش را نشان می‌دهد د ارمینا سه معنا دارد به فهم درآوردن توضیح دادن و توضیح کردن حیواناتی که می گوید تفسیر ما با شناخت تجربه متفاوت است و علوم تجربی شناختی وجود دارد اما در نظر هرمنوتیک شناختی وجود ندارد چون تفاسیر متفاوت است  که حالتی را به وجود می‌آورد که بعد از تصحیح متون دینی و مسیحیت در مناطق به صورت عمودی ارتباط پیدا می‌کند دوره تسلط فرصت‌ها برای مردم اجازه تفسیر کتاب مقدس را به مردم عادی نمی دادند اما با گذشت زمان شماری از انسان‌ها در مقابل قوانین کلیسا به مقابله برخاستند و گفت برای فهم خداوند ما به اجازه دیگران اعتراضی نداریم

اندیشه دکارت و کانت در روش شناخت را توضیح دهید

دکارت می‌گوید هر چیزی که از می‌گوید همان چیزی نیت دارد و توازن قدرت باعث ایجاد می‌شود در اصالت ارز به کارت با کارت اختلاف نظر دارد دکارت می‌گوید عکس به خودی خود توانایی دارد که خود را بشناسد و شناختی که از میباشد عینیت هم دارد باید گفت مسئله دکارت مسیر روش است پس دو روش صحیح شناخت صحیح را به دنبال دارد و بینیت و تشبیهات ذهنی هم می‌رسیم اما کار می گوید درست است که اگر روش صحیح باشد شناختم صحیح خواهد بود اما مسلکان فقط مسئله روشن نیست که می‌خواهد بگوید امکانات ذهنی تا چه مرحله‌ای است آنچه از ذهن به دست می‌آید تا صحت عینیت دارد و با واقعیت مطابقت دارد

نظریه کارل پوپر در روش شناخت

 به طور خلاصه کار پوپر � علم کامل و تکامل پذیر وجود ندارد و بر خلاف نظریات پوزیتیویست ها معتقد است که رشد در تایید اثبات نظریه نیست بلکه محصول نقد آنها و تجدیدنظر در آنهاست نکته مهم در نظریه پرور و طرح درس باشد بلکه ابتدا نظریات فرضیات راه گسترش علم را هموار می‌کند می‌گوید تصویر را انتخاب می کنیم سپس مک کورانه و جسورانه نظری را به عنوان راه‌حل موقت پیشنهاد میکنیم بعد با در نظر گرفتن نهایت تهوع خود نظر نظریه به کار می بریم و می پوشیم آن را رد و باطل کنیم در ابطال توفیق یافته نظر دیگر عرضه می کنید آزمون پذیرش در نظریه پوپر الف تئوری‌ها تعیین می‌شود دو تربیت می‌شوند سه مورد از پیش بیاید تا پذیرش شکل می‌گیرد تجربه پدیده را پیش بینی نمی‌کند یاس ناپذیری بعضی غذایی را داریم که ابطال ناپذیرند  هم خیلی توجه می‌کند و آن را مخلوط می داند در آب بین الملل توضیحات استاد در مورد کار کوپه به این شکل که اون پرنده پاتریس می‌کند در واقع می‌گوید ما بیاییم یک پدیده را در نظر بگیریم و به مرگ تجربه بگذاریم و این پدیده را به آزمون پذیری به ابطال پذیری مورد بررسی کنیم در واقع می‌توانیم بگوییم نظریه‌ها تایید نمی‌شود بلکه نظریه‌ها تقویت می‌شود

نظریه ها دیگر در روش شناخت

 �رسش اسیران در مورد چگونگی درک معنی آنها و نه چیزهایی گفته شده که در مورد انسان و ظاهر حقیقت متمرکز می شود مسئله برای و معرفت شناسانه نیست بلکه هستی شناسانه است که رحمتی را به سطح تفسیر عمومی آورد فقط شامل متون مقدس نبود به معنای متین در واقعیت را مطرح کرد که این روش در علوم انسانی را مطرح می‌کند بحث فاصله‌گذاری میان اش را که میان عرضه و آنچه که مشاهده می کند و سوژه مشاهده کننده وجود دارد روانشناسی مولفه مسائل و همذات پنداری ها دیگر بحث فرداش ناف را مطرح می‌کند بادام انتظام افق‌ها را حالی که می گوید همانطور را به مثابه هستی‌شناسی فهم مصرف می‌کند پرس اسب پرسش اصلی ها دیگری نیست که چگونه می‌شود معنایی در رقابت علوم تجربی و علوم اثباتی در نکرد بلکه پرسش اصلی این است که به دنبال جوهر الحیاة از دست انسانی است پس به درستی برای ها دیگه جوهر حقیقت است که از انسانی است پس مساله اصلی برای یادگیری روش شناخت و معرفت شناسی نیست و چه هستی شناسی است و دیگر کتابی به نام وجود در زمان هستی در زمان دارد که در آن می‌گوید چیزی که به دنبال آن هستیم تا حرکت است او حرکت آن چیزی نیست که بگوییم علمی هست مثلا محاسبات اقتصادی است یا ملاحظات فنی در تکنیکی به دنبال آن چیزی است که می‌رویم به طور کلی هرمنوتیک با همدیگر از یک مفهوم و یک روش شناخت بیرون می‌آید به آنتولوژی می‌رسد هستی‌شناسی می‌رسد برای ها دیگر مانند مساله هسته‌ای خودش را در کجا پیدا کردی دار می کند تا دیگر اصلاح دراز به نام ه معنی آنجا بودن یا آن جا هستی از این گونه خاصی از وجودی است که هستی و معنادار است و وجود و معنادار است تا زن موجودی که جایگاه زمانی و تاریخی و اجتماعی خاص دارد و آن چیزی که بستی و بی معنی می دهد عنصر آگاهی است یعنی از این به عنوان موجودی است که نسبت به موجود و جایگاهش آگاهی پیدا می کند به طور کلی وجود و هستی در پرتو آقایی و فهم است که پدیدار می‌شود یعنی موقعی که به آن آگاهی و فن می‌رسیم هستیم من معنادار می‌شود در حالی که پدیدارشناسی طرح را مطرح می‌کند کانفلون را مطرح کرده بود توانست از راه تجربه قابل درک است حالا چطوری خودش را آشکار می‌کند پدیدارشناسی دو چیز را مطرح می‌کند قانونی از راه است و تجربه قابل درک نیست که از راه تجربه قابل درک است به طور کلی از این به دنبال هسته ای است  دنبال هستی هستی که کجا خودش را نشان می‌دهد در فهم خودش را نشان می‌دهد زمانی که فهم می‌کنیم اصلی ادراک می‌شود و معنی پیدا می‌کند پس از طی خودش را فهم معنا کند از کار اصلی هرماتیک پدیده فهم است در نظریه‌ها دیگر می‌خواهد و تحلیل کند می گوید هستی زمانی خودش را می‌تواند ساحل کند که در فهم باشد در حقیقت هستی خودش را فهم انسان آشکار می‌کند احساس چیزی که بیان شد و رمانتیک از این سازمان را مطرح می‌کند و رمانتیک برای دیگر نروش است و شخصیت شناسی فهم است وجود انسان را بر اساس فرمان تجلی پیدا می‌کند نکته اول شما نمی‌توانید به این است که با وجود تفاوت قائل شوید جدایی بیندازید حالی که جدایی آنها غیرممکن است نکته دوم در حقیقت این است که چون بخش مهم هویت و یا حیات و فهم انسانی در پیشاور انسان هاست لذا هیچ شناختی بدون پیش‌داوری نمی‌شود بنابراین بیشتر شناخت ما تحت تاثیر پیشداوری هاست ما مخلوق یک تاریخ هستیم و از این یک تاریخ است هرچند به عنوان معنا معنای و ارزش‌ها بر ساخته شده است و توسعه وجود دارد اما به صورت تاریخی �نت می‌گوید آن بینش ها و موارد پیش بینی به صورت صوتی در ماه بوده و ثابت بوده است رمانتیک عامری نصب کننده علوم تجربی نیست ولی قسمتی از وجود که بهش توسط نشده بهشت توسط می‌کند و می‌گوید که ما وابسته به زبان از ها دیگر می‌گوید نسبت به علوم اجتماعی وارد می‌کند و معلم علوم تجربی را دائمی نمی‌داند ولی آن مسلح فاصله‌گذاری را نقد می‌کند در حقیقت چون �ه آمدند یک آمدند یک هست و وجود را گرفتند که هستی قسمت مهم از وجود را مرتفع قرار ندادند می‌خواهد بگوید فرایند فرد چگونه حاصل می شود و چه اتفاقی می‌افتد که ما به فهم می‌رسیم و با فهم به خودشناسی میرسیم به خودشناسی برسیم به جایی نمی‌رسیم در واقع فرد چگونه حاصل می شود و وقتی تنها حاصل شد ما چگونه خود را می‌شناسیم می‌توان گفت حالا دیگر از طریق هرماتیک دنبال شناخت فهم بود در حقیقت در قالب فرهنگ خودشان نمایان می‌کند یعنی شناخت در هر محیطی ما هستی شناسی واسه هستیم و به یک نظریه هستی شناسی تبدیل کرد یعنی هرتیک روشن ای زمستان چگونه دیتا را مطرح کرد چون این دو نفر سوم نگریستند دستی را مطرح می‌کنند به طور کلی ۲۳ نکته مهم را مطرح می‌کنند فهم ما زبان مند است یعنی فهم وابسته به زبان است و زبان بنیاد زمان است می‌خواهم آنچه در عالم زبان رخ می‌دهد چیزی هست منظور از زبان و کلام شناسی نیست بلکه تماس دانشگاه علوم و قوانین و ۲ نافع ملت اهداف تمامی کلامی که به کار می‌بریم و تاریخ متن زندگی در واقعیات اجتماعی می‌شود و من همان تیغ‌ها دیگر می‌گفت بین و سوژه فاصله نیست شادمهر همین مسئله را مطرح می‌کند در حقیقت فاصله ای که در علوم تجربی وجود دارد در علوم انسانی نیست البته دلیل هم به آن اشاره کرد بین سوریه و به فاصله حدود ۲۲ میلیارد علوم تجربی نباید نفت باید به وسیله عمیق‌تر است توسط کنیم یعنی باید خودمان را بشناسیم بفهمم که هستی می توانیم به خودشناسی برسیم

نظریه هرمنوتیک در روش شناخت

اندیشه های مدرن در حوزه دانش بشری در غرب شکل گرفته و تاثیرگذار است در حوزه دانش در اروپا نقدهای جدی به لحاظ ارزشی شناسی و معرفت شناسی به این مباحث وارد می‌شود هرچند این انتقادها به صورت یکسان ارائه نشد مثلا نفس خود نیز در فرانسه مطرح می‌شود در مقابل تفکر آمریکایی یا نظریه های انتقادی هر موزیک ریشه در فرهنگ آلمانی است به خصوص در دوره بیسمارت بوده زمانی که تفکر آلمانی به اندیشه‌های مدل جواب می دهد انتقاد می کند هرمنوتیک یکی از سران هایی است که در مقابل نگرش مدل ارائه می‌شود هرمنوتیک چیست در عصر از هرمز خدای یونان باستان مشترک شده است امروز ارائه مرزها و واسطه بین خدایان و مان و تفسیر کننده خواسته های خدایان برای مردم آن بوده است در دوره باستان هر نیرویی که در کنترل انسان نبود را به آن خدا می گفتند منظور از خدا و خصوصیت نبود حتی بودن خدا می‌تواند خرید دهد اما آنچه که مورد توجه و مسعود انتقال پیام بود علمی نافهم کلام و شناخت آینده است هرمینا کاهن معبد دلفی می‌توانست از آینده بگوید و پیام را درک کند انتقال دهد عکس کتاب های افلاطون به صورت دیالوگ بوده است اما آنچه را امروزه از آن سخن می رود مطالبی است که سهراب مطرح کرده است ۷۰ تا آنها را جمع کرده است کلمه واژه دیالوگ از دو بخش تشکیل شده یکی دیگه به معنی ذوق و به معنی صحبت کردن و سرد کردن در مجموع دو نفر با هم وصل می کنند و یک مرکز شناخت از صحبت‌ها بیرون می‌آید روش افلاطونی روش جدال بی آر تی جدی یا روش مامایی در واقع سقراط وظیفه اصلی خود را در زیر آن گفت و گو ایفای نقش ماما و روش تحقیق خود را به هنر امامیه تشبیه می کند رسانه ها و کتاب های افلاطون همه در چارچوب دیالکتیکی است یک حقیقت یک شناخت از این جدول دیابتی که بین دو نفر وجود دارد بیرون می‌آید این اقدام و بنای هرمنوتیک جدید از دیالکتیک مبنای هرمنوتیک جدید است و ماتیک منبع متون مقدس بوده عهد عتیق و عهد جدید و بعد در عالم انسان و بشری وارد شد منظور از شناسه شناخت متری نیز در هر تصمیمی که در قالب شناخت خودش را نشان می‌دهد آن موقع بشناس نایل گشته ایم و آن شناختن قطعی نیست پس می توانیم چنین نتیجه بگیریم دیالوگ معنای گفتگوی سالم نیست بلکه یک نوع تقابل اندیشه است که از درون شناخت و معرفت می آید هرمنوتیک از ریشه یونانی هرمینا و نه گشودن گرفته شده است البته آن را علم تحویل متن نامیده‌اند علمی که به بررسی تمامی زوایا و شناخت ها و شکل گیری یک متن و شاه �راموشی و بررسی گوشه‌ای پنهان یک اثر می‌پردازد هرمینا در واقع همان سخن معنادار است سهم آنها از مینا می‌توان استخراج کرد بفهم درآوردن توضیح دادن توضیح کردن نکته فکر نفهمی در واقع خودش یک تجربه کردن از از فهم درآوردن و توضیح دادن و تفصیل کردن ترجمه کردن شناخت حاصل می شود ظاهراً یهودیان اولین کسانی بودند که برای فهم عهدة ای از ترمینال استفاده کردند البته هرمنوتیک و بحث با زندگی در مسیحیت هم مطرح شد آلمان تبدیل به فن تجربه تفسیر شده پروتستان‌ها در مقابل قانون کلیسا کاتولیک ایستاده‌اند ماست در مکتب پروتستان دستورالعمل خود را مستقیماً در کلام خدا استخراج کردند به همین دلیل پروتستانیسم شروع به ترجمه و تفسیر متون دینی کرد از دید خوزستان شروع به این کار کردند و رمانتیک می گوید تفسیر ما با توجه به شناخت متفاوت است که شما از کلامی دارید با تصویر یک شخص دیگر متفاوت است لط کلیسا بر مردم اجازه تفسیر کتاب مقدس را به مردم عادی نمی دادند اما با گذشت زمان شماری از انسان‌ها در مقابل قوانین کلیسا به مقابله برخاستند و گفتند برای فهم خداوند ما به اجازه دیگران احتیاجی نداریم البته خود از خواب کلیسا به تفسیرهای متفاوتی از کتاب مقدس کردند و این گونه رمانتیک وارد آنجا شده اواخر قرن ۱۹ آلمانی ها بیشتر این مسئله را مطرح کردند در واقع هرمنوتیک به نوعی مدرنیسم را نقد می‌کند مدرنیسم شرایط را مطرح می‌کند که باعث هم باید از آن استفاده کرد هرمنوتیک مساوی فهم مجدد هرمنوتیک و در حالتی را به وجود می‌آورد که بعد از تفسیر وصول دینی و مسیحیت هرمنوتیک به صورت تفصیلی عمومی ارتقا پیدا می‌کند دیگر سوالات تفسیر متون دینی که انجام شد پاره میشود رفتی می‌تواند طرح شامل هر چیزی به حرمت می باشد پایه اصلی هرماتیک شلایرماخر این بود این است که می‌گوید متون شعر و فلسفه و کتاب مقدس معنای آبجکتیو دارند در واقع معتقد است که معنا در درونم تنها ساخته شده انسانی و متین هستند و قابل شناخت معنای مورد نظر معلم از طریق لغت شناسی کلمات جملات را باید ترکیب کند بازسازی شرایط تاریخی و اجتماعی ما اگر معنای مورد نظر معلم را بشناسیم باید شرایط اجتماعی و تاریخی اش را بشناسیم هر بنا در یک �س قرار دارد پس هر بنایی که می‌خواهیم تولید کنیم و با توجه به شرایطی که گفتیم در درون متن مطرح متین بدانید اگر محمد بنا داشته باشیم معنای را آنطوری که می‌خواهیم پیدا کنیم یعنی در واقع ما هر معنایی متین راد می‌توانیم در داخل یک متن است یا مولف می گوید می توان پیدا کنیم ماما دلتا که بنیانگذار جامعه‌شناسی تفهمی است � چیزی مثل وبه تبیین فهمی را مطرح می‌کند دیتای برعکس شلایر ماهر هرمنوتیک را به عنوان روشی در علم انسان می داند در حقیقت بلیت‌های اولین متفکری است که رمانتیک را در مقابل علوم اثباتی قرار می‌دهد و دولت علوم شناختی را زیر سوال می برد مثل صدای ماهر نیست در حقیقت خیلی مهم به پوزیتیویسم حمله می‌کند منظوری که در علوم تجربی زیاد اعتقادات و علم آنتیک را درون محدوده مورد بحث و طلبه را می‌داد اما دانشمندی به نام دلی تا بیاد برعکس اون علوم انسانی به دست جدا میکشه تی به خودش را با توجه به مواد زیر مطرح می‌کند نقد می‌کند از فاصله گذاری در علوم تجربی سوژه و ابژه از شیعه نگاری علوم تجربی می گوید علوم انسانی با اشراف می‌کند فروشان ذاتی است علوم انسانی علوم معنایی هستم انسان و شاد در علوم اثباتی یکی نیست همانطور در پستوی سم تعمیرپذیری علوم انسانی انسان است و تامین پذیر نمی توانند ازش استفاده کنیم در علوم انسانی شناخت ما نباید از پذیرش پدیده های انسانی فاصله بگیریم علوم تجربی انسان ها را مثل اش را می‌بیند سوزه یا سوژه امری ذهنی درونی نفتی و غیر مادی و تجربه‌های ذهنی هستند که امری عینی بیرونی خارجی به ما داده است سوژه و بودجه فاعل شناسا همان انسان است شوماخر  به تفسیر اتوم سر کار دارد دیتا بامت کار ندارد با هم همت ما سر کار دارد اما تو نمیخواد اسید ساختار و متنبه شود وارد روانشناسی می‌شود می‌گوید روانشناسی مولف را باید بشناسیم تا بفهمیم نتیجه پس ما می‌توانیم بگوییم نسل اول هرماتیک روش متفاوتی بودند رد و سهم داشتند در هرماتیک زدید و بازسازی روش های تاریخی و روانشناسی مولفین ها در حقیقت شبکه های معنایی که در آن هستند به دنبال آن بودند

 پس چرا آخر به دنبال تفسیر بود اما دلتای روش تجربی را نصب می‌کند و وحدت و روش شناختی را زیر سوال می‌برد

نظریه کوهن در روش شناخت

کوهن معتقد است علم ماهیت واقعی ندارد پس پارادایم است الگوی شناخت علمی سه عنصر دارد �ل مفروضه های جهان شناختی جهان‌بینی پارادایم دوره اول را نشان می دهد دوم قضاوت در مورد واقعیت سوم روش شناخت معیارهای صحت و کسب پس همانطور که بیان شد ی شناخت علمی در نظریه نسبیت عنصر است مفروضه های روانشناختی قضاوت در مورد واقعیت روش شناخت این سه عنصر را از درون پارادایم می‌گیریم و از واقعیت پارادایم می‌خواهد نوع نگاه به این سه عنصر عوض بشه تعریف پارادایم سه راهی است که در فلسفه علم به کار گرفته می شود مقصود از آن اصولی است که بر بینش ما نسبت به چیزها و جهان حاکم است اصول علمی که در ویندوز شما نسبت به سی سال از آن حاکم است اصول علمی ما نسبت به سال پارادایم هستند و علومی که وجود دارد ما به آنها متعارف می‌گوییم آنها را به وجود می آوریم حتی بینش در یک دوره در انسان به وجود می‌آورند و از طرفی دیگر این بینش پارادایمی ها را تقویت می کند او می گوید علم یک انباشته دائمی و اثبات دائمی نیست بلکه علم ما شامل تاریخ تحولات علم و انقلاب پارادی کمانی ک

علم در نظریه کوهن شامل تاریخ تحولات انقلاب پارادیم فارادیک ماتیک علمی و روش علمی از درون آنها پارادایم بیرون می‌آید در حقیقت باعث می‌شود که علوم مختلف در چهارچوب عناصر بررسی شود یعنی در حقیقت اگر بخواهیم علمی را بررسی کنیم و عناصری که در سال سوم و آن سه عنصر که پارادایم را می‌شناسد و وسیع کنیم

کوهن �شت آلت است در قالب پارادان به یک بینش عمومی و شناخت کلی میرسیم این تکرار کردن نیست بلکه باید یک چهارچوب بدهید یک بینش عمومی داده شود و یک محور داده می‌شود پارادایم حکمی را تحت تاثیر قرار می دهد در قالب این شکلی به حل مشکلات می‌پردازیم که می‌گوید سادگی و چشم انداز وسیع سودمند حتی می‌تواند به گونه‌ای متفاوت مورد توجه قرار گیرد کاردان مسائل خوبی را فراهم می‌کند که مشکلات پژوهشی در درون آن مطرح می‌شود و در تحریری برنامه‌های مربوط به آزمایش و مشاهده نقش هدایت کننده ای دارد علم متعارف یا علم درون چنین پارادایمی نوعی فعالیت حل مسئله است ناتوانی در حل مسئله در و پارادایم ناشی از ضعف دانش بندان است و ضعف پارادایم � در پارادایم هنگام تشکیل می‌شود که پارادایم و ظهور کند ظهور پارادایم جدید با انقلاب علمی همراه است چنین انقلابی وقتی کامل می‌شود که قابل استماع علمی و آن اعلام فاتح وفاداری کند پارادایم پیشین به کلی کنار گذاشته می‌شود تصویر کهن از شیوه پیشرفت یک علم به این شکل که پیش پیش علم عادی بحران انقلاب علم عادی جدید بحران جدید 

نظریه کارل پوپر در روش شناخت

او معتقد است که علم کامل و تکامل ناپذیر وجود ندارد او معتقد است که رشد علم در تایید و اثبات نظریات نیست بلکه مسئول نقد آنها و تجدیدنظر در آنهاست اندیشه ی علم از نقد افتاد حاصل می شود برخورد علمی انتقادی است نکته مهم در نظریه پوپر �یید و اثبات بچه ابطال نظریات و فرضیات راه گسترش علم را هموار می‌کند مومنت پلنگ پوزیتیویسم می‌کند و در واقع می‌گوید ما بیاییم یک پدیده را در نظر بگیریم و به محک تجربه بگذاریم و این پدیده را با آزمون پذیری و ابطال پذیری مورد بررسی کنیم در واقع می‌توانیم بگوییم نظریه‌ها تعیین می‌شود و چه در حقیقت نظریه ها تقویت می شود ون پذیری تئوریها تعیین نمی‌شود بلکه تقویت می‌شود مورد نقص پیش بیاید ابطال پذیری شکل میگیرد به مفهوم زمان هم خیلی توجه می‌کند و آن را مخصوص ذهن می‌داند در روابط بین الملل به طور خلاصه رشد دانش و علم را محصول آزادی می داند در نظر او را شناخت علم در فضای رقابت فکری آزاد رشد می‌کند به عبارت ساده‌تر معرفت وضعیت در سایه آزادی امکان پذیر است �فهوم زبان اهمیت می‌دهد چون فلسفه تحلیل زبان از مهمترین زمینه های فلسفه تحلیلی است که عبارت است از اینکه معنا و مفهوم الفاظ فلسفی با عمل زبان تبدیل می‌شود فیلسوفان باید به کار برد های حقیقی واژه ها لازم با مفاهیم فلسفی آن توجه کنند

نظریه ماکس وبر در روش شناخت

 ماکس وبر می گوید هر رابطه معقول رابطه علی که می‌تواند به آن برسیم باید از راه علمی و هم تبیین بر باشد که به آن تبیین تفهمی می‌گویند ماکس وبر معتقد است پس از شناخت ما از تبدیل علمی و تبیین تفاهمی دست نیافته باشد ناقص است منظور از کردها یک رفتار انسانی است که معنایی که از آن استنباط می‌شود معنای از دست آربین کارگزار شکل می‌گیرد آن در حقیقت باعث می‌شود ما رفتار را بشناسیم کاری که انجام شد بشناسیم 

ماکس وبر چگونه به این نگاه می کند آیا انباشتی و تکاملی نگاه میکند � جواب می توان گفت ساختار هم کارگزار توسط دارد و اعتقاد دارد معنا که شما از رفتار کارگزار می‌بینید یک معنایی در ذهن شناخته می شود که ساختارها و سازندگان به آن می‌پردازند یک روش را ارائه می‌کنند و یکی می‌آید آنها را ارائه می کند و یک نظریه را ارائه می کند

 نظریه کوهن در مورد نگرش گشتالتی این نظریه ها متفاوت از مجموع اعضای آن هستند به عنوان مثال در واقع کل موسیقی مجموعه ها چیزی متفاوت از تک تک نت ها هست

قیاس ناپذیری هر عملی برای خودش روش مستقلی دارد هر روش را نمی‌توانیم به هر پدیده ای استفاده کنید ماکس وبر می گوید کسانی که نگاه و اندیشه‌ای ایده آلیستی دارند نقد می‌کنند شناخت تا زمانی که به تبیین عملی و به فهم معنای یکبار برسد اهمیت می‌یابد به عبارت دیگر شناخت مساوی است با الیت و فهم

اما در تمام این موارد عرصه ما کسبت با مفهوم آغاز می‌کند و ارزش دخالت می دهد اما در نهایت به دنبال کفایت عینی با روشهای پوزیتیویستی است ن روش علمی و تجربی به الیت باور دارد و دو نوع فعالیت را مطرح می‌کند تاریخی و جامعه‌شناسی اما به علت را بر اساس احتمال در نظر می گیرد همچنین به چند عامل نگری به معنای نفی عامل مسلط در تفسیر علمی و نوعی قرابت انتخابی به جای رابطه علّی و معلولی ساده است و در نهایت و وبر به لحاظ روش شناختی می تواند فهمید گرا ناامید چرا که به عقیده ماکس وبر هیچ علمی به طور کامل قابلیت دستیابی به واقعیت را ندارد

مقاله روش شناختی ماکس وبر

البته در میان جریان‌های فکری موثر بر اندیشه روش شناختی واکس وبر سه جریان به طور بارز به چشم می خورد الف �ت ایده آلیسم آلمانی به مکتب تاریخی تاریخ گرایی جامعه شناسی آلمانی کلمه کلیدی ماکس وبر تفسیر تبدیل و علیت و روش است معرفت شناسی وبر ذهن است یا این است پس از این است که او پیشتر رفتار معطوف به هدف را مورد توجه قرار می‌دهد و هدف رفتار بعد از توسط عمیق تعریف می شود

نظریه دکارت در روش شناخت روابط بین الملل

 چیزی که اگر می‌گوید همان چیزی نیت دارد دکارت می‌گوید توازن قدرت باعث می‌شود مورد انطباق بیشتر بازده کار کرده است سازگاری می‌گویند انسان نمی‌تواند بگوید که همه کشورها قدرت طلب اند چون واقعیت ها از استماع ساخته می‌شود سازگاری می گوید با تجربه کار کرده‌اند باز هم کار کرده اند از مقوله خودش را منتقل می کند به داده های خارجی

در اصالت ارز کانت باد کارت متفاوت است دکارت می گوید اگر به خودی خود توانایی دارد که خود را بشناسد و هر شخصی که عقلی باشد این ایتم دارد و باید گفت مسئله دکارت و صلح روش است پس روش صحیح شناخت صحیح را به دنبال دارد و به این نیت تشبیهات ذهن هم میرسیم ت می گوید درست است که روش از اجرای صحیح باشد شناختم صحیح خواهد بود اما مسئله کانت فقط مسئله روشن نیست چون می‌خواهد بگوید امکانات ذهنی تا چه مرحله ای است با آنکه از این به دست می‌آوریم ها صحت عینیت دارد و با واقعیت مطابقت دارد

اصالت کانت با هیوم هم تفاوت دارد هیوم ذهن را منشأ اثر نمی داند تصورات ذهنی را محصول یا داده های حسی و تجربی نمی داند بطی که بین این تصورات به وجود می‌آید از جهت تداعی است در اثر تکرار و مسافرت بین دو موضوع یا مسئله که در جهان حسی ایجاد می‌شود در جهان انعکاس پیدا می‌کند یعنی برای هیوم عینیت معنی ندارد زیرا واقعیت های خارجی تنها تنها روی زه تاثیر می‌گذارد نه اینکه زن به خودی خود به شناخت نائل شود